دکتر مهدیه
پسندها
1,972

ارسال های پروفایل آخرین فعالیت ارسال ها درباره

  • سلام ...مممنونننننننننننننننننننننننننننننننننننننن.....دستتون درد نکنه
    باران همیشه میبارد اما مردم ستاره را بیشتر دوست دارند نامردیست ان همه اشک را به یک چشمک فروختن
    باران همیشه میبارد اما مردم ستاره را بیشتر دوست دارند نامردیست ان همه اشک را به یک چشمک فروختن
    به گمانم نفسي فرصت ديدن داريم، تا ته كوچه فقط حق دويدن داريم، نشكند پشت دل از بارغم حادثه ها، مثل يك بيد فقط حق خميدن داريم


    هروقت زخم خوردي مزه مزه اش كن ! نمكش آشناست
    من نه عاشق بودمو نه محتاج نگاهی که بلغزد بر من…
    من خودم بودمو یک حس غریب که به صد عشقو هوس می ارزید…
    من دنبال نگاهی بودم که مرا از پس آن سادگیم می فهمید…
    و خدا میداند سادگی از ته دل بستگیم پیدابود



    اين حس براي من هيچ نداشت اما گلهاي بالشم را باغبان خوبي بود با اشكهاي من هرشب...


    تا صبح گریه می کنم و غنچه می دهند گل های ریز صورتی روی بالشم !
    کاش روزهــــــــــــای دلتنگی ِ مـــــــــــن..... مثل ِ \"دوست داشتن های\" تو کوتاه می شد . کاش...........
    تنها در اين دهكده ي كوهستاني شاخه ها را ميشكنم و به آتش مي سپارم،به اين اميد كه اشكال دود تنهايم نگذارند.

    چهره ام سخت درهم است، فيثاغورثي پيدا كنيد اين مسئله را حل كند!

    دلم برایت تنگ شده است ، چه از طول ، چه از عرض و چه از ارتفاع ، می دانم تقصیر تو نیست ، قطعا تقصیر اشکال هندسی ست .
    آنکه میرود،نمیداند
    اما آنکه بدرقه میکند میداند کاسه ی آب معجزه نمیکند...
    کهنه فروش تو کوچمون داد میزد: "چراغ کهنه میخریم.... وسایل شکسته میخریم" بی اختیار داد کشیدم کهنه فروش قلب شکسته میخری؟ با یه لبخند تلخ گفت: اگه ارزش داشت که نمیشکست........
    من ترک شراب لب یار ائیلدیم اولدی
    زهر غم هجریله مدار ائیلدیم اولدی
    ای شیخ بهشتی دئمه ترک ائیلییه ن اولماز
    من ترک سر کوی نگار ائیله دیم اولدی
    راديوميگويد:آمارتصادفات خيلى بالاست!
    پس چرامن تصادفأهم تورانميبينم؟
    بازهم آماردروغ؟!



    من ب امار زمین مشکوکم
    اگر این شهر پر از ادمهاست
    پس چرا این همه دلها تنهاست
    سوگیه بیر تئاتر ددیلر هرکسه بیر رول وردیلر ان چتینین منه وردیلر سو سونرا اونوت ددیلر من رولومو اوینییامادیم سودیم اما اونوتامادیم.
    شیشه نازک احساس مرا دست نزن !
    چِندشم می شود از لک انگشت دروغ !!!
    آن که میگفت که احساس مرا می فهمد …
    کو کجا رفت ؟ که احساس مرا خوب فروخت !
    مادر، دو بخش بیشتر ندارد. و ما هر چه می کشیم از بخش دوم است.
    در سرزمینی که سایه ی ادمهای کوچک " بزرگ شد در ان سرزمین افتاب در حال غروب است.
  • بارگذاری...
  • بارگذاری...
  • بارگذاری...
بالا