چه راحت لبخندت را به هر رهگذری هدیه میکنی... چه راحت آغوشت را آشیانه ی هر پرنده ای میسازی...
چه راحت دستانت را در دست هر آدمکی حلقه میکنی...
و چه راحت تمام اینها را انکار میکنی!
این چه زندگی است که تو داری؟!
نمیدانم!
شاید تنها راه زندگیت همین باشد!
نمیدانم!
چه راحت دستانت را در دست هر آدمکی حلقه میکنی...
و چه راحت تمام اینها را انکار میکنی!
این چه زندگی است که تو داری؟!
نمیدانم!
شاید تنها راه زندگیت همین باشد!
نمیدانم!