همین الان داری به چی فکر میکنی؟

yas87

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
به اینکه سالگرد ازدواج خیلی نزدیک شد و من هیچ برنامه ای ندارم براش.
اگه برنامه نداشته باشم، خیلی بده؟
دور هم یه شام توی خونه میخوریم دیگه، برنامه به این قشنگی، چه عیبی داره؟
کادو هم بخرین‌:)

یه چیزی یا کسانی عصبی ام می‌کنن ، خیلی خوابم میاد !
 

*mahdieh*

کاربر فعال مهندسی مواد و متالورژی ,
کاربر ممتاز
الان عکس دیزی دیدم،یاد امروز بعدازظهر افتادم🙄
امروز بعدازظهر شبکه یور تایم داشت بهترین رستوران‌های کاشان رو نشون میداد، رفته بود توی یه رستوران سنتی.
فقط همین قدر از اوضاع و احوالم موقع دیدن اون برنامه بگم که انقدر بزاق دهنم ترشح شد که فک من درد گرفت🥺
حالا انگار خودآزاری هم داشتم، یک ساعت نشستم غذا پختن آشپزهای اون رستوران رو دیدم و خودم رو آزار دادم🤦‍♀️
 

Ahmad Engineer

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
الان عکس دیزی دیدم،یاد امروز بعدازظهر افتادم🙄
امروز بعدازظهر شبکه یور تایم داشت بهترین رستوران‌های کاشان رو نشون میداد، رفته بود توی یه رستوران سنتی.
فقط همین قدر از اوضاع و احوالم موقع دیدن اون برنامه بگم که انقدر بزاق دهنم ترشح شد که فک من درد گرفت🥺
حالا انگار خودآزاری هم داشتم، یک ساعت نشستم غذا پختن آشپزهای اون رستوران رو دیدم و خودم رو آزار دادم🤦‍♀️
ب اینکه
آی گفتی
چقد لذت میبرم از بیرون غذا خوردن
پولش باشه کل رستورانای ایران تست میکنم:cap:
 

Ahmad Engineer

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
به اینکه
منم خودآزاری دارم میشینم عکس و فیلم مخصوصا رستورانای سنتیو نگا میکنم بعد یه لقمه املت با بغض میزارم دهنم:crying:
یاد اونایی افتادم ک لقمه نون و پنیر رو با هق هق و بغض بعد کتک بابا و مامان میخوردن:rambo::rambo::cry:
.
ب اینکه شنبه رو برم سرکار و ساعتی برگردم یا کلا نرم سرکار..‌
 

*mahdieh*

کاربر فعال مهندسی مواد و متالورژی ,
کاربر ممتاز
به اینکه
منم خودآزاری دارم میشینم عکس و فیلم مخصوصا رستورانای سنتیو نگا میکنم بعد یه لقمه املت با بغض میزارم دهنم:crying:
به اینکه:
یاد دوران بارداری پسرم افتادم.
شاید باورت نشه تنها زمانی که من نشستم با دقت تمام و شبانه‌روزی شبکه‌ی جِم فود رو نگاه کردم،ماه هشتم بارداری پسرم بود😁
با دقت مینشستم و نگاه میکردم. اصلا هوس نمیکردم، اتفاقا لذت هم میبردم از دیدنشون. آرش که به دنیا اومد، اون شبکه هم به خاطره‌ها پیوست😁
 

*mahdieh*

کاربر فعال مهندسی مواد و متالورژی ,
کاربر ممتاز
به فردا که چهاردمین سالگرد ازدواجمونه😍
امروز غروب یه پیاده روی خانوادگی رفتیم و بستنی خوردیم و برگشتیم خونه، شام هم همسرجان درست کرد و با هم سر میز شام عکس گرفتیم و شام رو نوش جان کردیم. بعدش هم سه‌تایی چند دست اونو بازی کردیم. دائما هم از روزهای کنار هم بودنمون توی این سال‌ها صحبت کردیم و برای پسرم از خاطراتمون گفتیم. خیلی مختصر و مفید ولی کلی لذت بردیم از کنار هم بودن😍
ما سال‌های پر فراز و نشیب خیلی زیادی رو کنار هم گذروندیم تا رسیدیم به ثبات و آرامشی که الان کنار هم داریم. روزهای سخت خیلی زیاد داشتیم. ولی همیشه توی اوج سختی‌ها هم من و همسر همیشه کنار هم بودیم و هوای همو داشتیم و همدیگه رو تنها نزاشتیم.
امیدوارم ازین به بعدش هم خدا همونجوری که تا الان همراهمون بود،بازم هوامون رو داشته باشه🤲❤️
 

***##***

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
به اینکه چقدر وجود آدمایی مثل مجید زندگی ها رو قشنگ تر‌ میکنن و همینطور چقدر خوب‌میشد معلم هایی مثل معلم باشرفی که توی داستان فیلم بود تکثیر میشدن درحالیکه این روزا بنظرم کمتر شدن.
به اینکه فیلم زمانی برای دوست داشتن با وجود اینکه چندسالیه فیلم ایرانی نگاه نمیکنم واقعا ارزش دیدن داشت و قشنگ بود:w38:
 

*mahdieh*

کاربر فعال مهندسی مواد و متالورژی ,
کاربر ممتاز
به اینکه باز بوی جنگ میاد
احتمالا از اول پاییز
به اینکه حداقل تا چهارشنبه‌ی بعدی جنگ نشه تا پدر و مادر همسرم بتونن بیان🙄
اگه باز نتونن بیان،من دیگه نمیدونم به بچه‌م چی باید بگم، انقدر که دلش تنگ شده براشون🙄
 

essyh2003

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
به اینکه حداقل تا چهارشنبه‌ی بعدی جنگ نشه تا پدر و مادر همسرم بتونن بیان🙄
اگه باز نتونن بیان،من دیگه نمیدونم به بچه‌م چی باید بگم، انقدر که دلش تنگ شده براشون🙄
برای اینکه بتونن تو ارتفاع بالا پرواز کنن و درگیر پذافند نشن بهتره صیر کنن هوا خنک تر بشه
نیرو هاشونم وسط گرمای جنوب کلافه میشن
 

Similar threads

بالا