خودتو با یه شعر وصف کن...!

شبگرد23

عضو فعال شعر نو
کاربر ممتاز
سرانگشتانم که می سوزد ...

یعنی وقت ِ‌نوشتن از تـــوست

بــیــــا در خـــیـــالــم

آرام بنشین ...

مــــی خــواهـــم صــدای ِ نفس هــــایت را

بنویــــســـم.........
 

aynaz.m

کاربر فعال تالار ادبیات ,
کاربر ممتاز
سبک میشوم وقتی مینویسم برایت
اما تو را نمیدانم
اخر ارامشی میدهد نوشتن به قلبم
 

شبگرد23

عضو فعال شعر نو
کاربر ممتاز
تــو را

بــا تپــش هــای قلبــم

ســرودم!

بــه ایــن واژه هــا،

احتیــاجی نــدیدم ..
 
آخرین ویرایش:

aynaz.m

کاربر فعال تالار ادبیات ,
کاربر ممتاز
احساست زیباست مهربانا
اما میدانی
دیگر حوصله ندارم با احساس باشم
وقتی کسی مرا نمیفهمد
 

شبگرد23

عضو فعال شعر نو
کاربر ممتاز
این آرایش جدیدت در شعرهام

همه چیز را بهم ریخته،

لا اقل موهایت را ببند،

که شعرهام به باد نروند...!
 

aynaz.m

کاربر فعال تالار ادبیات ,
کاربر ممتاز
در هر کجا که هستی بخند
شاد باش
محتاج نباش به دستی و نگاهی

شب خوش
 

شبگرد23

عضو فعال شعر نو
کاربر ممتاز
همه می‌گویند: چه مهربان است این مَرد!
و کسی نمی‌داند
لب‌خند تو است رووی لب‌هام
وقتی آن‌سووی دریاها
یادم می‌کنی
 

aynaz.m

کاربر فعال تالار ادبیات ,
کاربر ممتاز
وقتی مهربان میشوی خیلی دوستت دارم
اما وقتی نامهربان میشوی
تنها سکوت میکنم
و نمیگذارم اشکهایم را ببینی
 

aynaz.m

کاربر فعال تالار ادبیات ,
کاربر ممتاز
در احساس ادمها گاهی باید شک کرد
اخر بعضیها
نمیتوانند بفهمد حرف دلت را
اما خوب تظاهر به فهمیدن میکنند
 

شبگرد23

عضو فعال شعر نو
کاربر ممتاز
دلتنگـﮯ یعنـﮯ...
ذهنم پر از تو اما خالـﮯ از دیگراטּ !
تنهایـﮯ یعنـﮯ
کنارم خالـﮯ از تو اما پر از دیگراטּ !
 

aynaz.m

کاربر فعال تالار ادبیات ,
کاربر ممتاز
وقتی کسی را دوست داری همیشه میخواهی کنارت باشد
اما گاهی انقدر دیگران کنارت هستند فراموش میکنی انکه دوستش داشتی را
 

شبگرد23

عضو فعال شعر نو
کاربر ممتاز
بُغض نکن از حــرفای غمگینم ..!

من تازه فقط جاهای خوبش رو برات تعریف کردم ...!!!
 

aynaz.m

کاربر فعال تالار ادبیات ,
کاربر ممتاز
سبک نمیشوم وقتی از دردهایم میشنوی
اما دردهایت هنوز تازه هست
نمیخواهی ارام بنشینی کناری
چای بنوشیم انگاه تو تعریف کنی
 

aynaz.m

کاربر فعال تالار ادبیات ,
کاربر ممتاز
کنار حوض نشسته ام
تو و من
انجا به سکوت ماهیهای عاشق نگاه میکنیم
و تو با اشاره ای میگویی
نگاه کن چگونه عاشق هستند
 

شبگرد23

عضو فعال شعر نو
کاربر ممتاز
جهان چیزی شبیه موهای توست،
سیاه و سرکش و پیچیده ...
چه بی بختم من،
که به نسیمی جهانم آشوب می شود ...
 

