ی تیکه از اولین آهنگی ک میاد تو ذهنت ....

شبگرد23

عضو فعال شعر نو
کاربر ممتاز
میگن یکی تو زندگیته چی بگم تونسته دیگه
میگن بعد من اون مثل اینکه…
رو اون شونه ای که من سرم بود تکیه میده
میگن یکی تو قلب هست که
انگار همون جایی که من بودم نشسته…
میگن اسمم یه بار اومد یه لحظه
دستاشو محکم تر گرفتی توی دستت
 

♥@SH!M♥

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
ما رو باش باز دوباره خراب عشق تو شدیم…
دوباره با یک نگاه عاشق چشم تو شدیم…
تو رو باش گذاشتی و رقیب و بیگانه شدی!
حالا برگشتی می گی عاشق و دیوانه شدی!
منو باش زندگیمو به پای تو ریخته بودم…
رنگ چشماتو با یک رنگی ام آمیخته بودم
منو باش زندگیمو به پای تو ریخته بودم!
رنگ چشماتو با یک رنگی ام آمیخته بودم…
 

شبگرد23

عضو فعال شعر نو
کاربر ممتاز

خیلی سال گذشت و من هنوز به تو فکر میکنم
فاصله کاری نکرد دوریتو باور کنم
بعد تو هیشکی ندید یه روزو زندگی کنم
اونی که دستاتو گرفت قد من دوست نداشت
هیشکی به اندازه من این عشقو باور نداشت
نمیدونی که رفتنت چه داغی رو قلبم گذاشت
 

Ahmad Engineer

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
شهر رو چراغون کنین
ستاره بارون کنین
لاله و گل نثار
لیلی و مجنون کنین
.
دیشب خواب این آهنگ رو دیدم، از صبح ورد زبونمه😁😁
یعنی اگه کسالت نداشتی شاید یه دوری هم تو خونه بشکن زنان میرفتی🤣🤣🤣😝😝😝
.
آهنگای امروز ک مو ب تنم سیخ میکنه🙃
 

شبگرد23

عضو فعال شعر نو
کاربر ممتاز
تن تو نازک و نرمه، مثه برگ
تن من جون میده پرپربزنه زیر تگرگ
دست باد پر میده برگو تو هوا
اما من موندنیم تا برسه دستای مرگ

نفسم این خاکه
خون گرمم پاکه


من از تبار پاک آریایی
قشنگ ترین قصیده رهایی
هوای عشق تازه نیست تو رگهام
تن نمیدم به رنگ کهربایی
 

شبگرد23

عضو فعال شعر نو
کاربر ممتاز
از تن خشک شاخ گل توقع جوانه نیست
اسبه نفس بریده را طاقت تازیانه نیست
از گل چهره سوخته طراوتی طلب نکن
برای رفعه تشنگی تکیه به تشنه لب نکن
فرشته نجات من دیر به ما رسیده ای
کهنه شده است زخمه ما کوشش بی سبب نکن
 

♥@SH!M♥

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
دلو دادم دست تو من
دوییدم دنبال تو خسته شدم
هر وقت دلم تنگ تو بود
همه درا از طرف تو بسته شدن
میدونی همه جا وصل توام
موندم پاتو بد کردم با خودم
دیگه نمیخوام رحم توهم
نبودی هرشب پیچیدم به خودم
 

شبگرد23

عضو فعال شعر نو
کاربر ممتاز
ای ﻫﻤﻪ ﻧﻴﺎز ﻣﻦ
ﻛﻌﺒﻪ ﻣﻦ ﻧﻤﺎز م

ﻋﺸﻖ ﻣﻦ اﻣﻴﺪ ﻣﻦ
ای ﻫﻤﻪ رﻣﺰ و راز ﻣﻦ

ﺑﻰ ﺗﻮ ﺧﻮﻧﻪ د ﻟﻢ
ﺧﻮﻧﻪ رﻧﺞ و ﻣﺤﻨﺘﻪ

ﺑﻪ ﮔﻮش ت ﻧﻤﻴﺮﺳﻪ
ﻧﺎﻟﻪ ﺟﺎﻧﮓ داز ﻣﻦ
 

شبگرد23

عضو فعال شعر نو
کاربر ممتاز
من نمیدونم خودت یه جوری آرومم کن
من که جز دستای تو راه فراری ندارم
یه دیونه که اصن کار به جایی ندارم
همه دنیا تویی باقی همش یه بازیه
کوچه ها تنگ میشن وقتی نگات ناراضیه
انگاری یه شهر محکومن چشمات قاضیه
 

naghmeirani

مدیر کل سایت
عضو کادر مدیریت
مدیر کل سایت
مدیر ارشد
خسته شدم بس که دلم دنبال یک بهونه گشت
بس که ترانه خوندمو برگ زمونه برنگشت

بازم کلاغ غصه ها رفت و به خونش نرسید
یکه سوار عاشقو هیشکی تو آینه ها ندید
 

Similar threads

بالا