حافظه ، خاطرات ، جدایی ، وهم
اینها همه جزئی از وجود تو هستند و تو هم جزئی از اینها در وجود من که نه قابل رویت هستند و نه قابل حذف .
خاطرات بی تو سپری میشه اما فراموش نمیشه مثل سال نو
حافظه مملوء از تو و قابل حذف شدن نیست مثل یک دیسک پر که فقط باید از بین بره تا چیزی داخلش نمونه
در تنگنای همه این ها ، در گوشه کنار کلمات ، در عمق احساس داشتن تو
در زیبایی نهفته شده از با تو بودن ، در نهایت شادی ، در امید لحظه دیدار
چه شد که من ز تو و تو از من دور شدی ؟

