گفتمان معماری ...

arcnew

عضو جدید
کاربر ممتاز
زیبا گفتید. منم عاشق معماری
امیدوارم یه زمین خالی بهتون هدیه کنن تا خلق اثر ماندگاری واسه خودتون داشته باشین<3
 

arcnew

عضو جدید
کاربر ممتاز
نهايت اين رشته .....
خلق اثر
اثري ماندگار...
معماري رو خيلي دوست دارم

زیبا گفتید. منم عاشق معماری
امیدوارم یه زمین خالی بهتون هدیه کنن تا خلق اثر ماندگاری واسه خودتون داشته باشین<
 

DDDIQ

مدیر ارشد
شاید شما هم مثل من جز آن معمارانی هستید که تا به حال یک یا چند بار به مرحله ای در تحصیلات رشته تخصصی مان _ معماری_ رسیده اید که با گزینش و کنکور برای گرفتن مدرک بالاتری مواجه شده اید ؛ و هر ساله تعداد معمارانی ( و شاید تعداد زیادی بدون پورتفولیو وفعالیت حرفه ای و اینکه جذب بازار کار شده باشند) که در صدد گرفتن مدرک بالاتر و بالاتری هستند بیشتر میشود ؛

- لزوم این اشتیاق برای گرفتن مدارک بالاتر چیست ؟ نبود بازار کار مناسب و رقابت زیاد ؟ داشتن اعتبار علمی بالاتر یا مدرک گرایی ؟ یا ....؟
- تاثیر داشتن مدرک بالاتر را در محیط های کاری چگونه دیده اید ؟
- نحوه گزینش را چگونه میبینید!؟؟؟؟؟
- آیا بستر های لازم برای ایجاد ظرفیت های بیشتر و پذیریش در بازار کار با توجه به بالاتر رفتن مدارک را کافی می بینید !؟
- طبعا وجود اشتیاق برای گرفتن مدرک بالاتر , افزایش ظرفیت ها و ایجاد دانشگاه هایی را در پی خواهد داشت!! به صورت کلی آینده آن را چگونه می بینید !؟

- آیا شما تجربه حضور و فعالیت در خارج از ایران و پذیریش از دانشگاه های خارج را داشته اید ؟ اعتبار مدارک دانشگاه های معماری ایران را چگونه دیده اید ؟
و....
و..

* مقاله : چرا دکترا نمیخوانی؟ #15

_______________________________________________
گفتگوهای پیشین از این سری گفتگوهای معماری :
گفتگوی شماره 3 : روز معمار ؛ بزرگداشت شیخ بهایی! آیا تاریخ معماری ایران خالی از مفاخر ایرانی است !؟
گفتگوی شماره 4 : نظر شما در رابطه با کرکسیون و نقد پروژه در دانشگاه ها و فضای مجازی
گفتگوی شماره 5 : شیوه ی برخورد ِ شما ، با یک بنای معماری !
گفتگوی شماره 6 : مشاهیر معماری ؟
گفتگوی شماره 7 : شیـوه های مطالعـات ِ معمـاری !
گفتگوی شماره 8 : کپی کاری در معماری !!

گفتگوی شماره 9 : آیا ما صاحب معماری خودمان هم نبوده ایم ؟ !!!!

گفتگوی شماره 10 : نقش معماران در بهبود سلیقه عمومی مردم !!!
 
آخرین ویرایش:

کورش68

عضو جدید
کاربر ممتاز
با سلام خیلی ممنون از این تایپیک
من به شخصه و خدا رو شکر از نظر کاری به دردم نمیخوره مدرک چون کارم شرکتم ونیروی کار زیر مجموعه ام رو دارم و طراحی می کنم اما اینکه چرا دنبال مدرک فوق لیسانس این همه دویدم اونم 2 سال با بدبختی وسختی دلایل شخصی در وهله اول داشته اما یکی از مهمترن دلایلم این بود که من هر سال با کسب علم نه تنها تو زمینه معماری بلکه تو تمام زمینه های اجتماعی وزندگی هم پیشرفت داشتم تجارب خوبی بدستم اومد که شاید با 10 سال کار بدست نمیاوردم. برام هم فرق نمیکرد کجا قبول شم اما امروز دیدم واسه کجا قبول شدن هم دچار شک میشه آدم اصلا یه حس عجیبیه این مقاطع بالاتر رفتن
 

pyramids

عضو جدید
کاربر ممتاز
با سلام خیلی ممنون از این تایپیک
من به شخصه و خدا رو شکر از نظر کاری به دردم نمیخوره مدرک چون کارم شرکتم ونیروی کار زیر مجموعه ام رو دارم و طراحی می کنم اما اینکه چرا دنبال مدرک فوق لیسانس این همه دویدم اونم 2 سال با بدبختی وسختی دلایل شخصی در وهله اول داشته اما یکی از مهمترن دلایلم این بود که من هر سال با کسب علم نه تنها تو زمینه معماری بلکه تو تمام زمینه های اجتماعی وزندگی هم پیشرفت داشتم تجارب خوبی بدستم اومد که شاید با 10 سال کار بدست نمیاوردم. برام هم فرق نمیکرد کجا قبول شم اما امروز دیدم واسه کجا قبول شدن هم دچار شک میشه آدم اصلا یه حس عجیبیه این مقاطع بالاتر رفتن
این حسو تحسین میکنم کوروش:)
والا برای من ارشد یجورایی فرصته که بتونم به خودم برسم ، برام نه مدرکش مهمه و نه بازار کارش ولی خب یه فرصته که حس میکنم تو زندگیم نیازش دارم، فرصتی که تو کاردانی و کارشناسی داشتم و از دستش دادم و الان فهمیدم که چقدر عقبم ولی خب الان فرصتشو دارم که بخوام محیطمو سروسامون بدم برم نجارس کنم:) برم کلاس 3تار یکم زبانمو جدی بگیرم و بتونم یه پایان نامه خوب بدم پایان نامه ای که 1ساله تو فکرمه و خیلی براش زحمت کشیدم
 

