sisi...
پسندها
4

ارسال های پروفایل آخرین فعالیت ارسال ها درباره

  • به خدا منم دوست دارم ............اگر تو بدوني من چقدر تو رو دوست دارم شبونه پا ميشي مياي اينجا پيش من
    تو هنوز ناراحتي ................. من خوب ميدونم

    باشه برو خدا نگهدارت
    مهناز امروز غروب پيش تو خيلي خوش بهم گذشت .... با خودم گفتم امشب راحت ميخوابم ...... مثل اينكه دوباره بايد با غصه بخوابم
    نه بابا ناراحتي كجا بوده .....

    من خدا رو شكر يك ساله اصلا دكتر نرفتم
    ببين عزيز دلم من چقدر خاطر تو رو ميخوام

    به خاطر تو مهموني رو ول كردم اومدم اينجا پيش تو

    الان كه برم اون طرف بابا و مامان دعوام ميكنن
    بگو كه ناراحت نيستي

    خاك بر سر من كنن

    خوب من چطوري حرف بزنم كه تو ناراحت نشي .........
    خونه ي بابا بزرگ ......................جاي تو خالي بود .......... سر سفره كه نشستيم يك جا خالي بود
    بگو كه ناراحت نيستي .......... به خدا قلبم درد گرفت .............. قفسه سينم داره درد ميكنه
    آخه تو بگو من چطوري به تو ثابت كنم كه همچين منظوري نداشتم ................. بابا دارم ميگم به خدا ..........خدا رو كه قبول داري
    اي بابا حالا بياو ثابت كن


    قران بيارم وسط باور ميكني كه من همچين منظوري نداشتم
    من اگر به تو اعتماد نداشتم كه اينقدر باهات راحت نبودم كه همه چيز رو واست تعريف كنم

    من از اينكه امشب كجا مهموني هستيم تا ماجراي بارداري مادرم همه چيز رو واسه تو گفتم .......... من بهت اعتماد دارم
    ديگه نميدونم چي بايد بگم


    فقط اينو ميخوام بگم تو داري اشتباه فكر ميكني
    ببين همش تقصير تو ديگه ........... اينقدر نارحت ميشي كه آدم نميدونه چطوري بايد رفتار كنه

    مثلا اومدم اينجوري رفتار كنم كه كمتر نارحت بشي مثل اينكه پاك بدتر شد
    به خدا من فقط ميخواستم اعتماد تو رو جلب كنم



    ميخواستم اينجوري بگم كه من چيزي از تو پنهون ندارم
    من از همون اول هم بهت گفتم كه ........من از چيزي نميترسم هر حرفي هم داشته باشم رك ميگم


    به خدا من فقط ميخواستم رمز خودم رو بهت بدم ..........گفتم شايد اينجوري اعتمادت به من بيشتر بشه


    برو خدا نگهدار


    حالا ديدي تو هم حرف منو نميفهمي .............. ديدي تو هم نميتوني منو درك كني
    مهناز چرا اينجوري ميكني ؟



    من به خدا منظوري نداشتم
    به خدا من به رمزهاي تو نيازي ندارم .......... ببين من يه تو اعتماد دارم

    من گفتم شايد اگر همينجوري بي دليل رمزم رو واست بزارم ناراحت بشي


    خاك بر سر من الاغ كنند كه گفتم شايد اينجوري ناراحت نشي
    من اصلا به رمزهاي تو نياز ندارم ........چون بهت اعتماد دارم عزيزم

    تو رو خدا ناراحت نباش ديگه

    خاك بر سرم ................. به خدا اگه ميدونستم ناراحت ميشي نميگفتم
    ببين تو گفتي ناراحت نميشي

    من خواستم رمزهاي خودم رو بهت بدم ......................... خبر مرگم اگه ميدونستم ناراحت ميشي نميگفتم

    من گفتم شايد اينجوري ناراحت نشي
    خوب رمزت رو نده .................. ناراحت شدي؟

    فكر نميكردم اينقدر ناراحت بشي

    من احساس كردم كه تو نسبت به من بي اعتمادي خواستم رمزهام رو بهت بدم گفتم شايد همينجوري يهو رمزهام رو بهت بدم ناراحت بشي اين جوري بيان كردم..................... اصلا نميخواي رمز بدي من بهت اعتماد دارم
    باشه ............ببين حداقل سعي كن روزي يكبار رو بياي سايت ...........يك چند دقيقه
    رمزت بگو ..................منظورم رمز اينترنت

    ببين عزيزم اگر دوست نداري نگو ........... اما من الان رمزهام رو ميگم
    اگه يك چيز بهت بگم به حرفم گوش ميدي؟ ناراحت نميشي؟
    سلام قربونت برم

    الان از خونه ي بابا بزرگ يك سر اومدم اين طرف گفتم شايد سايت باشي يك سري بهت بزنم

    مخلصيم خانوم خانوما
    مهناز دوست دارم ........................ قربون چشات برم

    خدانگهدار
    پس خدا نگهدارت باشه ............... اما حالا واسم عكس نميزاري .......... بزار زنم بشي دم به دقيقه ازت عكس ميگيرم


    خدا جون مواضب مهنازي باش ، مراقب پاره تنم
  • بارگذاری...
  • بارگذاری...
  • بارگذاری...
بالا