همین الان داری به چی فکر میکنی؟

*mahdieh*

کاربر فعال مهندسی مواد و متالورژی ,
کاربر ممتاز
نه عزیزم ی ساعت پیش تبشو گرفتم۳۹بود!!!!!
با مسکن خوبه!!
فکر کنم امشبم باید بیدار بمونم اگ خوب نشد صب ببرمش دکتر:cry:
چرا صبح ببرین؟ همین الان ببرینش،یه آمپول میزنن بهش، بچه رو میاد، گناه داره تا صبح اذیت میشه
 

*mahdieh*

کاربر فعال مهندسی مواد و متالورژی ,
کاربر ممتاز
به اینکه برای اسباب کشی از کجا باید شروع کنم؟!!!:crying:
به اینکه به سلامتی اسباب کشی دارین؟ منزل جدید یا شهر خودتون؟
اول از کمدها شروع کن، دور ریختنی‌ها رو دور بریز، رختخواب‌ها رو جمع کن، لباس‌ فقط دو سه دست برای استفاده روزمره بزار و بقیه رو جمع کن.
بعد کابینت‌ها، فقط ظرفهای دم دستی رو بزار و بقیه رو جمع کن.
بعد وسایل تزیینی خونه رو یکی یکی جمع کن.
ما واقعا دو سه هفته کامل درگیر جمع کردن وسایل بودیم، روزهای آخر روی یه تیکه موکت مینشستیم، چون تمام مبل‌ها و صندلی‌ها رو سلفون پیچیده بودیم.
حتی تخت رو هم جمع کرده بودیم و یه پارچه انداخته بودیم روی زمین و تشک خوشخواب رو، روی زمین گذاشته بودیم.
 

zibaabdy

عضو
به اینکه به سلامتی اسباب کشی دارین؟ منزل جدید یا شهر خودتون؟
اول از کمدها شروع کن، دور ریختنی‌ها رو دور بریز، رختخواب‌ها رو جمع کن، لباس‌ فقط دو سه دست برای استفاده روزمره بزار و بقیه رو جمع کن.
بعد کابینت‌ها، فقط ظرفهای دم دستی رو بزار و بقیه رو جمع کن.
بعد وسایل تزیینی خونه رو یکی یکی جمع کن.
ما واقعا دو سه هفته کامل درگیر جمع کردن وسایل بودیم، روزهای آخر روی یه تیکه موکت مینشستیم، چون تمام مبل‌ها و صندلی‌ها رو سلفون پیچیده بودیم.
حتی تخت رو هم جمع کرده بودیم و یه پارچه انداخته بودیم روی زمین و تشک خوشخواب رو، روی زمین گذاشته بودیم.
واقعا رووش جالبی گفتی من واقعا به این دردسراش فک نکرده بودم تا حالا :ROFLMAO::ROFLMAO::ROFLMAO::ROFLMAO:
 

***##***

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
به اینکه منی که اون همه به شاگردام و دوستام و همکارام امید میدادم و همیشه هم جواب میداد ،حالا خودم دارم به ناامیدی مطلق میرسم و هیچ حرف امیدوار کننده ای نمیتونه امید رو توی‌ دلم زنده کنه چون نتیجه تلاشهای چندین ساله ام داره از بین میره و کاری ازم ساخته نیست

چه به روز کشور آوردن که جوونی مون داره هدر میره و وقتی پیر بشیم توی‌ حسرت روزای جوونی که در واقع جوونی نکردیم و سوخت، میمونیم.....خدا لعنتشون کنه
 

Bahar5746

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
به اینکه منی که اون همه به شاگردام و دوستام و همکارام امید میدادم و همیشه هم جواب میداد ،حالا خودم دارم به ناامیدی مطلق میرسم و هیچ حرف امیدوار کننده ای نمیتونه امید رو توی‌ دلم زنده کنه چون نتیجه تلاشهای چندین ساله ام داره از بین میره و کاری ازم ساخته نیست

چه به روز کشور آوردن که جوونی مون داره هدر میره و وقتی پیر بشیم توی‌ حسرت روزای جوونی که در واقع جوونی نکردیم و سوخت، میمونیم.....خدا لعنتشون کنه
الان فقط یه لیوان آیس تریاکیانو حالمونو خوب میکنه.
 

Bahar5746

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
به اینکه برند بالنسیاگا یه مشمای زرد تولید کرده که قیمتش ۱۸٠٠ دلار معادل 300 میلیون تومانه!

تازه برا خریدش صف بستن!
خو این همین پلاستیک زباله های ماست بیان خودمون بهشون بفروشیم به نصف قیمت هم میدیم:w19:
 

*mahdieh*

کاربر فعال مهندسی مواد و متالورژی ,
کاربر ممتاز
به اینکه برند بالنسیاگا یه مشمای زرد تولید کرده که قیمتش ۱۸٠٠ دلار معادل 300 میلیون تومانه!