vertex

اخراجی موقت
ممنون از طرح موضوع
به نظر من اشتیاق به تحصیل در مقاطع بالاتر به طور طبیعی باید برای اهل علم وجود داشته باشه چیزی که هست اینه که چرا بعضی وقت ها کمرنگ میشه این علاقه و چرا خیلی ها دیگه دنبالش نمیرن . من فکر میکنم علاقه به تحصیل در مقاطع بالاتر افراد رو به 2 دسته تقسیم میکنه 1 . اونهایی که به تحصیل علاقه دارند و آینده شغلی در درجه دوم اهمیت قرار داره 2 . اون هایی که آینده شغلی براشون مهمتر از علم و سوادشونه گروه اول کمتر با خودشون حساب و کتاب مالی میکنند و بیشتر هم در همون سالهای اول بعد از فارغ التحصیلی قبول میشن چون جزء نفرات درس خون هستند . معمولا هدف و آینده نگریشون هم حد اقل درس دادن در دانشگاه هست . ولی گروه دوم مثل برگ درخت بید هستند که عامل مختلفی در تصمیم گیریشون موثر است. هر دفعه یه سمتی میرن . یه بار میبینن ارشد خوبه همه دارن میخونن یه کاره ای میشن . میرن سمتش . یه بارم میبینن اشباع شده و فایده ای نداره نمیرن که بخونن . همه اونهایی که واسه دک و پوز درس میخونن و خود رشته براشون مهم نیست بیشتر مهمه که مثلا بهشون بگن این آقا مثلا ارشد معماری یا دکتر معماری داره . در هر صورت اهداف هر کس با اونیکی میتونه فرق کنه ولی فکر کنم همشون توی دسته بندی من جا بشن . در هر صورت همه تلاش میکنن که جزء حد اقل ها باشن . یعنی خاص باشند . برای همین خودشون رو ارتقاء میدن .
 

pyramids

عضو جدید
کاربر ممتاز
یه نکته جالبی که این چند روز ازت یاد گرفتم این بود که گفتی میخوام یه شهر دیگه رو تجربه کنم من یکم دودل بودم برم رشت اما گفتم یه شهر دیگه تجربه کردن یکم سختی کشیدن لذت بخشه آسون چیزی رو کسب کردن حال نمیده. ارشد یه جورایی موظفت میکنه پخته تر نشون بدی مجبوری دیگه زبان رو خوب یاد بگیری و مجبوری پایان نامه بنویسی این هاش اصلا یه حس جالبیه حرفات رو میفهمم
تا الان که تو ترس بودمو نمیشد حرف بزنم الانم نگران اینم که نکنه از خوشحالیم کس دیگه ای برنجه
دلم نمیخواست عارفه قبول نشه:( دلم نمیخواست محبوبه قبول نشه دوست داشتم لنا قبول شه و...
بحث جوابارو نمیخوام بکشم اینجا ولی در حق معماری ها ظلم شده ماکه بیشترین تعداد دانشجورو داریم چرا انقدر پذیرشمون کمه؟؟ دوستم میانگینش 11 بود رتبش 1000فیزیک امروز دیدم با همون 1000ش شهید رجایی قبول شده خب این زور داره:( کلی خودمو آروم کردم که بابا من تو 50.000نفر شدم 300-400م ولی خب دیگه... شکر خدا:smile:
رشت خوبه:) رفتی حتماً برگشتنی از سمت چالوس بیا تو مسیرت برو رحیم آیاد زندگی اونجایی هارو ببین:) یا اصلاً هماهنگ میکنیم یه روز باهم بریم منم باید برم چالوس مردکمو بگیرم بریم یه دوری هم بزنیم:)
خوشم میاد موضوع تاپیک برامون مهم نیستو حرف خودمونو میزنیم:biggrin:
ولی یه نکته بگم:
دوستانی که قبول نشدید: آواز دهل از دور خوش است.
 

