sayyah archi
پسندها
1,028

ارسال های پروفایل آخرین فعالیت ارسال ها درباره

  • آشپزخانه نرگس313 و مبارک افتتاح شد
    http://www.www.www.iran-eng.ir/showthread.p...635#post976635
    سلام عزيزم..
    خوبي؟
    خيلي دلم ميخواس قبل رفتنت بهت كلي سفارش كنم... اما يه چند وقتي بهم ريختمو حتي حوصله اينجا رو هم نداشتم كه بيام.. البته ياد همه بودم كلي دعا كردم...
    اما انگاري همه يادشون ميره!! فك ميكنم اين قرعه كشي هر هفته ، تنها چند نفر از اين ليست دعا ميكنن!!!
    به هر حال ممنون كه ياد همه بودي...
    اميدوارم فعاليتت رو هم بيشتر ادامه بدي...
    تشکیل گروه مترجمی معماری ...
    دوست عزیز با نظرهامون به همدیگه واسه پیشرفت کمک کنیم!
    نمیدونم! چی جواب بدم!
    ولی فقط اینو میتونم بگم که من دو سه روز میام اینترنت تا فقط یه سری بزنم به تاپیک راز! که شاید بتونم اراده ام رو بیشتر کنم وانرژی بگیرم! ولی دارم از این راه هم ناامید میشم!
    من کم کم وابسته شدم و شرمنده اگه قبلا کم می اومدم و نتونستم همه ی پست ها رو بخونم تا اون توهین یا بی احترامی که به شما و تاپیک شده رو ببینم و حداقل نظرم رو بگم!
    من به سهم خودم از همه ی زحمتهایی که توو این مدت کشیدی ممنونم!
    یاحق
    سلام فلطمه جوونمممممم...خوبی؟؟؟
    اعتکاف خوش گذشت حسابیااااا
    مارو دعاا کردی؟؟؟؟؟
    من هر روز میرفتم توتاپیک اما خداییش تو نبودی اصلا کامنت نمیذاشتم
    مخصوصا با اون حرفاااااا
    البته الانپشیمونم که چرا همون موقع یه چیزی نگفتم
    به هر حاللللللل بی خیاله دنیااااا خودتو عشقه
    جدي؟؟ممنون ...خيلي زحمت كشيدن...نميدونم من از پس جبران اين لطفهاي شما برميام يا نه؟؟؟:gol::gol::gol:
    سلام سياح جان...حالتون چطوره؟؟؟به سلامتي از اعتكاف برگشتين..؟؟قبول باشه...ممنون كه واسمون نماز خوندين و دعا كردين.. [IMG] [IMG]
    .من توي اين سه روز هروقت اسم اعتكاف ميومد ناخوداگاه به ياد شما مي افتادم و واقعا غبطه ميخورم به خاطر اون دل پاكتون.. التماس دعا...:gol::gol::gol:
    من تا دلت بخواد حوصله دارم برای شنیدن مشکلات دیگران.

    ادامه یا قطع هرچیزی رو خودمون تصمیم میگیریم در موردش...پس بهتره تصمیم به ادامه داشته باشیم.

    ◊ هر چه موانع جدی‌تر و سخت‌تر باشد، لذت تلاش و پیروزی بیشتر است . اریک باتروورت ◊

    با احترام
    متوجه اون سه روز نشدم.جریان چیه؟

    خب من ادمی هستم که زیاد دقت میکنم به جزییات...و دوست دارم مطالب بچه ها رو بخونم...هر چیزی قانونی داره...من رغبت نکردم متن شما رو بخونم...چون یک کمی سخت بود خوندن اون متن...

    در مورد سه روز و مشکلتون هم اگر خواستید توضیحی بدید.

    با احترام
    خیلی نا امیدانه برخورد کردید...حتما عمری خواهد بود...چون باید باشه...

    در پست اخر و قبلی همه متن نوشته شما بصورت وسط چین شده و چپ چین نیست.یعنی وسط صفحه دیده میشن.

    با احترام
    اون نمی گم که خییییلی جالبه!!!
    سلام خان مهندس،حال شما؟احوال شما؟
    این مدته جاتون خالی حسابی بعد امتحانا احتراحت کردم،العان دوباره اومدم اگه د.ستان قابل بدونن کنارشون باشم،
    "به گام هایی که بر میدارید ایمان داشته باشید ,چراکه حرکت دهنده کسی دیگر است...."
    تو را می خواهم و دانم که هرگز
    به کام دل در آغوشت نگیرم
    تویی آن آسمان صاف و روشن
    من این کنج قفس مرغی اسیرم
    ز پشت میله های سرد تیره
    نگاه حسرتم حیران به رویت




    فروغ فرخزاد
    تنهاتر از یک برگ
    با یاد شادیهای مهجورم
    در آبهای سبز تابستان
    آرام می رانم
    تا سرزمین مرگ
    تا ساحل غمهای پاییزی
    در سایه ای خود را رها کردم
    در سایه بی اعتبار عشق
    در سایه فرار خوشبختی
    سلام...مرسي ...مرسي...خيلي خيلي ممنون.....ولي سرعتم خيلي كمه..
    عاشقی را شرط اول ناله و فریاد نیست
    تا کسی از جان شیرین نگذرد فرهاد نیست
    عاشقی مقدور هر عیاش نیست
    غم کشیدن صنعت نقاش نیست
    دیر زمانی است روی شاخه ی این بید
    مرغی بنشسته کو به رنگ معماست.
    نیست هم آهنگ او صدایی ، رنگی.
    چون من در این دیار ، تنها ، تنهاست


    سهراب سپهري
    می بندم این دو چشم پر آتش را
    تا ننگرد درون دو چشمانش
    تا داغ و پر تپش نشود قلبم
    از شعله نگاه پریشانش
    می بندم این دو چشم پر آتش را
    تا بگذرم ز وادی رسوایی
    تا قلب خامشم نکشد فریاد
    رو می کنم به خلوت و تنهایی
    ای رهروان خسته چه می جویید
    در این غروب سرد ز احوالش



    فروغ فرخزاد
    من دلم میخواهد ، مثل باران باشم

    در شب تنهایی ، شمع یاران باشم

    دست بخششگر من ، دستگیر همگان

    گاه سختی و جنون ، سهل و آسان باشم
    نشنو از نی ، نی حصیری بی نواست
    بشنو از دل ، دل حریم کبریاست
    نی بسوزد خاک و خاکستر شود
    دل بسوزد خانه ی دلبر شود
    واقا" که.:mad:
    اخه مگه می شه کسی اینقدر زور گو بشه.باشه دیگه نوبت منم میرسه.
    وقتی نوبت تو شد من واست دعانمی کنم;):biggrin:
    :gol::gol::gol:
    باده فروش

    بنگر آن ماه روی باده فروش
    غیرت آفتاب و غارت هوش
    جام سیمین نهاده بر کف دست
    زلف زرین فکنده بر سر دوش
    غمزه اش راه دل زند که بیا
    نرگسش جام می دهد که بنوش
    غیر آن نوش لب که مستان را
    جان و دل پرورده ز چشمه نوش
    دیده ای آفتاب ماه به دست
    دیده ای ماه آفتاب فروش ؟

    "رهی معیری"
  • بارگذاری...
  • بارگذاری...
  • بارگذاری...
بالا