حسرت دیدن گنبد طلا حرمت....
داره مثل بغضی کهنه به دلم چنگ میزنه..
این قدر ازتو دور شدم که این روزها حس میکنم غم غربت یه دنیا روی شونه ی منه...
اون قدر از تو دور شدم که این روزا حس میکنم همه ی جهان فقط قد یه زندونه برام...
من که یه عمری هوای یه بار دیدنتم....
بگو پس کی نوبت من میشه پابوست...