mahyam68
پسندها
1,936

ارسال های پروفایل آخرین فعالیت ارسال ها درباره

  • مخسی محیایی ، نظر لطف شوماس ریفیخ
    شومام با اینکه خیــــــــــــــلی کوشمولو میای باشگاه ، کم هم باهات ارتباط داشتم ولی همیشه از اون حس خوف ها بهت داشتم ژیگری
    عارف مهربون منی [img]
    سیلام ریفیخ . یک عدد خواهش دارم خدمت شوما
    موخام نظرت رو در مورد شخصیتم بدونم ، بی تارف ، بی شوخی ، راسّ و حسینی ! [img][img]
    واسم جالبه بدونم هر کی چ فکری در موردم موکونه ... [img]
    خصوصی یا عمومی واسم فرق نیداره ، یه کوچمولو واسم بنویس .. همون قدی که میشناسی[img]
    سلام
    خواهش میکنم من در خدمتم
    ولی اگه اشتباه نکنم رشته شما مهندسی شیمیه
    چطور میتونم کمکتون کنم ؟
    پ نه پ با بیژنم، با تو ام دیگه!
    ها، گفتم شاید به جلو افتاده.
    خوبم ممنون!
    سلامتی
    از داداش چه خبر داری؟
    ممنون تو چطوری؟
    آفرین بچه مثبت
    ایشالا به سلامتی خبریه؟
    سلام محیا جان خوبی عزیزم؟؟؟؟؟؟؟؟ خوب دیگه احوال نمیپرسیا؟؟؟؟؟؟؟؟؟ چه خبرا خوش میگذره خانومی؟


    پس از مدتها تنبلی و پشت گوش اندازی و درگیری های دنیای واقعی به فکر اینجا افتادم

    باشد تا رستگار شویم :دی


    پس از مدتها تنبلی و پشت گوش اندازی و درگیری های دنیای واقعی به فکر اینجا افتادم

    باشد تا رستگار شویم :دی


    پس از مدتها تنبلی و پشت گوش اندازی و درگیری های دنیای واقعی به فکر اینجا افتادم

    باشد تا رستگار شویم :دی


    سلامت را نمی‌خواهند پاسخ گفت‌،

    سرها در گریبان است‌.

    کسی سر بر نیارد کرد پاسخ ‌گفتن و دیدار یاران را.

    نگه جز پیش پا را دید نتواند،

    که ره تاریک و لغزان است‌.

    و گر دست محبّت سوی کس یازی‌،

    به اکراه آورد دست از بغل بیرون‌;

    که سرما سخت سوزان است‌.

    ...

    مسیحای جوانمرد من‌! ای ترسای پیر پیرهن‌چرکین‌!

    هوا بس ناجوانمردانه سرد است‌... آی‌...

    دمت گرم و سرت خوش باد!

    سلامم را تو پاسخ‌گوی‌، در بگشای‌!

    منم من‌، میهمان هر شبت‌، لولی‌وش‌ِ مغموم‌.

    منم من‌، سنگ‌ِ تیپا خورده رنجور.

    منم‌، دشنام پست آفرینش‌، نغمه ناجور.

    نه از رومم‌، نه از زنگم‌، همان بیرنگ‌ِ بیرنگم‌.

    بیا بگشای در، بگشای‌، دلتنگم‌.

    ...

    سلامت را نمی‌خواهند پاسخ‌گفت‌.

    هوا دلگیر، درها بسته‌، سرها در گریبان‌، دستها پنهان‌،

    نفسها ابر، دل ها خسته و غمگین‌،

    درختان اسکلت های بلورآجین‌،

    زمین دلمرده‌، سقف‌ِ آسمان کوتاه‌،

    غبارآلوده مهر و ماه‌،

    زمستان است‌.
    صدای خنده ی خدا را می شنوی؟
    دعاهایت را شنیده و به آنچه که محال می پنداری می خندد
  • بارگذاری...
  • بارگذاری...
  • بارگذاری...
بالا