به اینکه هیچکس صفر بدنیا نمیاد ، و یک رشته ای از تاریخ نسل اجدادش هست (ثروت و فقر و اخلاق و ...) + رشته ای از بسته فرهنگی اجتماعی تمدنی محل زیستش ، و این ها میشه معنی یا تعریف واژه
»خود » یا «من»
وقتی میگی من همچین ادم نیستم ، یا هستم ، براساس این اکتسابات هست
البته در ابتدا مثل یک گلوله برفی کوچک هست که به مرور حجم غول اسایی پیدا میکنه و به نسل بعد و اجتماع خودش مفاهیم منتقل میکنه
آدمی که در سیستم بقا رشد پیدا کرده ، فکر و ذهنش تو احتکار و مراقبت و فرصت طلبی و جنگیدن برای چند دقیقه زودتر یا دیرتر هست ، خرابی یک قطعه کوچیک تلرانس زیادی تو زندگیش و حیاتش ایفا میکنه
آدمی که در سیستم فراوانی بزرگ شده و فکر و ذهنش آزادانه به کیفیت و بازه های بلند مدت هست و تلرانس های کوچک هیچ تاثیری روی زندگیش نداره
و چقدر فرق می کنند