خودتو با یه شعر وصف کن...!

RZGH

عضو جدید
کاربر ممتاز
[FONT=&quot]شاید آرام تر میشدم[/FONT]

[FONT=&quot]فقط و فقط[/FONT] ……..

[FONT=&quot]اگر میفهمیدی[/FONT]…..

[FONT=&quot]حرفهایم به همین راحتی که می خوانی[/FONT]

[FONT=&quot]نــــوشته نشده اند[/FONT]!!
 

aynaz.m

کاربر فعال تالار ادبیات ,
کاربر ممتاز
............

............

هر روز سرم را بالا میگیرم
برای اینکه عاشقم
به عشق احترام میگذارم
هر روز بیش از قبل دوستت میدارم
همیشه به تو وفادار میمانم
همیشه در قلبم و جانم جای داری
در نبودت فقط قلب نمیشکند بلکه میمیرم
 

aynaz.m

کاربر فعال تالار ادبیات ,
کاربر ممتاز
.

.

چشمانم اشک الود
نگاه منتظرم
محکوم به ندیدنت شده
محکوم شده ام در این سرزمین
به عشق تو و دور بودن از تو
محکومیت من از اعدامم تلخ تر هست
کاش
زندانبانم که تو هستی
با این دل و من شکسته دل
مهربان میبودی
کاش
عزیزترینت بودم​
 

RZGH

عضو جدید
کاربر ممتاز


[FONT=&quot]تسلیم باد بودن و چرخیدن[/FONT]


[FONT=&quot]تردید بین ماندن و رفتن بود[/FONT]


[FONT=&quot]تنهایی ام بزرگ تر از تاریخ[/FONT]


[FONT=&quot]تنهایی ات بزرگ تر از «من» بود[/FONT]
سیدمهدی موسوی
 

MehD1979

متخصص زراعت و اگرواکولوژی
کاربر ممتاز
هر شب مرا با خود میبری
میبری به جایی که تاریک است و روشنایی آن تویی
هرشب مرا به اوج میبری
میرسیم به جایی که نگاهت همیشه آنجا بود
ما یکی شده ایم با هم
همیشگی شده عشقمان، بگو از احساست برای من…
همیشه میگویم تو تا ابد برایم یکی هستی ،
یکی که عاشقانه دوستش دارم ، یکی که برایم یک دنیاست….
دنیای زیبایی که درون آنم
ببین یک دیوانه دائم نگاهش به چشمان توست ، من همانم!​
 

nazanin jamshidi

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
دختری شدم از جنس پاییز
بی احساس مثل فصل برگ ریز
بی خوابی ام بهانه شب های دلتنگی توست
و پیکره افت زده ام سوغات جدایی تو...
وچشمان بارانی ام بدرقه راه تو
دلم از نبودنت هزار تکه شده
بی نهایت نگرانتم
برگردد...........

:gol:
 
آخرین ویرایش:

حامدیا

اخراجی موقت
[FONT=&quot] [/FONT]
[FONT=&quot]آهای مردم دنیا، آهای مردم دنیا[/FONT][FONT=&quot]
[/FONT]
[FONT=&quot]گله دارم گله دارم[/FONT][FONT=&quot]
[/FONT]
[FONT=&quot]من[/FONT][FONT=&quot] [/FONT][FONT=&quot]از عالم و آدم گله دارم، گله دارم[/FONT][FONT=&quot]

[/FONT]
[FONT=&quot]آهای مردم دنیا، آهای مردم دنیا[/FONT][FONT=&quot]
[/FONT]
[FONT=&quot]گله[/FONT][FONT=&quot] [/FONT][FONT=&quot]دارم، گله دارم[/FONT][FONT=&quot]
[/FONT]
[FONT=&quot]من از دست خدا هم گله دارم، گله دارم[/FONT][FONT=&quot]

[/FONT]
[FONT=&quot]شما که حرمت عشق رو[/FONT][FONT=&quot] [/FONT][FONT=&quot]شکستید[/FONT][FONT=&quot]
[/FONT]
[FONT=&quot]کـــمر به کشتن عاطفه بستید[/FONT][FONT=&quot]
[/FONT]
[FONT=&quot]شما که روی دل قیمت گذاشتید[/FONT][FONT=&quot]
[/FONT]
[FONT=&quot]که حرمت[/FONT][FONT=&quot] [/FONT][FONT=&quot]عشق رو نگه نداشتید[/FONT][FONT=&quot]

