دختر شرقی
پسندها
6,086

ارسال های پروفایل آخرین فعالیت ارسال ها درباره

  • تا کوچ من به تو چیزی نمونده بود
    وقتی نگاه تو از گریه می سرود
    با تو چه ساده بود هم آسمون شدن
    وقتی که آینه ها شعله به شب زدند
    چیزی نمونده بود تا خواب رازقی
    تا ناز نسترن، تا فصل عاشقی
    چیزی نمونده بود با تو یکی بشم
    با تو رها از این آواره گریه شم


    من مثل تو هنوز باور نمیکنم
    روزی از این قفس هجرت کنیم بهم
    باید سفر کنم از پشت پنجره
    شاید نگاه تو از یاد من بره
    حرفی نزن به من از موج و از نسیم
    چیزی نمونده بود تا هم نفس بشیم
    چیزی نمونده بود تا هم نفس بشیم


    من مثل تو هنوز باور نمیکنم
    روزی از این قفس هجرت کنیم بهم
    باید سفر کنم از پشت پنجره
    شاید نگاه تو از یاد من بره
    حرفی نزن به من از موج و از نسیم
    چیزی نمونده بود تا هم نفس بشیم
    چیزی نمونده بود تا هم نفس بشیم
    ها چیه؟مشکلی داری؟
    دوستامن دلم میخواد ازشون تشکر کنم.حسودی؟دختر خاله حسود حسود حسود:D
    نمیخوام سهم دنیا رو تویی که سهم دستامی

    اگه آرامشی دارم واسه اینه که همرامی

    زمین میلرزه و اینجا یکی بی تخت خوابیده

    تو عشق تو یه چیزی هست که آرامش به من میده

    بذار روشن کنی شب رو ستاره از تو ماه از من

    ازت یه خواهشی دارم تو هم چیزی بخواه از من

    تموم خوبیا با تو چقد خالی شده دستم

    بذار یکبار قبل از تو بگم که عاشقت هستم

    چقد خوبه هوای تو چه عشقی رو به من دادی

    گرفتار تو که هستم بدم میاد از آزادی

    ببین راه فرارم رو خودم از هر طرف بستم

    ازین لحظه به بعد هرجا که تو هستی منم هستم

    بدون که عمر عشق من به کوتاهی ساعت نیست

    عزیزم گفتنم تنها یه حرف از روی عادت نیست
    باز آمدم باز آمدم از پیش آن یار آمـــــــــــــــــدم در من نگر در من نگر بهر تــــــــــو غمخوار آمدم نمیگم که دلم تنگ شده نمیگم که ممنون از این همه لطف و صفات فقط میگم سلللللللللللللام رفیخ عزیزم
    سلاااااااااااااااااااااااااااااام عزیز دلمان!!!
    چطور مطوری؟!!
    فدااااااااااااااااااااااات!!
    اینجا برای از تو نوشتن مرا کم است
    دنیا برای از تو نوشتن مرا کم است
    اکسیر من نه اینکه مرا شعر تازه نیست
    من از تو مینویسم و این ماجرا مرا کم است
    سرشارم از خیال ولی این کفاف نیست
    در شعر من حقیقت یک ماجرا کم است
    تا این غزل شبیه غزلهای من شود
    چیزی شبیه عطر حضور شما کم است
    گاهی تورا کنار خود احساس میکنم
    اما چقدر دلخوشی خوابها کم است
    خون هر آن غزل که نگفتم به پای توست
    آیا هنوز آمدنت را بها کم است
    مادر كوشي؟ساعت داره 1 ميشه هنوز خوابي؟:surprised:

    خوابالوووووووووووووووووو:razz:

    اين همه آومدي تو پروفم دقت نكرده بودي؟:surprised:

    براي چهارشنبه سوري همگي تو پروفم دعوت هستيد اما يه لطفي كنيد 1 كليلو سيب زميني بخريد ما پول ندارم:D
    عشق منی بوخودا....

    [IMG]شبت ستاره بارون همنفسم.. [IMG] [IMG] [IMG] [IMG] [IMG]
    خو مهتاد نی که ، میتونه دووم بیاره
    اوهوم خیلیییییی
  • بارگذاری...
  • بارگذاری...
  • بارگذاری...
بالا