هر گاه لبخند زدند و برایت شدن دایه مهربانتر از مادر
هرگاه گفتند از او جدا شو تا ما با او باشیم
هرگاه برایت اشک ریختن و التماس کردند
انوقت نمیتوانی تحمل کنی
میخواهی کمی دور و ارام باشی تا کسی نگوید بی رحم هستی
اما حال همه میگویند بی رحم هستم حتی انکه دوستش دارم اما هرگز بیانش نکردم
هرگاه گفتند از او جدا شو تا ما با او باشیم
هرگاه برایت اشک ریختن و التماس کردند
انوقت نمیتوانی تحمل کنی
میخواهی کمی دور و ارام باشی تا کسی نگوید بی رحم هستی
اما حال همه میگویند بی رحم هستم حتی انکه دوستش دارم اما هرگز بیانش نکردم