بچه ها تا وقتی دیگر بدرود!
![]()
سلام.......
بازم ک بحث عشق و عاشقیه
من ک ب نظرم عشق واقعی وجود نداره تو این دوره زمونه......همش توهماته.......البته میشه گفت دوست داشتنه تا عشقه![]()
ببین من 1 مرحله بالاتر از شمام راستش رو بخواین
می فهمم چی میگین
اما شما حرف من رو درک نمیکنید الان
نمیخوام بگم من بالاتر و بهتر از شمام ...اصلا همچین منظوری ندارم از حرفم
فقط میگم من این مرحله شما رو رد کردم
و ب تجربیاتی هم رسیدم
البته کسی ک شکست میخوره بهتر درکش خواهد کرد
ک اگر بخوام بازترش کنم میدونم باهام کنار نمیای
دیشب 1 پپست گذاشتم همین جا الان برات میذارم
اما فک نکنم با اون هم موافق باشی!!!!
مشکلی نیست ولی بدون ما برا خوشگذرونی پا ب هستی نذاشتیم.........گام های بالاتری هم لازمه

سلام دقیقا قبول دارم و منم نظرم همینه...
من عاضق همین توهماتم...
عاشق شدن کار هرکسی نیست...
البته هستن کسایی ک واقعا مردن و پای طرف می ایستن اما بحث عاشقی جداس ب نظرم......اون واسه خودش کلی فلسفه داره ک در مخیله من نمیگنجه......عزیز عذر من رو پذیرا باشروبینا جون چقد خوب حرف میزنی......هرکی ندونه میگه 40 سالشه
عزیزم میشه بیشتر توضیح بدی؟؟؟؟من پستای قبلو نخوندم.....................یکم روشنم کن......البته تجربه خیلی مهمه تو این زمینه.....
براوو.....منم همینو میگم......الان هرکی پا میشه میگه من عاشقم......من الم من بلمالبته هستن کسایی ک واقعا مردن و پای طرف می ایستن اما بحث عاشقی جداس ب نظرم......اون واسه خودش کلی فلسفه داره ک در مخیله من نمیگنجه......

عزیز عذر من رو پذیرا باش
من خودم هم دارم این روزا با احساساتم مبارزه میکنم
میترسم حرفی بزنم ک در خورش نباشم
و از خودم شرمسار بشم
برا همین از وحید خان خواستم اون پستم رو پاک کنه
اما در کل میگم عشق تنها خاص خداست
عزیز دلی تو.......نه گلم مشکلی نیس......باهات موافقم نازنینم......
کاش من جرأت و شهامت عاشق شدن رو داشتم...
مگه به حرفه؟؟؟بخدا خیلی شهامت میخواد...

