سلام نازنینم..فدای تو عسلم برم...آخه تو چرا این موقع ها میای که من مسافرتم؟هان هان؟هییییییییییییی..بعد از عمری اومدی من نبودم!!!هیییییییییییییی روزگار!!خوبی عزیز دلم؟
گویند صدای خفاش ها آنقدر بلند است که ما تونایی شنیدن آن را نداریم
و چه زیباست این گوهر ناب ...
خدایی که در همین نزدیکی است
اما دریغ
بارها دچار عجز و ناتوانی شدیم
و تو را ندیدیم
خوب چکار میکردی که سرت شلوغ بود که نمیتونستی سر بزنی
واقعا خوب کردی اومدی یاد اون شبها بخیر دلو دماغی داشتیم چقدر خوب بود منم یادم نمیره
بیشتر سر بزن دلمون واست تنگ میشه
سمیرا ووووووووووووووووووووووای که نمیدونی چقدر خوشحالم تو اومدی!!!!
والا حبیب و طبیب رو دیگه تو باید جور کنی!!من در گوشی بهت گفتم میخوامشون!!البت طبیبی که حبیب باشه ارجح تره به حیبیب که طبیب باشه ها!!!! :دی
[IMG] [IMG] عمرا من به تو جوراب بدم!!! :دی
هان؟!!؟آره عزیزم!!حتما!!من به تو حتما جوراب میدم..شام همکار شدن و مدیر شدن و ارشد و کلی چیز دیگه رو م میدم عمرا!!![IMG]
یعنی چی فکر میکنی؟!؟مگه خبر ازش نداری؟؟میانه شکرآبه؟!؟خدا نکنه عزیزم..من این جوراب ها رو با صدهزار آرزو خریده م !!سمی!!یالا!!من زنده م به دلخوشی این که اقلا از دوستام تو یکی داری عروس میشی شوهرت اقبلا یه دوستایی دارن که شاید من رو بگیرن!!!!!!!نگووووووووووووووووووووو!!
دنیای ما چون بازیِ تاب است
وقتی به اوج میرسیم یادمان میرود که چگونه رسیدیم
دلمان تنگ میشود
بر میگردیم
تا او را ببینیم
اما دریغ وقتی دیدیمش
دلمان برای اوج تنگ میشود
عجب دنیایی است
همه اش دلتنگی است