
منم کاملا با افکار فریبا موافقم چون افکار من همینهمن یه فلسفه خاصی تو زندگیم دارم . اگه یه نفر رو دوست داشته باشم (جدا از جنسیتش) تا آخر عمرم دوسش خواهم داشت و اگه اون یه نفر کاری کنه که من خوشم نیاد .ممکنه از اون کار متنفر باشم اما اجازه نمیدم تنفرم جای دوست داشتنم رو بگیره .از طرفی دوست داشتنم هم نمیتونه باعث بشه که اشتباهش رو نادیده بگیرم .
چنین اتفاقی واسه من هم تقریبا افتاده .همچنان دوستش دارم پس میبخشمش در واقع اصلا ازش ناراحت نمیشم که نیاز به بخشش داشته باشه اما هرگز حاضر نیستم دوباره با اون باشم چون یک بار شخصیت من رو نادیده گرفت و این احتمال وجود داره که تکرار کنه ...![]()
صور کنید پسری را با تمام وجود دوست داشتید و او هم چنین احساسی به شما داشته است. خیلی از پسرها معتقدند دخترها بعد از ورود به دانشگاه بر خلاف میل آنها تغییر می کنند. همین اتفاق سبب ناسازگاری آن پسر با شما میگردد. شما تلاش خود را میکنید که به او بفهمانید دانشگاه هیچ چیزی را بین شما تغییر نخواهد داد اما سرانجام حسادت او سبب جدایی شما میگردد. او دو سال بعد ازدواج میکند و سه سال بعد که در زندگی خود شکست میخورد از طریق آشنایان سعی میکند دوباره خود را وارد زندگی شما کند شما چه خواهید کرد؟