پشت سر هر معشوق، خدا ایستاده است. پشت سر هر آنچه که دوستش می داری.
و تو برای اینکه معشوقت را از دست ندهی، بهتر است بالاتر را نگاه نکنی. زیرا ممکن است چشمت به خدا بیفتد و او آنقدر بزرگ است که هر چیز پیش او کوچک جلوه می کند.
پشت سر هر معشوق، خدا ایستاده است. اگر عشقت ساده است و کوچک و معمولی، اگر عشقت گذراست و تفنن و تفریح، خدا چندان کاری به کارت ندارد. اجازه می دهد که عاشقی کنی، تماشایت می کند و می گذارد که شادمان باشی.
اما هر چه که در عشق ثابت قدم تر شوی، خدا با تو سختگیرتر می شود. هر قدر که در عاشقی عمیق تر شوی و پاکبازتر و هر اندازه که عشقت ناب تر شود و زیباتر، بیشتر باید از خدا بترسی. زیرا خدا از عشق های پاک وعمیق و ناب و زیبا نمی گذرد، مگر آنکه آن را به نام خودش تمام کند.
پشت سر هر معشوقی، خدا ایستاده است و هر گامی که تو در عشق برمی داری، خدا هم گامی در غیرت برمی دارد. تو عاشق تر می شوی و خدا غیورتر.
و آنگاه که گمان می کنی معشوق چه دست یافتنی است و وصل چه ممکن و عشق چه آسان، خدا وارد کار می شود و خیالت را درهم می ریزد و معشوقت را درهم می کوبد؛ معشوقت، هر کس که باشد و هر جا که باشد و هر قدر که باشد. خدا هرگز نمی گذارد میان تو و او، چیزی فاصله بیندازد.
معشوقت می رود و تو ناامید می شوی و نمی دانی که ناامیدی زیباترین نتیجه عشق است. ناامیدی از اینجا و آنجا، ناامیدی از این کس و آن کس. ناامیدی از این چیز و آن چیز.
تو ناامید می شوی و گمان می کنی که عشق بیهوده ترین کارهاست. و برآنی که شکست خورده ای و خیال می کنی که آن همه شور و آن همه ذوق و آن همه عشق را تلف کرده ای.
اما خوب که نگاه کنی می بینی حتی قطره ای از عشقت، حتی قطره ای هم هدر نرفته است. خدا همه را جمع کرده و همه را برای خویش برداشته و به حساب خود گذاشته است.
خدا به تو می گوید: مگر نمی دانستی که پشت سر هر معشوق خدا ایستاده است؟ تو برای من بود که این همه راه آمده ای و برای من بود که این همه رنج برده ای و برای من بود که این همه عشق ورزیده ای. پس به پاس این، قلبت را و روحت را و دنیایت را وسعت می بخشم و از بی نیازی نصیبی به تو می دهم. و این ثروتی است که هیچ کس ندارد تا به تو ارزانی اش کند.
*
فردا اما تو باز عاشق می شوی تا عمیق تر شوی و وسیع تر و بزرگ تر و ناامیدتر. تا بی نیازتر شوی و به او نزدیکتر.
راستی اما چه زیباست و چه باشکوه و چه شورانگیز، که پشت سر هر معشوقی خدا ایستاده است!
عرفان نظرآهاری
اپست قبلیم آخرین جواب من ب شماس![]()



بچه ها خیلی خوشحال شدم.....وحیدخان روبینا جونم باید برم....اگه اومدم دیدم ان هستید صحبت میکنم باهاتون
پس تا بعد.....خوش باشید......
تا حالا در عمرم قشنگتر ازین متن نخونده بودم...قسم میخورم...
یعنی چقدر؟!!!
بچه ها خیلی خوشحال شدم.....وحیدخان روبینا جونم باید برم....اگه اومدم دیدم ان هستید صحبت میکنم باهاتون
پس تا بعد.....خوش باشید......
یک شبی مجنون نمازش را شکست
بی وضو در کوچه لیلا نشست
عشق آن شب مست مستش کرده بود
فارغ از جام الستش کرده بود
سجده ای زد بر لب درگاه او
پر زلیلا شد دل پر آه او
گفت یا رب از چه خوارم کرده ای
بر صلیب عشق دارم کرده ای
جام لیلا را به دستم داده ای
وندر این بازی شکستم داده ای
نشتر عشقش به جانم می زنی
دردم از لیلاست آنم می زنی
خسته ام زین عشق، دل خونم مکن
من که مجنونم تو مجنونم مکن
مرد این بازیچه دیگر نیستم
این تو و لیلای تو ... من نیستم
گفت: ای دیوانه لیلایت منم
در رگ پیدا و پنهانت منم
سال ها با جور لیلا ساختی
من کنارت بودم و نشناختی
عشق لیلا در دلت انداختم
صد قمار عشق یک جا باختم
کردمت آوارهء صحرا نشد
گفتم عاقل می شوی اما نشد
سوختم در حسرت یک یا ربت
غیر لیلا برنیامد از لبت
روز و شب او را صدا کردی ولی
دیدم امشب با منی گفتم بلی
مطمئن بودم به من سرمیزنی
در حریم خانه ام در میزنی
حال این لیلا که خوارت کرده بود
درس عشقش بیقرارت کرده بود
مرد راهم باش تا شاهت کنم
صد چو لیلا کشته در راهت کنم.
| Thread starter | عنوان | تالار | پاسخ ها | تاریخ |
|---|---|---|---|---|
|
|
فهرست طرح های توجیهی و مطالعات امکان سنجی موجود در باشگاه مهندسان ایران | مهندسی شیمی | 7 | |
|
|
تکمیل ویکی باشگاه مهندسان ایران | مهندسی شیمی | مهندسی شیمی | 1 |