marysasarvar
پسندها
24

ارسال های پروفایل آخرین فعالیت ارسال ها درباره

  • مثل تو هیچکی ندیدم ، یه ذره وفا نداری

    مثل من ندیده هیچکی ، هر شبم گریه و زاری



    چشم تو خیلی قشنگ بود ، اما بی حیاست نگاهت

    چشم من خونه ی غم شد ، هنوزم مونده به راهت



    دل تو همیشه سنگ بود ، گریمو دیدی و رفتی

    دل من خونه از عشقت ، منو بدجوری شکستی



    دست تو گرم بود عزیزم ، مثل آتیش جهنم

    دست من سرد و غمینه ، حس مرگو داره کم کم



    چی میگن پشت ِ تو آخه ، میگن اون روتو ندیدم !

    چی میگن پشت سر ِ من ، میگن از دنیا بریدم



    صاحب ِ ترانه هامی ، اما دفترم که سوخته

    بعد ِ رفتنت دل من ، دل به این شاعری دوخته



    همه ریختن و سوزوندن ، همه ی ترانه هامو

    هیچکی دوست نداره اینجا ، بشنوه بهانه هامو



    دیگه واسه کی بخونم ، اینجا واسه کی بمونم ؟

    دیگه از غصه و غم ها ، چیزی مونده که ندونم ؟!



    میگن عاشقی همینه ، درده آخرش همیشه

    پس گلایه بسه شاعر! ، این یه بیت ِ آخریشه !



    من تو رو میخوام عزیزم ، اگه حتی سخته واسم

    دیگه هیچ گلایه ای نیست! ، عاشقی همیشه رازم
    مسابقه بهترین خواننده باشگاه مهندسان ایران

    برا بقیه هم بفرستید
    شعری که جوشید از دلم این بار باشد مال تو

    احساس شیرین دلی تبدار باشد مال تو



    از من بریدی بی سبب ، من هم گذشتم از دلم

    پاینده باشی سهم این ایثار باشد مال تو



    باشد برو بی اعتنا ، تنها رهایم کن ولی

    قلبی که مانده پشت این دیوار باشد مال تو



    چیزی ندارم من دگر ، جز یک رمق جان در بدن

    حتی همین این یک رمق ، صدبار باشد مال تو



    جز شعر چیز دیگری ، در چنته ام پیدا نشد

    قابل ندارد این غزل ، بردار باشد مال تو
    تو به من خندیدی

    و نمی دانستی

    من به چه دلهره از باغچه ی همسایه

    سیب را دزدیدم

    باغبان از پی من تند دوید

    سیب را دست تو دید

    غضب آلوده به من کرد نگاه

    سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک

    و تو رفتی و هنوز

    سالهاست که درگوش من آرام آرام

    خش خش گام تو تکرار کنان

    می دهد آزارم

    و من اندیشه کنان

    غرق این پندارم

    که چرا

    خانه ی کوچک ما سیب نداشت
    پلکی بزن! شکفتن خورشید خانه کو ؟

    تقریر کن! ادامه ی مشق شبانه کو ؟



    باران تویی ، بهانه تویی ، من درخت لال

    تا برگ برگ از تو بگویم ، بهانه کو ؟



    حسی غریب ، حال مرا زیر و رو نکرد

    بر گونه ام ، نم نم خیس ترانه کو ؟



    من – موج گمشده – که به ساحل نمیرسم

    بر پا می ایستم ، که ببینم کرانه کو ؟



    این چشم ها ، دلیل دو مصرع برای عشق

    دیگر نپرس: پس غزل عاشقانه کو ؟



    دیشب سکوت خانه پر از پرسش تو بود

    می گفت و می شنید که: خورشید خانه کو ؟
    و فکر کن که چه تنهاست

    اگر که ماهی کوچک دچار آبی دریای بی کران باشد!

    و فکر کن که چه تنهاتر است

    اگر که آبی دریای بی کران دچار ماهی کوچک باشد!

