گفتگوها و گفتمان‌های مهندسان شیمی

P O U R I A

مدیر مهندسی شیمی مدیر تالار گفتگوی آزاد
مدیر تالار
یه چیز نشونت بدم .. حال و هوات عوض بشه !!

 

Honey.ChEng

عضو جدید
کاربر ممتاز
اینو ببین! فقط ایرانیا از این کارا میکنن:huh:
http://www.www.www.iran-eng.ir/attachment.php?attachmentid=166520&d=1376986256
 

*ABER*

کاربر بیش فعال
کاربر ممتاز
هر چه دل تنگت آمده...بگو...... از استاد..از دانشگاه..از کار و بیکاری.... از هر چه خواستی....



اول سلام
خب بذار ی کم فکر کنم...این روزا اصلا حوصله استادای دانشگامونو ندارم.:(باورتون نمیشه ی استاد داریم ک از ترم 3 همینطوری داره با ما درس بر میداره هر سری هم از 50 نفر 30 تا رو میندازه انقد هم آدم گیریه ک نگو ولی خب از حق نگذرم درس دادنش خوبه..ولی چ فایده امتحاناش انقد سخته ک آدم آبا و اجدادشو سر جلسه به چش میبینه...هر امتحانم 4 ساعت طول میکشه من ک از گشنگی جنازه میشنم تازه بدتر از اون شکمم انقد آهنگ موزون میزنه ک هم کلاسیهامو ب رقص وا میداره آبرو نمیذاره برام:biggrin:
دیگه دانشگامون خیلی باحاله اگه این همه درس نداشتیم حسابی خوش میگذشت;)
 

P O U R I A

مدیر مهندسی شیمی مدیر تالار گفتگوی آزاد
مدیر تالار
اول سلام
خب بذار ی کم فکر کنم...این روزا اصلا حوصله استادای دانشگامونو ندارم.:(باورتون نمیشه ی استاد داریم ک از ترم 3 همینطوری داره با ما درس بر میداره هر سری هم از 50 نفر 30 تا رو میندازه انقد هم آدم گیریه ک نگو ولی خب از حق نگذرم درس دادنش خوبه..ولی چ فایده امتحاناش انقد سخته ک آدم آبا و اجدادشو سر جلسه به چش میبینه...هر امتحانم 4 ساعت طول میکشه من ک از گشنگی جنازه میشنم تازه بدتر از اون شکمم انقد آهنگ موزون میزنه ک هم کلاسیهامو ب رقص وا میداره آبرو نمیذاره برام:biggrin:
دیگه دانشگامون خیلی باحاله اگه این همه درس نداشتیم حسابی خوش میگذشت;)

سلام
دیگه همینه دیگه !!! هتل که نیست برادر من .. محل تحصیل علمه !:surprised:

اگر هم استادتون هر ترم از 50 نفر 30 نفر رو میندازه .. دیگه باید تا حالا منقرض می شدید خب !!!:D
 

*ABER*

کاربر بیش فعال
کاربر ممتاز
سلام
دیگه همینه دیگه !!! هتل که نیست برادر من .. محل تحصیل علمه !:surprised:

اگر هم استادتون هر ترم از 50 نفر 30 نفر رو میندازه .. دیگه باید تا حالا منقرض می شدید خب !!!:D



برادر؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟من برادرم:razz:نچ منقرض نشدیم هنوز ولی اکیپمون از هم پاشیده:(دو تا گروه شدیم
 

P O U R I A

مدیر مهندسی شیمی مدیر تالار گفتگوی آزاد
مدیر تالار
برادر؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟من برادرم:razz:نچ منقرض نشدیم هنوز ولی اکیپمون از هم پاشیده:(دو تا گروه شدیم

منظورم این بود که من به شما دوستای عزیزم به چشم برادری نیگا می کنم !!:)

همه دانشگاها اینجورین ... ما هم کامل 2 اکیپ شده بودیم !!
 

*ABER*

کاربر بیش فعال
کاربر ممتاز
منظورم این بود که من به شما دوستای عزیزم به چشم برادری نیگا می کنم !!:)

همه دانشگاها اینجورین ... ما هم کامل 2 اکیپ شده بودیم !!