et-rt

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
ممنون از طرح موضوع
به نظر من اشتیاق به تحصیل در مقاطع بالاتر به طور طبیعی باید برای اهل علم وجود داشته باشه چیزی که هست اینه که چرا بعضی وقت ها کمرنگ میشه این علاقه و چرا خیلی ها دیگه دنبالش نمیرن . من فکر میکنم علاقه به تحصیل در مقاطع بالاتر افراد رو به 2 دسته تقسیم میکنه 1 . اونهایی که به تحصیل علاقه دارند و آینده شغلی در درجه دوم اهمیت قرار داره 2 . اون هایی که آینده شغلی براشون مهمتر از علم و سوادشونه گروه اول کمتر با خودشون حساب و کتاب مالی میکنند و بیشتر هم در همون سالهای اول بعد از فارغ التحصیلی قبول میشن چون جزء نفرات درس خون هستند . معمولا هدف و آینده نگریشون هم حد اقل درس دادن در دانشگاه هست . ولی گروه دوم مثل برگ درخت بید هستند که عامل مختلفی در تصمیم گیریشون موثر است. هر دفعه یه سمتی میرن . یه بار میبینن ارشد خوبه همه دارن میخونن یه کاره ای میشن . میرن سمتش . یه بارم میبینن اشباع شده و فایده ای نداره نمیرن که بخونن . همه اونهایی که واسه دک و پوز درس میخونن و خود رشته براشون مهم نیست بیشتر مهمه که مثلا بهشون بگن این آقا مثلا ارشد معماری یا دکتر معماری داره . در هر صورت اهداف هر کس با اونیکی میتونه فرق کنه ولی فکر کنم همشون توی دسته بندی من جا بشن . در هر صورت همه تلاش میکنن که جزء حد اقل ها باشن . یعنی خاص باشند . برای همین خودشون رو ارتقاء میدن .
گروه دوم گروه مهمیه.
تقریبا اونطوری که شما توصیفشون کردید نیستن
منظورم اینه که کسایی که برای اینده ی شغلی به سمت مقاطع بالاتر میرن همونقدر برای ورود به مقطع کارشناسی ارشد مصمم هستن که گروه اول هستن. فقط در تلاش و توانایی با هم برابر نیستن.
پس گروه دوم هم به هر صورت وارد این مقطع میشه.
تا الان که تو ترس بودمو نمیشد حرف بزنم الانم نگران اینم که نکنه از خوشحالیم کس دیگه ای برنجه
دلم نمیخواست عارفه قبول نشه:( دلم نمیخواست محبوبه قبول نشه دوست داشتم لنا قبول شه و...
بحث جوابارو نمیخوام بکشم اینجا ولی در حق معماری ها ظلم شده ماکه بیشترین تعداد دانشجورو داریم چرا انقدر پذیرشمون کمه؟؟ دوستم میانگینش 11 بود رتبش 1000فیزیک امروز دیدم با همون 1000ش شهید رجایی قبول شده خب این زور داره:( کلی خودمو آروم کردم که بابا من تو 50.000نفر شدم 300-400م ولی خب دیگه... شکر خدا:smile:
رشت خوبه:) رفتی حتماً برگشتنی از سمت چالوس بیا تو مسیرت برو رحیم آیاد زندگی اونجایی هارو ببین:) یا اصلاً هماهنگ میکنیم یه روز باهم بریم منم باید برم چالوس مردکمو بگیرم بریم یه دوری هم بزنیم:)
خوشم میاد موضوع تاپیک برامون مهم نیستو حرف خودمونو میزنیم:biggrin:
ولی یه نکته بگم:
دوستانی که قبول نشدید: آواز دهل از دور خوش است.
نکته ای که تو حرفتون بود در مورد ظرفیت پذیرش بود.
پذیرش بالا رفته ولی نه برای امثال شما بلکه برای گروه دوم.
از دو نکته ای که تو کلام شما و دوستمون بود میشه به این سوال جواب داد
- طبعا وجود اشتیاق برای گرفتن مدرک بالاتر , افزایش ظرفیت ها و ایجاد دانشگاه هایی را در پی خواهد داشت!! آینده آن را چگونه می بینید !؟
برای جواب به این سوال میتونم اینو بگم که آزمون ها و امتحاناتی که بین مقاطع تحصیلی سر راه دانشجویان قرار داشت، قبلا مثل یه صافی عمل میکرد که دونه های ریز فقط عبور میکردن.
ولی امروز این صافی دونه های درشتو با حجم خیلی زیادی جذب میکنه و همونطور درشت به جامعه تحویل میده.
 

pyramids

عضو جدید
کاربر ممتاز
نکته ای که تو حرفتون بود در مورد ظرفیت پذیرش بود.
پذیرش بالا رفته ولی نه برای امثال شما بلکه برای گروه دوم.
از دو نکته ای که تو کلام شما و دوستمون بود میشه به این سوال جواب داد
- طبعا وجود اشتیاق برای گرفتن مدرک بالاتر , افزایش ظرفیت ها و ایجاد دانشگاه هایی را در پی خواهد داشت!! آینده آن را چگونه می بینید !؟
برای جواب به این سوال میتونم اینو بگم که آزمون ها و امتحاناتی که بین مقاطع تحصیلی سر راه دانشجویان قرار داشت، قبلا مثل یه صافی عمل میکرد که دونه های ریز فقط عبور میکردن.
ولی امروز این صافی دونه های درشتو با حجم خیلی زیادی جذب میکنه و همونطور درشت به جامعه تحویل میده.
نمیتونم بگم که مخالف این شیوه ام چون شک ندارم کسی که الان میاد و بهشتی قبول شده از من نوعی کار دستش بهتره:) و تئوریش رو هم خوب سپری کرده پس حق اون نسبت به من ارجع تره.
ولی اگه کمی منصف تر باشیم میبینیم که توی کنکور اسکیس سنجش کمی ظالمانه عمل کرده و امده باتوجه به رتبه ها نمرات اسکیس رو داده. این موضوعیه که هموراه منو اذیت میکنه. ولی خب این مسیر رسیدن به دانشگاههاست.
ما خروجی دانشگاهامون ساده است و ورودی مشکل "همون قیف برعکس" اگه روزی ما به میزان 1/5 ورودی هامون خروجی معمارخوب داشته باشیم برای همه بازار کار هست
 

