کنجِ خاطراتمان نشسته ام و
با حسرت های آهـــــار زده ام،
به حوالیِ آغوشی فکر میکنم که
برای من خلق نشده بود..،
تنها مُقدر گشته بود تا
ضمانت کند مفهومِ تنهایی را
در تاریخِ معاصرِ شعرهایی که
از سرِ عشق، تشنه برگشته اند..
گاهی خودت را جای من بگذار و
از دید یک شعر نشین
به خاطراتمان نگاه کن.. و
اگر از سرِ اتفاق به مخمل دلت چـُروک افتاد،
به بغض های زنجیره ایِ شاعری بیاندیش که
در سایه روشنِ ظلمِ تاریخیِ آغوشت،
ردای تنهایی به تن کرد..
تو می رفتی
تا آبی ترین رویای ت
من اما
ثابت روی همان صندلی نشسته م
با کمی تفاوت
که دیگر کتاب نمی خوانم
چای ندارم
سیگار دود نمی کنم
نفس
نمی کشم
نيما_معماريان
روز مهندس رو تبریک میگم به تمام کسانی که مهندسی را درک کردند،
به تمام کسانی
که پلی ساختند از انتهای بن بست کوچه ی رفاه تا بیکران، به تمام کسانی که خود
را شبانه روز وقف کردند تا همگان شبانه روزی روشن داشته باشند، به تمام کسانی
که لذتش را فهمیدند نه آنان که تنها به نامش خوانده شدند...
روز مهندس مبارک