کوه پرسید ز رود
زیر این سقف کبود
راز ماندن در چیست؟
گفت : در رفتن من
کوه پرسید : ومن؟
گفت : در ماندن تو
بلبلی گفت : و من؟
خنده ای کرد و گفت : در غزل خوانی تو
آه از آن آبادی
که درآن کوه رَوَد
رود ، مرداب شود
و در آن بلبل سرگشته سرش را به گریبان ببرد
و نخواند دیگر
من و تو ، بلبل و کوه و رودیم
راز ماندن جز
در خواندن من ، ماندن تو ، رفتن یاران سفر کرده ی مان نیست
بدان !
زیر این سقف کبود
راز ماندن در چیست؟
گفت : در رفتن من
کوه پرسید : ومن؟
گفت : در ماندن تو
بلبلی گفت : و من؟
خنده ای کرد و گفت : در غزل خوانی تو
آه از آن آبادی
که درآن کوه رَوَد
رود ، مرداب شود
و در آن بلبل سرگشته سرش را به گریبان ببرد
و نخواند دیگر
من و تو ، بلبل و کوه و رودیم
راز ماندن جز
در خواندن من ، ماندن تو ، رفتن یاران سفر کرده ی مان نیست
بدان !