    و ماهی این را نداند
    اصلا منظورم اين نبود كه تو ....
    فقط مي خواستم بدوني كه من اصلا اهل دروغ نيستم.در آينده كه بيشتر منو بشناسي اينو متوجه ميشي.
    راستي شيطون اين(همه)كه گفتي منظورت كيان؟
    نه اين شعرها كه هيچكدومشون مال من نيست .به نظر من صداقت از همه چيز تو زندگي آدم مهمتره.
    پس یک ثانیه صبر کن...............

    به کجا میروی ؟
    صبرکن !...
    صبر کن عشق زمین گیر شود بعد برو !
    یا دل از دیدن تو سیر شود بعد برو !
    ای کبوتر به کجا ؟!
    قدری دگر صبر کن
    آسمان پای پرت پیر شود بعد برو
    ای عزیز جان من ...
    تو اگر گریه کنی بغض منم میشکند !
    خنده کن !
    عشق نمک گیر شود بعد برو !
    یک نفر حسرت لبخند تو را میدارد ...
    صبر کن گریه به زنجیر شود بعد برو !
    خواب دیدی شبی از راه ، سوارت آمده ؟
    باش ای نازنین !
    باش ای مهربان خواب تو تعبیر شود
    بعد
    برو !
    امشب بدجور بارانی ام بانو

    هوس کرده ام خودم را ببارم!

    که تمام شود این ابر

    چقدر تلخ بود تمام دیشب

    هذیان سرودن های بیهوده ام

    و کسی که مدام توی گوشم

    زمزمه می کرد نبودنت را !

    باور کن حقیقت دارد عشق!

    و کسی جلو دار آن نخواهد شد

    مگر آنکه تو حقیقت آن را انکار کنی بانو

    مگر به من نگفته بودی که عاشقمی؟

    پس بگذار تمام زمین انکارم کنند

    تو که باشی

    ابر خواهم شد

    که تمام خودم را به حرمتت

    گریه کنم

    تا صبح!
    مرسي كه نظر منو مي خواي .اين سوال نشوندهنده شعور بالاي شماست.هر شعري كه به نظر خودت قشنگه برام بفرست .منم مي تونم هر روز دو سه تا برات بفرستم.به شرط اينكه قبلي هارو خونده باشي....
    من گرايشم پتروشيميه .البته يك سال پيش فارق التحصيل شدم(ليسانس).خيلي دوست داشتم ادامه تحصيل بدم ولي ترسيدم خيلي پير بشم.
    نمي تونم دقيق اسم كاربري تو بخونم.اسم و فاميل خودته؟
    آخه الآن ديدم رشته ات مهندسي شيميه مثل من.راستش فقط مي خواستم يه جور سر صحبتو باز كنم.
    آيا به شعر علاقه اي داري يا از روي اجبار شعر مي فرستي؟
    برای چشم عاشق تو نامه پست می کنم
    همیشه آن تبسمی که میل توست می کنم
    غم شکستن من وتو هم تمام می شود
    تو فکر راه را نکن خودم درست می کنم
    همیشه عکس نازت روبرویم
    نگاه تو دلیل جستجویم
    چرا باید تمام حرف ها را
    بدون تو به تصویرت بگویم
    شنیده ام که گفته او مرا حلال می کند
    من و گذشتن از گناه او خیال می کند
    هزار بار گفته ام که عاشق تو نیستم
    دوباره از من رها شده سئوال می کند
    به عاشقی ام گرمی و تب داد شقایق
    آرامش مهتابی شب داد شقایق
    رسوا شدم آسوده شد او فکرش و من را
    یک عاشق دیوانه لقب داد شقایق
    سلام
    صمیمانه عید غدیر خم را به شما و خانواده محترم تبریک و تهنیت عرض می کنم
    هر روزتان عید باد


    [IMG]
    امشب . . .

    باد بی جهت می وزد

    باران بی جهت می بارد

    رعد و برق بی جهت می زند

    معجزه ای خواهد شد

    می دانم . . .

    معجزه ای خواهد شد

    و باد و باران و رعد و برق را

    جهت خواهد داد

    همین امشب شاید . . .

    معجزه ای خواهد شد
  • بارگذاری...
  • بارگذاری...
  • بارگذاری...
بالا