دست چشتون درد نکنه واقعا;)
ولی به چشم برادر هم ببینی من میشم خواهر یا آبجی...دیگه عمرا بتونم بشم برادر:biggrin:
 

Honey.ChEng

عضو جدید
کاربر ممتاز
اول سلام
خب بذار ی کم فکر کنم...این روزا اصلا حوصله استادای دانشگامونو ندارم.:(باورتون نمیشه ی استاد داریم ک از ترم 3 همینطوری داره با ما درس بر میداره هر سری هم از 50 نفر 30 تا رو میندازه انقد هم آدم گیریه ک نگو ولی خب از حق نگذرم درس دادنش خوبه..ولی چ فایده امتحاناش انقد سخته ک آدم آبا و اجدادشو سر جلسه به چش میبینه...هر امتحانم 4 ساعت طول میکشه من ک از گشنگی جنازه میشنم تازه بدتر از اون شکمم انقد آهنگ موزون میزنه ک هم کلاسیهامو ب رقص وا میداره آبرو نمیذاره برام:biggrin:
دیگه دانشگامون خیلی باحاله اگه این همه درس نداشتیم حسابی خوش میگذشت;)

سلام دوستای جدید میبینم؟
 

P O U R I A

مدیر مهندسی شیمی مدیر تالار گفتگوی آزاد
مدیر تالار

Honey.ChEng

عضو جدید
کاربر ممتاز
خب دوستان کاری باری نیس
ما داریم میریم
عزت زیاد:w08:
غروب میام دوباره
 

*ABER*

کاربر بیش فعال
کاربر ممتاز
منم میرم
باااااااااااااااااااااااااای
روز و روزگار خوش
ایام به کام:D
 

Chemical_Engineer

کاربر فعال
ما مخلصیم ...



اقا جون جوابتون رو تو تالار تغییر نام کاربری هم دادم ... شما واجد شرایط هستید ... کسایی که شماره دانشجوییشون رو نام کاربریشون قرار دادن می توانند یکار نام خود را تغییر دهند ...
پس نگران نباش ...
مرسی داش پوریا! این سایت تو رو نداشت چکار میکرد خداییش;)
کاربر جدید نام کاربریش چقدر شماره داره آدم سرگیجه میگیره:D شماره دانشجویی ها رقماش زیاد شده؟
 

Chemical_Engineer

کاربر فعال
منطق زنانه

زوجي براي تعطيلات به يك منطقه ماهيگيري در پارك ملي رفته بودند. شوهر به ماهيگيري در صبح خيلي زود علاقه داشت و زن هم ترجيح ميداد مطالع كند


يك روز صبح شوهر بعد از ساعتها تلاش براي ماهيگيري بازگشت و تصميم گرفت چرت كوتاهي بزند. زن هم تصميم گرفت با قايق دوري بزند.او كه با درياچه آشنايي نداشت پارو زد و در جايي لنگر انداخت و شروع به مطالعه كتابش كرد
در همين ضمن يكي از نگهبانان پارك به قايق او نزديك شد و پهلوي قايق او توقف كرد و گفت :صبح بخير خانم . شما مشغول چه كاري هستيد؟
خانم در حاليكه با خود فكر ميكرد "مگه اين يارو كوره " جواب داد : كتابمو ميخونم

نگهبان به او گفت :شما در منطقه "ماهيگيري ممنوع" هستيد
زن گفت : اما جناب سركار، من ماهيگيري نميكنم . نميتونيد اين موضوع رو ببينيد
نگهبان گفت : اما شما تمام وسايل لازم رو با خود داريد خانم . من بايد شما رو جريمه كنم
زن خشمگين با عصبانيت گفت : اما اگر شما اين كار رو بكنيد من هم از شما بخاطر تجاوز شكايت ميكنم


نگهبان با اعتراض گفت : وووووولي من حتي به شما دست هم نزدم


زن گفت : بله درسته ....... ولي شما هم تمام وسايل لازم رو داريد
 
بالا