persian_sphinx

کاربر بیش فعال
کاربر ممتاز
با سلام و تشکر از طرح این مووضوع

- لزوم این اشتیاق برای گرفتن مدارک بالاتر چیست ؟ نبود بازار کار مناسب و رقابت زیاد ؟ داشتن اعتبار علمی بالاتر یا مدرک گرایی ؟ یا ....؟
- تاثیر داشتن مدرک بالاتر را در محیط های کاری چگونه دیده اید ؟
حالا جدا از اون نقشی که اشتیاق هر فردی که وارد حیطه و فعالیتی میشه برای رسیدن به بهتر بودن و کسب اطلاعات بیشتر داره ....
نمیتونیم نقش محیط کار رو هم نادیده بگیریم که خودش عامل خیلی مهمی جهت سوق دادن معمار به گرفتن مدرک بالاتر هست و موضوعی طبیعی هم هست که وقتی تعداد بالایی ورودی جدید هر سال اضافه میشه و زیاد شدن رقابت تو یه سطح خواه ناخواه برای متمایز بودن یکی از راه هاش رفتن به درجات بالاتر علمی هست ...
چاره ای نیست تا چند سال میشه با یه شرایط ثابت کار کرد !؟ درسته که بازار کار هم زیادتر میشه ولی چند برابر اون معمار اضافه میشه ! خب رقابت ایجاد میشه و نمیشه همیشه به آینده کاری مطمئن بود حالا با هر میزان مهارت !



- طبعا وجود اشتیاق برای گرفتن مدرک بالاتر , افزایش ظرفیت ها و ایجاد دانشگاه هایی را در پی خواهد داشت!! آینده آن را چگونه می بینید !؟

موضوع طبیعی هس که هر چی بیایم تقاضا بیشتر کنیم واسه مدرک و نتیجه ش بیشتر شدن ظرفیت میشه و با توجه به محدود بودن استاد با دانش و اطلاعات و از اون طرف محدودیت امکاناتی که هر دانشگاه میتونه فراهم کنه نهایتا کیفیت آموزش هم پایین خواهد آمد

- آیا شما تجربه حضور و فعالیت در خارج از ایران و پذیریش از دانشگاه های خارج را داشته اید ؟ اعتبار مدارک دانشگاه های معماری ایران را چگونه دیده اید ؟
و....
و..

تا به حال اسم مهندس جهان سومی به گوش شما خورده یا نه !!!؟ نمیخوام سیاه نمایی کنم چون خودم هم یکی از همین جامعه امروز معماران هستم و از این قاعده مستثنی نیستم ولی چرا وقتی میخوای در یه جای معتبر خارج کار کنی یا درس بخونی باید از اول شروع کنی و خودت هم کامل تفاوت سطحی که اونطرف کار میشه رو میبینی !
چون اونجا واقعا سخت گرفتن و دقیقا کسی که داخل میشه میدونه رشته معماری اصلا رشته آسونی و راحتی نیست و خیلی ها اصلا فکر اومدن به این رشته رو هم نمیکنن !! چون سطح فرق میکنه چون برای کسب اطلاعات بیشتر پدرشون در میاد و کلی کتاب میخونن هر ترم واسه فهمیدن یه موضوع و نه اینکه محوریت تحصیلات دانشگاهیشون بشه جزوه محوری که خلاصه همون کتابهایی هست که باید میخوندیم و نخوندیم و وقتی میرسیم به محیط کار تازه میفهمیم اطلاعات اجرایی چقدر داریم و با آزمون و خطا از کسانی که همین راه رو رفتن یه چیزی یاد میگیریم ...
 

