همین الان داری به چی فکر میکنی؟

*mahdieh*

کاربر فعال مهندسی مواد و متالورژی ,
کاربر ممتاز
به اینکه سفرشون به سلامت، نگران نباش

خدای نکرده اگه جنگ بشه دیگه کسی نمیتونه از خونه بزنه بیرون
به اینکه:
سلامت باشی عزیزم.
اینا هفته‌ی قبل میخواستن برن، یکیشون هی امروز فردا کرد و آخرش امروز گفت نمیام، بقیه‌شون هم دیگه بلیط رو فوری گرفتن.
حالا از غروبی که بارون شروع شد هی دارم حرص میخورم، هفته‌ی قبل هوا خیلی خوب بود، البته مشهد بارونی نیست، ولی امشب که توی جاده‌ن این طرف تا از گلستان برن بیرون همش بارونه، مخصوصا من از جنگل گلستان خیلی میترسم، خطرناکه توی همچین بارونی🙄
 

*mahdieh*

کاربر فعال مهندسی مواد و متالورژی ,
کاربر ممتاز
به اینکه نگران نباش و فکرای خوب بکن

خوش به حالشون

من تا کارامون راست و ریست بشه دیگه فرصتی برا مسافرت ندارم
به اینکه به امید خدا ممنونم🙏
.
والله ما که واقعا اصلا دست و دلمون به مسافرت نمیره.
انرژی‌هامون خیلی پایینه
 

*mahdieh*

کاربر فعال مهندسی مواد و متالورژی ,
کاربر ممتاز
به اینکه منم چون انرژی ندارم دوس دارم برم مسافرت
دلم میخواد برم مشهد
به اینکه من واقعا انقدر انرژی منفی از محیط بیرون از خونه میگیرم که اصلا دلم نمیخواد بیفتم توی جاده و از شهر دور بشم، برای ما فعلا مسافرت کنسله تا تابستون
 

*mahdieh*

کاربر فعال مهندسی مواد و متالورژی ,
کاربر ممتاز
سلام دوستان انشالله همه مسافرا سلامت برن و برگردن
انشالله همه مشکلات دوستانم حل بشه همه دوباره اینجا به خوشی جمع بشیم
سلام عزیزدلم، به امید خدا که همینطور میشه😍
 

frotan68

کاربر حرفه ای
به مامانم و دوستهاش که یهو امروز برای 8 شب بلیط گرفتن و راه افتادن طرف مشهد، حالا از آسمون داره سیل میباره و اونا توی جاده‌ن، نگرانم همش😟
ان شالله سفرشون بی خطر باشه و کلی ب هشون خوش بگذره
 

♥@SH!M♥

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
ایشالا که به خیر و خوشی مشکلاتت حل شه.دلمون برات تنگ شده بود
به اینکه منم دلم برای همتون تنگ شده بود!
به اینکه زمانه داره با آخرین توان زور میزنه حال ما رو بد کنه و ما باید روشو کم کنیم با شاد بودن و عشق ورزیدن:w18::w45:
به اینکه یسری واقعیت ها توو زندگی هستن که هرچقدرم تو ظاهرو‌ حفظ کنی با از درون درحال متلاشی شدنی🤣
 

*mahdieh*

کاربر فعال مهندسی مواد و متالورژی ,
کاربر ممتاز
به اینکه صبح رادیو میگفت که علی آباد 70 میلیمتر بارون زده و جنگلهای گلستانم خیلی بارون زده
یهویی یاد مسافران خانم مهندس افتادم ، انشاله که به سلامت رسیده باشن
به اینکه:
ممنونم، بله خداروشکر رسیدن
 

*mahdieh*

کاربر فعال مهندسی مواد و متالورژی ,
کاربر ممتاز
فکرم پیش پتوهاست که دادم بشورن، پشیمونم از جاش😩
دلم میخواد بندازمشون توی تشت و خودم دوباره بشورمشون🙄
 

*mahdieh*

کاربر فعال مهندسی مواد و متالورژی ,
کاربر ممتاز
به اینکه مهدیه جون من همیشه این کارو میکنم

احساس میکنم پتو فقط به سبک قدیمی تمیز میشه😅

یا اینکه پهنشون میکنم تو حیاط و با فرچه میشورم
به اینکه:
شما خونه حیاط‌دار داری، میتونی اینکار رو بکنی ولی ما نمیتونیم.
مامانم هنوز همینطوری پتوهاش رو میشوره ولی من نه جاش رو داشتم و نه حوصله‌ش رو، حالا امروز که پتوها رو گرفتم اصلا به دلم نَنِشست، احتمالا آخر هفته پتوها رو ببرم خونه‌ی مامانم و خودم بشورم🙄
 

*mahdieh*

کاربر فعال مهندسی مواد و متالورژی ,
کاربر ممتاز
به پتوهایی که فردا همسر میخواد ببره گرگان، همونجایی که قبلا میدادم برام میشست تا دوباره بشوریمش.
گفته بخاطر یه تومن نمیخواد پنج تومن بهمون خسارت بزنی، میبرم گرگان و دوباره میدم بشورمشون😁
 

essyh2003

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
به کنسل کردن کلاس سنتور فردام
به پیچوندن دوستم برای نرفتن به باشگاه
به شام درست نکردن امشب
به اماده نکردن تغذیه ی فردای دخترم
به تمیز نکردن خونه
به….
به اینکه چی شده؟
 

Similar threads

بالا