شبگرد23
پسندها
11,121

ارسال های پروفایل ارسال ها درباره

  • مطمئنید؟
    .
    .
    .
    .
    .شب زنده داری اذیتتون نمیکنه واسه کارسحر؟
    هوم..
    .
    .
    .
    ..امیدوارم برگرده ..یه روزی

    شما صبح ها چ ساعتی میرید واسه کار؟
    زحمت میشه خب..
    اینهمه ادم و خیابون.....
    .
    .
    .
    .زیبابود...
    دلم نه عشق میخواهد نه احساس قشنگ . . .


    نه ادعاهای بزگ نه بزرگهای پر ادعا . . .


    دلم یک دوست میخواهد که بشود با او حرف زد . . .


    و بعد پشیمان نشد . . .
    می زدیدش؟
    هوم؟
    خدابگم چه کارتون کنه که بااحساسات جوونا بازی میکنید این موقع
    دلتنگش بودم ..دلتنگ ترشدم
    هی روزگار
    خط فقرجایی ست
    میان بود و نبود تو
    میان دار و ندار من...
    دوست داشتنت هوس نیست........

    که باشد و نباشد....
    نفس است....
    تا باشی....تا باشم....
    واقعا؟
    هنرمندی بوده ها
    یادمه اونور که بودیم کلی شیطنت میکردیم...
    صداتونو تقلید کرده بود عایا/؟:دی
    دير باريدي باران...

    خيلي دير....
    من مدتهاست كه در حجم نبودن كسي خشكيده ام...
    یادم نیست ازرضوانه سوتی هاتونو..گیرمیدادما..
    منو یاد قدیم میندازید با این عنوان
    چقدراذیت میکردم ایشونو...




    همه اقاپسراشکمواند....:دی
    شما میدونید که من فشنم عایا؟:دی
    دیگه داغ بود ...شما زیاد گرم میخوریدااااشکموووووووووووو
    ای شکمو
    خوردیدش...من هنوز چایم سردنشده:دی
    پـــــــاران که میـــــــــبارد دلــم برایــــت تنــــگ تر میشــــــود؛
    راه می افتـــــــــم بـــــدون چــــــتر من بغـــــض میــــــــــکنم،
    آسـمـــــــان گـریــــــــــه...
    واو برگشتید...
    اره...ساعتای هشت...
    الان چای....
    نوش جان..
    دستپخت خودتون بود؟
    · تنهایی یعنی : ذهنم پر از تو و خالی از دیگران است , اما کنارم خالی از تو و پر از دیگران است !
    تو مرد هستی
    مردی از نسل کوروش
    مردی از دیار آرش
    مرد بودن سخت ترین کار روی زمینه
    زندگی من
    اگر یک شهر باشد
    تو
    تمام اتفاقات غیر منتظره ی آن شهری...
    می آیی
    فصل بهار ناگهان در میان پاییز ظاهر می شود...
    می روی
    طوفان می شود
    زمستان می شود...
    ...
    خلاصه اش کنم

    این شهر ویران می شود!!

    کاظم خوشخو
    در من


    کسی باز...


    یادِ تو افتاد

    امشب...!!!


    "حسین منزوی"
    ههه جالب شد
    خب چطورمیشه ازین ابهام خارج شد؟به خاطرهمون رسمی بودن مبهمم؟
    خب دلیل این سرسنگینی رو میدونید عایا؟
    عمق رو ازمنظرشاعری گفتم...
    اینکه اکثرشعردوست ها برخلاف علاقه ای که به شعرهای غم دار دارند ، تنهایی رو میپسندن...
    واووو
    پس پیش من بچه خوبی هستیداره؟
    یا پیش اونا بچه خوبی هستید؟
    کدومش؟
    پس منو نمیشناسیداا
    اتفاقاازسبک کارهای مورد علاقمه...
    .
    .
    .
    .یادم نیست تیکه کلامی ازشما
    هی روزگار///
    پس اگه بگم عمقتون زیاده درست گفتم؟
    .
    .
    .
    .درست گفتم؟
    نه..زیرو رو چرا...
    گیرددادم گیرمیدین اره؟
    شمام اقاپسرفشن:دی
    اواتارپیشنهاددوستان بود..
    ولی پروفایلمو دوست دارم.صفحه واستون بازمیشه عایا؟
  • بارگذاری...
  • بارگذاری...
بالا