به جان خودم 2 بار آومدم رای بدم ولی یه بار برق خونه رفت یه بار وقتی میخواستم رای بدم یه پیام خصوصی آومد که یهو همه چیز فراموشم شد
آقا مرحله بعد شروع شد خبرم کنین شرکت کنم ، میخوام جاییزه نفر اولی رو بردارم ببرم ها(حالا میگی همیشه اینجور میگی ولی شرکت نمیکنی)
من نمیدونم چرا از وقتی که مدیر تالار هنر شدی ، علاقه خاصی به بهش پیدا کردم(نه به تو تالار رو میگم)
دشمنت شرمنده.خیلی گلی احسان جان.بابت همه چیز هم ممنون
هر شب ما به رختخواب میرویم، ما هیچ اطمینانی نداریم که فردا صبح زنده بر می خزیزیم، با این حال ساعت را برای فردا کوک می کنیم.« این یعنی اُمید»
ـ کودکی یکساله ای را تصور کنید، زمانی که شما او را به هوا پرتاب می کنید، او می خندد، چرا که او می داند که شما او را خواهید گرفت.«این یعنی اعتماد»
ـ روزی، تمام روستایی ها تصمیم گرفتند، تا برای بارش باران دعا کنند، در روزی که برای دعا همگی دور هم جمع شدند،تنها یک پسر بچه با خود چتری داشت.«این یعنی ایمان»