آلبومی قدیمی ام
در زیرزمین خانه ای کلنگی
که واحدهایش را پیش فروش کرده اند.
در انتظار دستی جامانده در اعماق
که شاید آجرها نمی گذارند
خاطره ای فروریخته را ورق بزند
کلا آدم سختگیریم. در همه موارد... نمیشه انکار کرد!
آره پول!... نمیدونم شاید هم پول نبود... شاید همون کلیشه ی حرف همو نمیفهمیم بود!
هر چی بود... هنوز تو مخمه! یه وقتا بدجور!
یه کتاب خوندم خیلی اتفاقی پیش اومد... میگم اگه عشق نبود نه شاعری بود نه نویسنده!
شماره حساب دلتون رو نداشتم تا شادی ها رو براتون واریز کنم ...
رمزش رو هم نداشتم تا لااقل غمهاتون رو برداشت کنم ...
ولی از خودپرداز دلم براتون آرزو کردم!
چرخ گردون ، چه بخندد ، چه نخندد ، تو بخند
مشکلی گر تو را راه ببندد تو بخند
غصه ها فانی و باقی همه زنجیر به هم
گر دلت از ستم و غصه برنجد ، تو بخند
روز و روزگاران به کام
به تاريخ های روی سنگ قبر نگاه کنید:
تاريخ تولد- تاريخ مرگ
آنها فقط با يك خط فاصله از هم جدا شده اند،
همين خط فاصله كوچك نشان دهنده تمام مدتي است كه ما
روي كره زمين زندگي كرده ايم،
ما فقط به اندازه يك " خط فاصله" زندگي مي كنيم!
و ارزش اين خط كوچك را تنها كساني مي دانند كه به ما عشق ورزيده اند.
آنچه در زمان مرگ مهم است پول و خانه و ثروتي كه باقي مي گذاريم نيست،
بلكه چگونه گذراندن اين خط فاصله است.
بياييد به چرايى خلقتمان بيانديشيم
بياييد بيشتر يكديگر را دوست داشته باشيم
دير تر عصباني شويم
بيشتر قدرداني كنيم
كمتر كينه توزي كنيم
بيشتر احترام بگذاريم
بيشتر لبخند بزنيم
و به ياد داشته باشيم كه اين " خط فاصله" خيلی كوتاه است!