[/FONT]
[FONT=&quot]آهای مردم دنیا، آهای مردم دنیا[/FONT][FONT=&quot]
[/FONT]
[FONT=&quot]گله دارم، گله[/FONT][FONT=&quot] [/FONT][FONT=&quot]دارم[/FONT][FONT=&quot]
[/FONT]
[FONT=&quot]من از دست خدا هم گله دارم، گله دارم[/FONT][FONT=&quot]

[/FONT]
[FONT=&quot]فریاد من شکایت یه روح[/FONT][FONT=&quot] [/FONT][FONT=&quot]بی‌قراره[/FONT][FONT=&quot]
[/FONT]
[FONT=&quot]روحه که خسته از همه زخمی روزگاره[/FONT][FONT=&quot]
[/FONT]
[FONT=&quot]گلایه من از شما حکایت خودم[/FONT][FONT=&quot] [/FONT][FONT=&quot]نیست[/FONT][FONT=&quot]
[/FONT]
[FONT=&quot]برای من که از شما سوختم و گم شدم نیست[/FONT][FONT=&quot]

[/FONT]
[FONT=&quot]اگه عشقی نباشه آدمی[/FONT][FONT=&quot] [/FONT][FONT=&quot]نیست[/FONT][FONT=&quot]
[/FONT]
[FONT=&quot]اگه آدم نباشه زندگی نیست[/FONT][FONT=&quot]
[/FONT]
[FONT=&quot]نپرس از من چه آمد وای سر عشق[/FONT][FONT=&quot]
[/FONT]
[FONT=&quot]جواب من بجز[/FONT][FONT=&quot] [/FONT][FONT=&quot]شرمندگی نیست[/FONT][FONT=&quot] [/FONT][FONT=&quot]

[/FONT]
[FONT=&quot]آهای مردم دنیا، آهای مردم دنیا[/FONT][FONT=&quot]
[/FONT]
[FONT=&quot]گله دارم، گله دارم[/FONT][FONT=&quot]
[/FONT]
[FONT=&quot]من[/FONT][FONT=&quot] [/FONT][FONT=&quot]از عالم و آدم گله دارم، گله دارم[/FONT][FONT=&quot] [/FONT][FONT=&quot]

[/FONT]
[FONT=&quot]آهای مردم دنیا، آهای مردم دنیا[/FONT][FONT=&quot]
[/FONT]
[FONT=&quot]گله[/FONT][FONT=&quot] [/FONT][FONT=&quot]دارم، گله دارم[/FONT][FONT=&quot]
[/FONT]
[FONT=&quot]من از دست خدا هم گله دارم، گله[/FONT][FONT=&quot] [/FONT][FONT=&quot]دارم[/FONT]
 

شبگرد23

عضو فعال شعر نو
کاربر ممتاز
بگذار آغوشم برای همیشه یخ بزند.
نمیخواهم کسی شال گردن اضافه اش را دور گردن احساسم بیاندازد
 
  • Like
واکنش ها: noom

DOZI

اخراجی موقت
هر چند که دلتنگ تر از تنگ بلورم


با کوه غمت سنگ تر از سنگ صبورم




اندوه من انبوه تر از دامن الوند


بشکوه تر از کوه دماوند غرورم




يک عمر پريشاني دل بسته به مويي است


تنها سر مويي ز سر موي تو دورم




اي عشق به شوق تو گذر مي کنم از خويش


تو قاف قرار من و من عين عبورم




بگذار به بالاي بلند تو ببالم


کز تيره ي نيلوفرم و تشنه ي نورم
 

aynaz.m

کاربر فعال تالار ادبیات ,
کاربر ممتاز
سردم
نگاهم بی احساس شده
اما هنوز هم با خنده کودکی میخندم
با گریه اش گریه
ولی ان کودک هرگز اشکهای مرا نمیبیند
اخر وقتی خواب هست اشک میریزم
 
آخرین ویرایش:

aynaz.m

کاربر فعال تالار ادبیات ,
کاربر ممتاز
...............

...............

کودکیم از یادم رفته
کمی کودکیم را به من دهید
زمانی که بی خیال بودم
زمانی که با مملول میخندیدم و گریه میکردم
مثل جودی ابوت ارزو داشتم تا بدانم بابالنگدراز من کیست
تنها قهرم با همبازیهام به اندازه چند دقیقه بود
دوباره میخندیدم با انها
کاش برگردم به زمان کودکیم
 

aynaz.m

کاربر فعال تالار ادبیات ,
کاربر ممتاز
اسمان زیباست
ابرهای باران زا در پهنای اسمان هستند
باران زیبایی میبارد
و من زیر این باران زیبا قدم میزنم
در تنهایی
با اشکهایی که نریخته
باران میشویدشان
کاش بگذارد قطرههای باران من نیز ببارم
 

sage007

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
نمی دانم نمی دانم نمی دانم
آخر این داستان چه خواهد شد
من چه خواهم کرد؟
جواب سوالم را می دانم!
وظیفه ی کاسب این است که دکان باز کن
روزی در دستانه خداست
وظیفه ی من همان باز کردن دکان است و بس