تازه برا خریدش صف بستن!
خو این همین پلاستیک زباله های ماست بیان خودمون بهشون بفروشیم به نصف قیمت هم میدیم:w19:
به اینکه ما خودمون کم بدبختی داریم،اینا رو که میشنویم بدبختی‌ها بیشتر جلوی چشم‌هامون رژه میرن🙄
 

♥@SH!M♥

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
به اینکه به سلامتی اسباب کشی دارین؟ منزل جدید یا شهر خودتون؟
اول از کمدها شروع کن، دور ریختنی‌ها رو دور بریز، رختخواب‌ها رو جمع کن، لباس‌ فقط دو سه دست برای استفاده روزمره بزار و بقیه رو جمع کن.
بعد کابینت‌ها، فقط ظرفهای دم دستی رو بزار و بقیه رو جمع کن.
بعد وسایل تزیینی خونه رو یکی یکی جمع کن.
ما واقعا دو سه هفته کامل درگیر جمع کردن وسایل بودیم، روزهای آخر روی یه تیکه موکت مینشستیم، چون تمام مبل‌ها و صندلی‌ها رو سلفون پیچیده بودیم.
حتی تخت رو هم جمع کرده بودیم و یه پارچه انداخته بودیم روی زمین و تشک خوشخواب رو، روی زمین گذاشته بودیم.
به اینکه خدا بخواد خونه جدید!!
میگم این چینی جات رو چجوری جمع کردی؟؟!!!
حالا ما هم زیاد عجله نداریم چون این خونه ای داخلش هستیم مال خودمونه همینجور خرد خرد جمع کنم
هدفمم اینه کابینتای خونه جدیدو مرتبو تمیز کردم هردفعه ی تیکه از وسایلو ببرم بزارم اونجا داخل کابینت!
 

♥@SH!M♥

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
به اینکه دختر شیما اسمش چیه؟ حالش خوب شده؟
دلوین عزیزم:love:
اره خداروشکر دیشب تب نکرد!!
حالا از صبی میبینم راه میره پاشو کج میزاره میگه پام میسوزه نگا میکنم‌میبینم‌کف پاش یه دونه ست!!!خیلی ترسیدم ی وقت میخچه نباشه!!:w04:
 

Bahar5746

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
دلوین عزیزم:love:
اره خداروشکر دیشب تب نکرد!!
حالا از صبی میبینم راه میره پاشو کج میزاره میگه پام میسوزه نگا میکنم‌میبینم‌کف پاش یه دونه ست!!!خیلی ترسیدم ی وقت میخچه نباشه!!:w04:
عزیزم فصل آبله مرغونه حواست باشه
 

*mahdieh*

کاربر فعال مهندسی مواد و متالورژی ,
کاربر ممتاز
دلوین عزیزم:love:
اره خداروشکر دیشب تب نکرد!!
حالا از صبی میبینم راه میره پاشو کج میزاره میگه پام میسوزه نگا میکنم‌میبینم‌کف پاش یه دونه ست!!!خیلی ترسیدم ی وقت میخچه نباشه!!:w04:
چه اسم زیبایی😍
میگم نکنه آبله مرغون گرفته؟
 

*mahdieh*

کاربر فعال مهندسی مواد و متالورژی ,
کاربر ممتاز
به اینکه خدا بخواد خونه جدید!!
میگم این چینی جات رو چجوری جمع کردی؟؟!!!
حالا ما هم زیاد عجله نداریم چون این خونه ای داخلش هستیم مال خودمونه همینجور خرد خرد جمع کنم
هدفمم اینه کابینتای خونه جدیدو مرتبو تمیز کردم هردفعه ی تیکه از وسایلو ببرم بزارم اونجا داخل کابینت!
من دو سال قبل سرویس چینی‌ جدید خریده بودم، کارتون‌هاش رو نگه داشته بودم، بقیه‌ش رو هم سبد میوه از باغ پدرم آورده بودم، هم خیلی محکم هستن و هم بزرگن.
لباس‌ها رو هم توی چمدون و ازین کیف‌های بزرگ تاشوی مسافرتی هست(از اینا که برای مهاجرت ازش استفاده میکنند و قدیمها کیف مکه‌ای میگفتن) ریختم. یه سری هم نایلون های بزرگ 1.5 متری ضخیم خریده بودم، مثلا اسباب بازی‌های پسرم یا وسایل پلاستیکی یا حتی لباس‌ها رو توش ریخته بودم، این نایلون‌ها خیلی خوب بود.
 

*mahdieh*

کاربر فعال مهندسی مواد و متالورژی ,
کاربر ممتاز
یا خدااااااااا
نکنه تبی هم داشت مربوط به همینه!!
احتمالا هست.
اگه باشه که بهتره، راحت میشی، پسر من هنوز آبله مرغون نگرفته، اتفاقا دلم میخواد زودتر بگیره.
اگه نزدیکم بودی پسرم رو میاوردم پیش دخترت تا ازش بگیره.
 

Similar threads

بالا