اوس معمار

عضو جدید
لزوم این اشتیاق برای گرفتن مدارک بالاتر چیست ؟ نبود بازار کار مناسب و رقابت زیاد ؟ داشتن اعتبار علمی بالاتر یا مدرک گرایی ؟
به نظر من در آینده در بازار کار دیگه ما با مدرک گرایی ،خواه نا خواه،
مواجه نخواهیم بود. داشتن مهارت های طراحی ، به خصوص کامپیوتر، و البته اجرا تو گزینش افراد بسیار موثر هست و خواهد ماند و بهترین راه برای کسبشون تجربه است، تجربه شخصی و عملی . و البته این مهارت ها تو مدارج علمی بالاتر زیاد مدنظر نیستن و به قول شما گروهی دنبال اعتبار علمی هستند و گروهی ،که واقعا دارن وقتشون تلف میکنن، دنبال وجهه بالاتر اجتماعی به واسطه مدرک بالاتر هستند
حالا جدا از اون نقشی که اشتیاق هر فردی که وارد حیطه و فعالیتی میشه برای رسیدن به بهتر بودن و کسب اطلاعات بیشتر داره ....
نمیتونیم نقش محیط کار رو هم نادیده بگیریم که خودش عامل خیلی مهمی جهت سوق دادن معمار به گرفتن مدرک بالاتر هست و موضوعی طبیعی هم هست که وقتی تعداد بالایی ورودی جدید هر سال اضافه میشه و زیاد شدن رقابت تو یه سطح خواه ناخواه برای متمایز بودن یکی از راه هاش رفتن به درجات بالاتر علمی هست ...
چاره ای نیست تا چند سال میشه با یه شرایط ثابت کار کرد !؟ درسته که بازار کار هم زیادتر میشه ولی چند برابر اون معمار اضافه میشه ! خب رقابت ایجاد میشه و نمیشه همیشه به آینده کاری مطمئن بود حالا با هر میزان مهارت !
این تصور به نظر من غلطه! من 23 سالمه وحدود یک سال از نزدیک چند تا از محیطهای کاری قوی رو تجربه کردم. شاید این حرفی که میزنم زود قضاوت کردن باشه ولی نمونه های زیادیو دیدم که مدرک علمی بالاتر دارند ولی بیکارند یا اونقدرها جدی کار نمیکنند، و در مقابلش کساییو دیدم که مدرک بالایی ندارند ولی بازار کارو قبضه کردن و البته خوب هم کار میکنند.;)
 

lena.0

عضو جدید
کاربر ممتاز
سلام مرسی از بیان این پرسش

رشته ما مثل بقیه رشته ها انقد قبولی در مراخل بالاتر راحت نیست در ضمن یک اصل بدی که در جامعه وجود داره دیگه مدرک لیسانس اعتبار نداره (الان همه یه لیسانس دارن)
تو رشتمونم اصلا مهم نیست لیسانس داری یا فوق مهم کاره

بیشتر به نظر گرایش به گرفتن مدرک بالاتر اون اعتبار اجتماعیه که مدرک میاره
 

F.A.R.Z.A.D

متخصص مباحث اجرایی معماری , متخصص نرم افزار Archi
کاربر ممتاز
سلام.
بقول یکی از دوستان ما باید اول ثابت کنیم یه کارشناس هستیم بعد بریم دنبال کارشناس ارشد بودن.
اینکه گفته میشه بعضی ها کار براشون مهمه بعضیا هم سواد گفته کاملا اشتباهیه.
واقعا سواد فقط تو دانشگاه ها هست؟یا تو کتابها؟
یعنی شما اگه مثلا کارشناسی ارشد نگیرید سواد به سواد یه کارشناس ارشد نمیرسید؟(که البته خود کارشناس ارشد هم این سواد رو بدست نمیاره)
این تصور مدرک گرایی واقعا بلای جون جوونا شده.
الان تمام شرکتها دنبال نیروی کارآمد هستن نه نیرویی که مدرک بالاتر داره.
این بخاطر تجربم میگم که تو بیشتر از 50 شرکت رفتم و با مدیراشون صحبت کردم.
تو دکترا که وضعیت خراب تره.این همه دکتری که حتی یه دکترین ارائه ندادن.واقعا تاسف اوره.
مهندس جهان سومی که یکی از دوستان گفتن همین مهندسایی هستن که فقط مدرک مهندسی دارن.
توصیه من به همه دوستان عمر خودتون رو تو این دانشگاه ها تلف نکنید.:gol:
یا حداقل چندین سال کار کنید بعد برید دنبالش.بالاترین مدرک رو هم داشته باشید کسی بهتون کار نمیده.دچار سرخوردگی هم میشید.
 
آخرین ویرایش:

REZA RS

عضو جدید
ممنون از موضوع
راستش من یه سوال داشتم تا حالا هم جواب درس حسابی از کسی نگرفتم در مورد مدرک معماری هست تاکید میکنم مدرک معماری چون به جرات میگم بیشتر کسای که الان تو ارشد هستن تحصیل نمیکنن بلکه دنبال مدرک هستن و اما سوالم ..... ما اگه بخوایم خودمون شرکت بزنیم حالا مشاوره یا معماری آیا مدرک تحصیلی ما به عنوان مدیر عامل تو رتبه بندی و پایه شرکت تاثیر میزاره یا نه یا اصلا میشه کسی با یک مدرک دیگه بیاد یه شرکت پیمانکاری پایه یک داشته باشه.ممنون میشم اگه جوابمو بدین
 

Faeze Ardeshiry

کاربر فعال تالار مهندسی معماری ,
کاربر ممتاز
از من دعوت شده بيام اينجا انرژي خالي كنم
لزوم گرفتن مدرک تحصیلی بالاتر در معماری !؟ اين روزا تبديل شده به يك عقده براي همه
چون فك ميكنيم اگه مدرك تحصيلي بالاتر باشه يني كه بيشتر حاليمونه
اقا من الان نميتونم حرف بزنم
ولي انرژي رو ميتونم خالي كنم
خداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 