و اما ایمان و عشق بی انتها که می گوید
خدا:cry:
 

aynaz.m

کاربر فعال تالار ادبیات ,
کاربر ممتاز
میخواهم فریاد بزنم
اما خاموش میمانم
منتظر میمانم
تا لحظه ای که شاید
بشود نام کسی را از یاد برد
یا تا ابد در یاد ماند
 

امالیا

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
[h=2]____ای که بر قصر سخن تکیه ی مستانه زدی[/h][h=2]شود آیا که به این خستگیم[/h][h=2]غزلی، قافیه ای، نغمه ای از سفره شعر[/h][h=2]آب یک مثنوی از کوزه همت بدهی[/h][h=2].[/h][h=2]آرزویم جاریست[/h][h=2]تشنه جرعه ای از شاپرکم[/h]
 

aynaz.m

کاربر فعال تالار ادبیات ,
کاربر ممتاز
غزلی میسرایم
برای دلهای عاشق
غمگین
اما هنو در غزلی که باید برای خود بسرایم
درجا میزنم
 

RZGH

عضو جدید
کاربر ممتاز

[FONT=&quot]مرا دوباره شکستید... یادتان باشد[/FONT]

[FONT=&quot]که انتقام بگیرم اگر زمان باشد[/FONT]

[FONT=&quot]تبر به دست ِ من ِ خسته می زنید... چرا؟[/FONT]!

[FONT=&quot]که خواست لانه برای پرندگان باشد؟[/FONT]!...
سیدمهدی موسوی
 

RZGH

عضو جدید
کاربر ممتاز

[FONT=&quot]آدما گاهی لازمه چند وقت کرکره شونو بکشنپایین ،[/FONT]

[FONT=&quot]یه پارچه سیاه بزنن درش و بنویسن[/FONT] :

[FONT=&quot]کســـــی نـمــــرده ؛ فـقــــط دلــــم گـــرفتــــه[/FONT] . . . !
 

خیال شیشه ای

مدیر بازنشسته
کاربر ممتاز
این منم تنها ..
مـــن؟!
چـه دو حـرفـیـه وسـوسه انـگـیـزیـسـتـــــــ ـ
ایـن مـن!
،نـه مـهـربانم،نـه عـاشـق و نـه مـحـتـاج نـگـاهـــــے


فـراری از دخـتـران آهـــن پـرسـتـــــ ـ
و پـسـران مـانـکـن پـرسـتــــــ ـ


فـقـط بـراے خـودمـــ هـسـتـمــــ...
خـوده خـودمــــ!!
مـال خـودمـــــ!


صبورم و عجولـــ
سـنگین و سرگـردان و مـغرور
باشخصیـــتے با پیچیدگے هــاے نه انـدک


از تمـــام بے تفاوتی ها
خنجرے ساختم
و رگ احساسم را زدم!


گاهـ ـی حجـ ـم ِ دلــــتنـگی هایـ ـم آن قــَ ـــ ـدر زیـاد می شود
که دنیــــا با تمام وسعتش برایـَم تنگ می شود ...


دلتنــگـم...
دلتنگــ خودے که مدتیــست گمش کردهــ ام


و از این تکرار ساعتــ ها
از این بیهوده بودنــ ها
از این بی تاب ماندنــ ها
از این تردیــدها
نیرنــگ ها
از اینــ رنگین کمان سرد آدمــ ها
و از این مرگ باورها و رویاها
پریشانمـــ...


دلم پرواز می خواهــد...!

می خواهم سخت باشم و مقاومــ!


آری
این منم! من...منی پر از تنهایے
منی که روح حساسش را پشت موجی از غرور و لبخند پنهان کرد...
 