شبگرد23

عضو فعال شعر نو
کاربر ممتاز
این بار که از زیر داربست انگور و ماه
برمی گردی
دستمالی بیاور
هیچ می دانستی
مهربانی ام دارد خاک می خورد؟
یا هیچ می دانستی
دوستت که دارم
زیباتری ؟
 

aynaz.m

کاربر فعال تالار ادبیات ,
کاربر ممتاز
کمی شادی کمی غم
کمی طوفان کمی باران
کمی مهر کمی دوستی
کجای سرزمینت جا دارد
نیاز دارم کمی از اینها را به من بدهید
 

aynaz.m

کاربر فعال تالار ادبیات ,
کاربر ممتاز
وقتی غصه داری
به اسمان نگاه کن بدان خیلیها نیز به اسمان مینگرند
اینگونه ارام میشود دلت
 
آخرین ویرایش:

F A R Z A N E

عضو جدید
کاربر ممتاز
گاه دلتنـــــــگ می شوم دلتنـگتر از تمام دلتنگـــــــــی ها
حسرت ها را می شمارم
و باختن ها
وصدای شکستن را
... نمیدانم من کدامین امید را ناامید کردم
وکدام خواهش را نشنیدم
وبه کدام دلتنگی خندیدم
که چنین دلتنگــــــــــــــــم
 

baran72

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
من به آغاز زمین نزدیکم
نبض گل ها را می گیرم
آشنا هستم با سرنوشت تر آب عادت سبز درخت
روح من در جهت تازه اشیا جاری است
روح من کم سال است
روح من گاهی از شوق سرفه اش می گیرد
روح من بیکاراست
قطره های باران را ‚ درز آجرها را می شمارد
روح من گاهی مثل یک سنگ سر راه حقیقت دارد
 

naghmeirani

مدیر کل سایت
عضو کادر مدیریت
مدیر کل سایت
مدیر ارشد
تمــ...ــــام حرفهایـــــ...ـــــم...
همانهایـــ...ــی هســ...ــــتند،
کـــ...ـــــــه نوشــ...ـــــته نمیـــ...ــــــ شوند؛
همــــ...ــــــان ســ...ــــه نقطـ...ــــه های بیچــــ...ـــــاره!
 

corpse bride

عضو جدید
کاربر ممتاز
می پسـندم پاییـز راکه معافـم می کنـد از پنـهان کردن ِ دردی که در صـدایم می پیچـد ُاشکی که در نگاهـم می چرخـد ؛آخر همه مـی داننـدسـرما خورده ام !!
 

Ahmad Engineer

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
من نه عمري پشت شيشه چون عروسک بودم
نـه کـه خـفـتـه بـيـن پــنـبـه هـا و پــولـــک بودم
من اگـر سـردار عـشــقـم يا کـه پـاک باخـتـه ام
ســرنوشــتم رو با دســتـاي خــودم سـاخته ام
قـصـه ها گـذشـتـه بـر مـن تــا بـدونـم کـيسـتم
سر گذشتم هر چه بوده من پشيمـون نيـسـتم
يه زمان عاشــق و گـاهـي تـوي آغـوش هـوس
هـــر چـــه بــوده همه انــتــخــاب مـن بــوده و بــس
 

Ahmad Engineer

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
گاهي سرشار از حقيقت گاهي مغلوب گناه
هر چه هستم تو فقط من رو براي من بخواه
من اگـر مـريـم پـاکـم يـا کـه يـک گـيـاه هرز
عشق من بيا به باور هـاي مـن عـشـق بورز
 

Ahmad Engineer

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
عشق من جز غم دلواپسي نيست
آخـه قـلـبم مثل قلب کسي نيست
من پر از احساسم
تو پر از احساسـي
واي اگر قلب منو نشناسي
بيا با عشق و احساس منو دوباره بشناس
 

Similar threads

بالا