Maryam.PZ

کارشناس ارشد مرمت ابنیه
کاربر ممتاز
- لزوم این اشتیاق برای گرفتن مدارک بالاتر چیست ؟ نبود بازار کار مناسب و رقابت زیاد ؟ داشتن اعتبار علمی بالاتر یا مدرک گرایی ؟ یا ....؟

من فکر می کنم هر کسی از گرفتن مدرک بالاتر یه هدفی داشته باشه و به خیلی چیزها بستگی داره! متاسفانه باید بگم هنوز هم توی جامعه آدمهایی پیدا میشن که فکر می کنند هر کی مدرک بالاتری داشته پس بیشتر بلده! در صورتی که اصلا اینطور نیست! چون توی دانشگاه های ما از لحاظ فنی و کاربردی دانشجو ها رو آموزش نمی دن! صرفا هر ترم یه سری امتحان می گیرن نمره میدن و بعدش مدرک رو دودستی تقدیم می کنند! چه بسا ممکنه اصلا کسی که فارغ التحصیل میشه هیچی هم بلد نباشه! البته من کسایی رو هم دیدم که واقعا زحمت می کشن و واقعا هم باسواد فارغ التحصیل میشن ولی خودشون تلاش می کنند!
من خودم به خاطر کارهای پژوهشی که علاقه دارم در آینده انجام بدم ترچیح می دم که برای گرفتن مدارک بالاتر تلاش کنم(چون در چاپ مقاله و خیلی چیزها یک جورایی تاثیر میزاره!)

- تاثیر داشتن مدرک بالاتر را در محیط های کاری چگونه دیده اید ؟

بستگی داره اگر کسی بخواد کار دولتی انجام بده مدارک بالاتر امتیازها و مزایایی رو به همراه داره, اما کار خصوصی به نظرم باید کار بلد بود و ربطی به مدرک نداره, ممکن هم هست که اول مدرکتو بپرسن ولی نمونه کار که نشون بدین, بدونن بلدین قبولتون می کنن!

- نحوه گزینش را چگونه میبینید!؟؟؟؟؟

نحوه گزینش که اصلا معلوم نیست بر چه اساسی هست؟!!! من اینو یکی برام روشن کنه دیگه هیچ سوالی به این سختی توی زندگیم وجود نداره!!!! نه تئوریش معلومه نه عملیش ! تازه بگیم مثل خارج از کشور مصاحبه ای کنن! اونجا هم اینقدر پارتی بازی میشه اصلا آدم میمونه چی بگه!:confused:

- طبعا وجود اشتیاق برای گرفتن مدرک بالاتر , افزایش ظرفیت ها و ایجاد دانشگاه هایی را در پی خواهد داشت!! به صورت کلی آینده آن را چگونه می بینید !؟

به نظرم اصلا افزایش ظرقیت معنی نمی ده! به هیچ وجه! چون به شدت کیفیت میاد پایین ! توی این یک ماه نزدیک به 10 تا 15 sms از دانشگاه های غیر انتفاعی و آزاد برای من اومده که نوشته شده پذیرش بدون کنکور دانشجو (کارشناسی) ! چون دیگه دانشجو کم دارند و جا زیاد !
این باعث میشه کسی شاید اصلا تواناییشو نداره مثلا رشته معماری دانشگاه آزاد درس بخونه و مدرک کارشناسی بگیره! من به کسی که با زحمت قبول شده کاری ندارم ! چون هم دانشگاه آزاد خوب داریم و هم دانشجوی خوب !
ولی به این شکل ظرفیت رو زیاد کردن, افت کیفیت شدیدی رو به همراه داره! :(
از سازمان سنجش که دیگه هیچی نگیم بهتره! کسانی که ثبت نام کردن و امتحان دادن یا ندادن و غایب بودن و کسانی اصلا ثبت نام هم نکردن میتونستن انتخاب رشته کنند!!!!!!!

در کل هم به نظرم باید گزینش مصاحبه ای باشه ولی مصاحبه ای درست که واقعا هر کسی که لیاقتش رو داره و بار علمیش زیاده دانشگاه خوب قبول شه ! امیدوارم روزی این اتفاق بیفته در غیر این صورت که همش حق و ناحق میشه!:(
 

nima-sd

عضو جدید
کاربر ممتاز
چرا دکترا نمیخوانی؟

چرا دکترا نمیخوانی؟

دیدم موضوع این بحث خیلی با مقاله ای که چند وقت پیش از وبلاگ آقای دکتر شعبانعلی خوندم نزدیکه مطالبش رو میذارم تا یکم بیشتر بیندیشیم درباره تحصیلات تکمیلی
لینک مطلب :http://www.shabanali.com/ms/?p=1136


چرا دکترا نمیخوانی؟


از سال ۸۰ که مدرک لیسانسم را با معدلی بالا، از دانشگاه صنعتی شریف گرفتم تا سال ۱۳۸۴ باید دائماً جواب دوستانم را میدادم که چرا فوق لیسانس نمیگیری. دو باری هم کنکور شرکت کردم و با رتبه خوب در دانشگاه خودم قبول شدم اما نرفتم. سال ۸۶ که کارشناسی ارشد مدیریت را از دانشگاه شریف گرفتم (با رتبه و معدل بالا) باز تا امروز، دوستان زیادی می پرسند که چرا ادامه تحصیل نمیدهی و دکترا نمیگیری…

پراکنده در جاهای مختلف جواب داده ام. اما گفتم یک پاسخ تفصیلی اینجا بنویسم…
مقدمه اول:یک واقعیت وجود دارد. نباید نظام آموزشی، به مسیر رشد و پرورش ما جهت بدهد، این ما هستیم که مسیر رشد خود را انتخاب و ترسیم میکنیم.

