sisi...
پسندها
4

ارسال های پروفایل آخرین فعالیت ارسال ها درباره

  • مهناز................مهنازي.................. تو رو خدا بيا

    خدا جون .........خدا جون ........... اي خدا مهربون الان مهناز بياد سايت ...اي خدا

    كجايي پس نفسم ؟
    من رفتم .................. اومدي تك بزني ها ................. يادت نره تك بزني .......دارم از دل تنگي ميميرم
    راستي الان نزديك هاي غروبه ديگه پاشو بيا

    دلم واست يك ذره شده .... ما خيلي چاكريم همسر گرامي
    حالا تو ناراحت نباشي ها .................. اگر ديدي ظهر يكم ناراحت به نظر ميومدم بخاطر اينه كه من اون طرف راحت نميتونم بهت پيام بدم به خاطر اينكه پسر عمم مياد ميخونه مجبورم يكم رسمي تر صحبت كنم

    آدم مگه از دست عزيز دلش ناراحت ميشه
    سلام قربون اون قلبت برم ........ من كه ناراحت نيستم ...... واسه چي ناراحت باشم؟
    فدات بشم من....... عزيزم اون موقع كه زنگ زدي من خواب بودم
    ميدوني چرا نيومدم؟......... چون توي خواب پيشت بودم ..... توي خواب نميدونم چرا من داشتم گريه ميكردم بعد تو اومده بودي دستم رو گرفته بودي و بهم ميگفتي گريه نكن عزيزم ..... اون موقع دستات توي دستام بود دلم نميخواست از خواب بيدار بشم چون كنارم نشسته بودي
    راستي من امشب ميخواستم بعد از اين همه حرف يك چيز رو بگم ...........وقت نشد

    يادم بنداز فردا بگم باشه
    الان شام خوردم اومدم................فكر كنم رفتي

    ((قربون شكمت برم)) .............. خيلي خنديدم
    من كه عاشقتم .............. عشق يعني اينكه : تا آخرش هر جور شده پاي معشوقت وايسي

    حتي اگر بچه دار هم نشيم من تو رو به خاطر بچه رها نميكنم.......... اصلا گور باباي بچه

    من مهنازيم رو واسه يك بچه رها كنم،غير ممكنه................ هيچ چيز نميتونه منو از تو جدا كنه
    من بايد برم شام ...................... صبر ميكني تا بر گردم؟
    اين اعتماد من نسبت به تو يهو ايجاد شد ................... انگار يكي بهم ميگه كه بهت اعتماد كامل داشته باشم...... يك حسي
    پس با هوو هم موافقت كردي.................... خودت بايد بياي خواستگاري ها
    يك سوال بپرسم................. خدا وكيلي راستش رو بگو ........... اصلا ناراحت نميشم عزيزم

    چقدر به من اعتماد داري؟
    تو خرج خونه زندگیو بچه هاتو بده..................... اين يعني اينكه راضي شدي بچه زياد بياريم .......10 تا خوبه
    حالا بي خيال .................... تا اون موقع خدا بزرگه
    نميدونم تا الان چقدر منو شناختي فكر كنم اينو تا الان فهميده باشي كه وقتي يك حرف بزنم پاش وايسادم سرم بره حرفم و قولم نميره
    نه بابا جيگر منم از اون آدمهاي بي غيرت نيستم كه بخوام بخوابم توي خونه تو بري كار كني

    اصلا ميخواي كار نكن ................ خودم خرجت رو ميدم
    واقعا دلم ميخواد همه چيزم رو فدات كنم ...... چون همسرم هستي ..... نيمه گم شدم

    وقتي بهت ميگم دوست دارم يعني اينكه تا آخرش پات وايسادم .........تو چي؟ توي مشكلات زندگي كنارم هستي؟
    اما ميدوني من چطور فكر ميكنم :

    ما قراره كه با هم زندگي مشترك داشته باشيم، من كه هرچي داشته باشم با تو شريك ميكنم : پولم . جونم . همه چيزم رو
    ((اگه کار کنم همشو خرج خودم میکنم چون این وظیفه ی مرده که خرج خونه رو بده اینجوری مرد تن پرور میشه منم نمیتونم به هیچ عنوان با همچین مردی سازگاری داشته باشم همینطور که کار خونه مال زنه ))

    واقعا اينجوري فكر ميكني ؟ ................... يا شوخي كردي
    پس منم جارو نميكشم .......................روزهاي تعطيل هم تا ظهر ميخوابم

    برو بخور نوش جونت
    ميگم توي فيلم فاصله ها ............ اون آشپز هست پير مرده ........ لهجه اراكي حرف ميزنه

    البته لهجه ما شازندي ها با لهجه اراكي ها يكم فرق داره
    جارو كشيدن خونه پاي من

    روزهاي تعطيل هم من غذا درست ميكنم .................. دست پخت منو ميخوري؟
    يعني ميخواي كار كني؟

    آفرين به اين همسر فداكار ................. حالا كه تو ميخواي توي مخارج خونه و كار به من كمك كني ، من هم توي كاراي خونه كمكت ميكنم
    آره تو پيشم هستي............ قربونت برم من


    خدا رو شكر ميكنم كه تو رو دارم
    با ميرحسين ................... نه! خب بيچاره اونم منظوري نداشت ............. جو گير شده بود

    همه پسرا همين جور هستن پيش دخترا جوگير ميشن
    خوب آره خدا كه هستش اما بالاخره منم آدم هستم ديگه به يكي نياز دارم
  • بارگذاری...
  • بارگذاری...
  • بارگذاری...
بالا