تلخ بود!
حس چشایی در برابر این همه درد کم آورد...تلخ کمترین مصداق این سوز است!
این لحظه را می چشم!مینوشم!فرو میبرم!میسوزم!
چون رگه ای از زشتی و تاریکی از گذرگاه وجودم عبور میکند...زخم میکند...میسوزاند ومیبرد هر آنچه از من مانده
تهوع عجیبی را تجربه میکنم
این همه درد را تاب ندارم!
این زخمهای در...