شاید سالها بعد، علاوه بر دکترا و پست دکترا، پست پست دکترا، پست پست پست دکترا و … هم در دانشگاه ها شکل گرفت. یعنی ما دیگر باید زندگی خود را تعطیل کنیم و تا دم مرگ به در دانشگاهها دخیل ببندیم؟

هر درجه تحصیلی معنا و مفهوم و کارکردی دارد.
اجازه بدهید که اول در مورد کارشناسی بگوییم.خود کارشناسی یکی از ترجمه های غلط و طنز آمیز است. کارشناس کسی است که سالها تخصص و تجربه دارد. ما هر کسی که چهار سال در دانشگاه میچرخد و غذای ارزان میخورد و روی صندلی های سفت دانشگاه، مینشیند و اس ام اس بازی میکند و با تقلب در پایان ترم نمره ای می آورد، کارشناس مینامیم!

لیسانس واژه متفاوتی است. لیسانس یعنی مجوز٫ چیزی مثل جواز کسب!

من وقتی لیسانس مهندسی مکانیک گرفتم، یعنی میتوانم و مجازم با این دانش، امرار معاش کرده و حق دارم در مورد آن حوزه، تا حد دانشم اظهار نظر کنم.
من باید چند سال در آن حوزه کار کنم تا به یک «کارشناس» به معنای واقعی کلمه تبدیل شوم.

به همین دلیل، در عمده کشورهای دنیا، مردم رشته لیسانس خود را با نگرشی به بازار کار و نیازهای روز جامعه، انتخاب می کنند.

فوق لیسانس یا کارشناسی ارشد، برای کسانی است که میخواهند در یک حوزه خاص عمیقتر شوند. عموماً وقتی معنی پیدا میکند که کسی لیسانس خوانده و مدتی در آن حوزه کار کرده و سپس تصمیم میگیرد به دانش خودش در آن حوزه عمق دهد.

مثلاً من مکانیک خوانده ام، سالها در صنعت کار میکنم، میبینم حوزه کنترل و اتوماسیون حوزه جذابی است که دانش من در آن محدود است. به دانشگاه برمیگردم تا دانش خودم را در آن حوزه خاص ارتقاء دهم. طبیعی است کسی میتواند این مقطع را به پایان ببرد که معلومات خود را در حوزه ای با رعایت روش شناسی علمی، به نتایجی کاربردی تبدیل کرده و گزارشی از این فعالیت (تحت عنوان تز یا مقاله) ارائه نماید

دکترا برای کسانی است که رسالت خود را تولید علم و پیشبرد مرز دانش جهان در یک حوزه تخصصی می دانند.

——————————————————————————————————
مقدمه دوم:اما در ایران تعریف متفاوتی در ذهن مردم است. همه فکر میکنند تا جایی که وقت و استعداد دارند باید این مقاطع را درست یکی پس از دیگری ادامه دهند!

کارکرد اصلی هم، نه دغدغه توسعه دانش و مهارت فردی است و نه پیشرفت علم. عمدتاً یک عنوان است.
این را از اینجا میفهمم که میبینم برخی دوستانم در دوره دکترا، درد دل میکنند که باید هر هفته یک مقاله بخوانند! این خود نشان میدهد که مقاله خواندن، یک «درد» است نه «غذایی برای یک روح گرسنه علم».

——————————————————————————————————-
اما حالا دلایل من:

- ما در شرایط امروز کشور، در عمده رشته ها – نمیگویم همه. میگویم عمده – مصرف کننده دانش تولیدی جهان هستیم یا اگر هم نیستیم بی دلیل دست به تولید دانش زده ایم (فقط برای حفظ پرستیژ کشور و رتبه های علمی). ما هنوز یک مصرف کننده صحیح هم نیستیم. به همین دلیل مدرک کارشناسی هم، زیادتر از نیازمان است.

شاید به همین دلیل مسئولان امر، ده ها واحد درس عمومی را به مجموعه دروس دانشگاهی افزوده اند تا این چهار سال به هر حال به شکلی پر شود!

من کارخانه های بنز و بی ام و و برخی از برترین صنایع دنیا را از نزدیک میشناسم و بارها بازدید کرده ام. مرکز طراحی آنها پر از کسانی است که لیسانس (یا به قول آنها دیپلم مهندسی) دارند و یکی دو نفر دکتر هم برای پرستیژ به مدیریت برخی واحدها منصوب شده اند. من نمیفهمم اگر تولید بنز با لیسانس ممکن است چرا داشتن انبوهی فوق لیسانس و دکترا، به مونتاژ پژو منجر شده است!

