♥@SH!M♥
پسندها
10,473

ارسال های پروفایل ارسال ها درباره

  • شیــــــــــــــــــــــــــما .. امتحانا چطوره ... مثینکه حسابی درگیرت کرده
    سلام دوستم. این واقعا زیباست ، اما می خوای دست منو قطع کنی؟ من یه مرد هنری هستم با روحیه ای بسیار لطیف . حالا برات یه سری ایمیل میفرستم تا ببینی منم چیزای باحال دارم خانم مهندس. منتها الان نه بذار امتحان برنامه نویسی رو بدم بعد.:smile:
    يار اگرننشست با ما نيست جاي اعتراض...پادشاهي كامران بود از گدايي عار داشت
    آرزوی موفقیت برات دارم آبجی
    برو درس بخون تا نمره خوبی بگیری
    حواسم نبود پیام رو واسه خودم فرستادم..
    من هم در خال چرخیدن تو سایت های مختلف..
    خسته کننده هست..
    سلام ممنون
    پیمایش درختا رو که خوب بلدم ..
    پیمایش جنگل هم چیزهایی بلدم

    سوالتون دقیقا کدوم بخشش هست ؟!!
    (پیام شخصیتون پر بود اینجا گذاشتم)
    بر گیر شراب طرب​انگیز و بیا-----پنهان ز رقیب سفله بستیز و بیا ....زرنگ
    يه شب شدهزارشب ،كه دل غنچه ي ما قراربود وابشه:gol:تونيستي كه دنيا به سازم نرقصه به كامم نباشه
    اي دو چشمانت چمنزاران من
    داغ چشمت خورده بر چشمان من
    پيش از اينت گر كه در خود داشتم
    هر كسي را تو نمي‌انگاشتم
    درد تاريكيست درد خواستن
    رفتن و بيهوده خود را كاستن
    سر نهادن بر سيه دل سينه‌ها
    سينه الودن به چرك كينه‌ها
    در نوازش، نيش ماران يافتن
    زهر در لبخند ياران يافتن
    زر نهادن در كف طرارها
    گم شدن در پهنه بازارها
    آه، اي با جان من آميخته
    اي مرا از گور من انگيخته
    چون ستاره، با دو بال زرنشان
    آمده از دوردست آسمان
    از تو تنهاييم خاموشي گرفت
    پيكرم بوي هم‌آغوشي گرفت
    جوي خشك سينه‌ام را آب تو
    بستر رگهام را سيلاب تو
    در جهاني اينچنين سرد و سياه
    با قدمهايت قدمهايم براه
    اي به زير پوستم پنهان شده
    همچو خون در پوستم جوشان شده
    گيسويم را از نوازش سوخته
    گونه‌هام از هرم خواهش سوخته
    ي شب از روياي تو رنگين شده
    سينه از عطر توام سنگين شده
    اي به روي چشم من گسترده خويش
    شاديم بخشيده از اندوه بيش
    همچو باراني كه شويد جسم خاك
    هستيم ز آلودگيها كرده پاك
    اي تپش‌هاي تن سوزان من
    آتشي در سايه مژگان من
    به اب روشن مي عارفي طهارت كرد...علي الصباح كه ميخانه را زيارت كرد
    همين كه ساغر زرين خور نهان گرديد...هلال عيد به دور قدح اشارت كرد
    خوشا نياز ونماز كسي كه از سر درد...به اب ديده وخون جگر طهارت كرد
    امام خواجه كه بودش سر نماز دراز...به خون دختر رز خرقه را قصارت كرد
    دلم به حلقه زلفش به جان خريد اشوب...چه سود ديد ندانم كه اين تجارت كرد
    اگر امام جماعت طلب كند امروز...خبر دهيد كه حافظ به مي طهارت كرد
    ما هم شكسته‏خاطر و دیوانه بوده‏ایم
    ما هم اسیر طُرّه جانانه بوده‏ایم
    ما نیز چون نسیم سحر در حریم باغ
    روزى ندیم بلبل و پروانه بوده‏ایم
    ما هم به روزگار جوانى ز شور عشق
    عبرت‏فزاىِ مردم فرزانه بوده‏ایم
    بر كام خشك ما به حقارت نظر مكن
    ما هم رفیق ساغر و پیمانه بوده‏ایم
    اى عاقلان! به لذت دیوانگى قسم
    ما نیز دلشكسته و دیوانه بوده‏ایم
    گل در بر و مي در كف و معشوق به كام است...سلطان جهانم به چنين روز غلام است
    گو شمع مياريد دراين جمع كه امشب....در مجلس ما ماه رخ دوست تمام است
    در مذهب ما باده حلال است وليكن....بي روي تو اي سرو گل اندام حرام است
    گوشم همه بر قول ني و نغمه چنگ است...چشمم همه بر لعل لب وگردش جام است
    در مجلس ما عطر مياميز كه ما را.....هر لحظه زگيسوي تو خوش بوي مشام است
    از چاشني قند مگو هيچ وز شكر...زان رو كه مرا از لب شيرين تو كام است
    تا گنج غمت در دل ديوانه مقيم است...همواره مرا كوي خرابات مقام است
    از ننگ چه گويي كه مرا نام زننگ است....وز نام چه پرسي كه مرا ننگ ز نام است
    ميخواره وسرگشته ورنديم نظر باز.....وان كس كه چو ما نيست دراين شهر كدام است
    با محتسبم عيب مگوييد كه او نيز....پيوسته چو ما درطلب عيش مدام است
    حافظ منشين بي مي ومعشوق زماني...كايام گل وياسمن وعيدصيام است
    دیگران برای خوابیدن قصه می گویندوما قصه خودرا می گوییم تا دیگران بیدار شوند...
  • بارگذاری...
  • بارگذاری...
بالا