دوستت دارم هایت را کش بده ،
و تا می توانی بلند بگو ؛
می خواهم گوش آسمان کر شود ،
می خواهم قلب زمین بلرزد ،
می خواهم ،
تو فرهاد باشی ،
و من لیلی این دوران ؛
می خواهم ؛
من باشم ؛
تو باشی و عاشقی هامان ...
دیر که جواب میدهی نگران می شوم ...!
می گویند نگرانی ، عشق نیست !
چند روز که صدای خنده هایت را نمی شنوم دلتنگ می شوم ...!
می گویند دلتنگی ، عشق نیست !
به بودنت،به عاشقانه هایت عادت کرده ام ...!
می گویند عادت عشق نیست !
و من هنوز حیرانم از این همه که درگیرم با تو ...
که می گویند عشق نیست !
تو بگو عشق هست ؟ !
یا عشق نیست ؟