DOZI

اخراجی موقت
هر روز عمرم از ديروز بد تره

عمري كه هر نفس بي غم نمي گذره

دلگير و خسته ام، بي روح و ساكتم

نبضم نمي زنه، پلكم نمي پره

مي دونم، امشبم از خواب مي پرم

از گريه ، تا سحر خوابم نمي بره

اين زنده موندنه،بازنده موندنه

بي دوست،زندگي! مرگ از تو بهتره

اون روبروم داره پرواز مي كنه

مي بينمش هنوز از پشت پنجره

هي دَس تكون مي دم هي داد مي زنم

اون سنگدل ولي هم كوره هم كره

حتي اگه من از اين عشق بگذرم

قلبم شكسته و از حقش نمي گذره

دوران گيجي و سرگيجه گيت گذشت

محكم بشين دلم اين دورِآخره
 

aynaz.m

کاربر فعال تالار ادبیات ,
کاربر ممتاز
تنها شدهام
در کوله بار مهر و محبت کم رنگ شده
شاید روزی دوباره پر شوم از مهر از محبت
اما کنون که کوله بارم خالیست کسی هست که به من محبت کند
کسی که بی دریغ عشق بورزد
 

chinir

عضو جدید
ای عشق

ای عشق

مرا می خواستی با شیون ای عشق/برای ذبح کردن کشتن ای عشق
ولی انصاف هم چیز بدی نیست/چه کاری که نکردی بامن ای عشق
:heart::heart::heart:
 

DOZI

اخراجی موقت
رنج تلخ است ولی وقتی آن را به تنهایی می کشیم تا دوست را به یاری نخوانیم،

برای او کاری می کنیم و این خود دل را شکیبا می کند.

طعم توفیق را می چشاند.

و چه تلخ است لذت را "تنها" بردن

و چه زشت است زیبایی ها را تنها دیدن

و چه بدبختی آزاردهنده ای ست "تنها" خوشبخت بودن

در بهشت تنها بودن سخت تر از کویر است.

در بهار هر نسیمی که خود را بر چهره ات می زند یاد "تنهایی" را در سرت زنده میكند .

"تنها" خوشبخت بودن خوشبختی ای رنج آور و نیمه تمام است .

" تنها" بودن ، بودنی به نیمه است

و من برای نخستین بار در هستی ام رنج "تنهایی" را احساس کردم.
 

aynaz.m

کاربر فعال تالار ادبیات ,
کاربر ممتاز
اسمان دلم گاهی بارانیست
اما نه از ادمها از دلم
از دلی که هر روز به یاد عزیزی میتپد
اما به خودش و همگان میگویم دیگر دوستش ندارم و فراموشش میکنم
به ادمهای مختلف تکیه میکنم
هر روز در کار خود را غرق میکنم
تا فراموشش کنم
اما هیچ کس نمیفهد چشمانم گریانم و نگاه غمگینم را
خیال میکردم اگر با ادمهای همدرد خود باشم شاید درکم کنند
اما انها خود را میفهمن و نه مرا
برای همین به کلبه تنهایی خود برمیگردم تا ارام بمیرم
 

subzero619

عضو جدید
به تماشا سوگند
و به آغاز كلام


و به پرواز كبوتر از ذهن
واژه اي در قفس است‌.

حرف هايم ، مثل يك تكه چمن روشن بود.
من به آنان گفتم‌:
آفتابي لب درگاه شماست
كه اگر در بگشاييد به رفتار شما مي تابد.

و به آنان گفتم : سنگ آرايش كوهستان نيست
همچناني كه فلز ، زيوري نيست به اندام كلنگ .
در كف دست زمين گوهر ناپيدايي است
كه رسولان همه از تابش آن خيره شدند.
پي گوهر باشيد.
لحظه ها را به چراگاه رسالت ببريد.

و من آنان را ، به صداي قدم پيك بشارت دادم


و به نزديكي روز ، و به افزايش رنگ .
به طنين گل سرخ ، پشت پرچين سخن هاي درشت‌.

و به آنان گفتم :
هر كه در حافظه چوب ببيند باغي
صورتش در وزش بيشه شور ابدي خواهد ماند.
هركه با مرغ هوا دوست شود
خوابش آرام ترين خواب جهان خواهد بود.
آنكه نور از سر انگشت زمان برچيند
مي گشايد گره پنجره ها را با آه‌.

زير بيدي بوديم‌.
برگي از شاخه بالاي سرم چيدم ، گفتم :
چشم را باز كنيد ، آيتي بهتر از اين مي خواهيد؟
مي شنيديم كه بهم مي گفتند:
سحر ميداند،سحر!

سر هر كوه رسولي ديدند


ابر انكار به دوش آوردند.
باد را نازل كرديم
تا كلاه از سرشان بردارد.
خانه هاشان پر داوودي بود،
چشمشان را بستيم .
دستشان را نرسانديم به سر شاخه هوش‌.
جيبشان را پر عادت كرديم‌.
خوابشان را به صداي سفر آينه ها آشفتيم‌.
 

naghmeirani

مدیر کل سایت
عضو کادر مدیریت
مدیر کل سایت
مدیر ارشد
چادر نشین

زلزله چشمانت شدم

نگو که خبر نداری!


========

نسرین فخیمی
 

Similar threads

بالا