این گداها از ما هستند...باری بر دوش و وجدان ما...ما در عوض کمک ناچیز و مسخره ای به نان روزانه شان میکنیم...ما مسئول زندگیشان هستیم...ولی تنها به این دلخوشیم که نمیگذاریم پیش چشم ما بمیرند...میگوییم اگر می خواهند، بمیرند...بله مردن حق است...خوب بمیرند...ولی دور از ما...آن گوشه ها...دور از چشم...