- در بسیاری از حوزه ها ما هنوز Generalist هم نداریم پس چرا باید به دنبال Specialist برویم.
در رشته خودم عرض میکنم. وقتی هنوز در بسیاری از رشته های دانشگاهی ما، هنوز «ارتباطات و مذاکره» را به عنوان یک درس ارائه میدهند و این دو حوزه کاملاً تخصصی از هم تفکیک نشده اند، بیشتر شبیه شوخی خواهد بود که من بروم دکترا بگیرم و مثلاً به طور خاص در خصوص«تفاوتهای الگوهای مذاکره درونسازمانی بین زنان و مردان با سن ۳۰ تا ۴۰ سال در مشاغل خصوصی و بنگاه های کوچک و متوسط در کلانشهر های ایران»تز بنویسم!!!!

شاید بعد از نوشتن این تز، به من به جای «مهندس شعبانعلی» بگویند «دکتر شعبانعلی». اما من هر بار که دکتر صدایم کنند فکر میکنم دارند مسخره ام میکنند! شاید آنها نفهمند چه میگویند اما من که میدانم معنی دکتر چیست…

- شاید یکی از کارکردهای مدرک دکترا، تدریس در دانشگاه ها باشد. اما واقعیت این است که هدف من بزرگتر از تدریس دانشگاهی است. من در حال آموزش به مدیران اقتصادی کشور هستم و فکر میکنم آموزش امروز آنان، فوریت بیشتری دارد تا آموزش جوانان فردا. اگر فردا اقتصاد کشورم، مثل امروز باشد، جوانان کشور شغلی نخواهند داشت تا بتوانند از آموخته های دانشگاهی خود استفاده کنند…

- تجربه امروز ایران و جهان نشان داده که بزرگترین تغییرات اقتصادی و مدیریتی و صنعتی جهان را نه دانشگاهیان نظریه پرداز، بلکه صنعتگران عملگرا ایجاد کرده اند. انتخاب با ماست که در زمره کدام گروه باشیم اما من گروه دوم را ترجیح میدهم.

- مبحث هزینه فرصت نیز بحث مهمی است که همیشه به آن اشاره کرده ام. وقتی من میتوانم به جای ۵۰۰۰ ساعت وقت گذاشتن و اخذ مدرک دکترا (با هدف اینکه عنوانی به القابم اضافه شود) ۲ یا ۳ کتاب ارزشمند تألیف کنم که برای ده ها هزار نفر از هم وطنانم مفید فایده واقع شود، خیانت به جامعه است که عنوان و لقب خودم را به نیاز مردم جامعه ام ترجیح دهم.

خلاصه اینکه به نظر من، نیاز امروز جامعه من مدرک نیست. بلکه ما نیازمند دانشمندانی عملگرا و مطالعه محور هستیم که علم روز دنیا را بیاموزند و آن را همچون لباسی بر قامت فرهنگ و جامعه ما بدوزند و ما را از این عریانی که گرفتار آنیم نجات دهند. ادامه تحصیل در دانشگاه، یکی از روشهای علم آموزی و دانش اندوزی است که ۱۵ سال فعالیت دانشگاهی و صنعتی در ایران و جهان، به من به تجربه ثابت کرده که برای ایران امروز، اگر هم یکی از روشهاست قطعاً بهترین روش نیست.

من ضمن احترام به همه دوستان عزیزم که در دانشگاهها در خدمتشان هستم، احساس میکنم کار کردن با مدرک دکترا در بسیاری از رشته ها در شرکتهای ایرانی مانند به دست داشتن ساعت رولکس برای کسی است که در پرداخت هزینه تخم مرغ شام خود هم دچار بحران است…

یا شبیه پرتاب کردن ماهواره به سمت آسمان، در شرایطی که هواپیماها به سمت زمین سقوط میکنند.

یا شبیه مطالعه بر روی فن آوری نانو، در کشوری که خط کش ها در ابعاد سانتی متر هم درست اندازه نمیگیرند.

یا شبیه…
 
آخرین ویرایش:

fereshte1111

عضو جدید
برای من ادامه تحصیل واقعا رسیدن ب سطح سواد خوبیه. منم مثل پیرامیدز و بقیه ک این قکرو میکنن به ارشد و دکترا بع عنوان یه نیاز شاید روحی نیازمندم. اما واقعا برای سیستم آموزشی و دانشگاهی ایران و سختی هایی که در ادامه ی جدا کردن کارشناسی ارشد پیوسته ب گارشناسی ایجاد کردن متاسفم. متاسفم برای این نوع از کنکور که خیلی از آدمایی ک میبینم اونقدررر ارزششو ندارن خیلییی راحت واردش میشن و عرصه برای اونهایی ک باید، تنگ میشه.
واسه همین میدونیم الان تو این یکی دوساله ارشد ازاد و سراسری فرق چندانی باهم ندارن. مصداقاش زیادن. اما نمونه حی و حاضرش اینجا کوروش ک شرکت داره و کسایی زیر دستشن ک از دانشگاه علم و صنعت و تهرانن ولی کوروش خیلی جاها ب خودش فشار میاره ک نخنده واقعا.
الان اسم دولتی شده کلاس.و متاسفانه یه سری ب دلیل اسم در کردنش واردش میشن ک تعدادشم کم نیست. پس روی صحبت من با کسانی هم هست ک از پس کنکور بر نیومدن. اینها چیزی رو از دست ندادند. ففط یه کلاس برای فک و فامیل و اطرافیان رو از دست دادن.
اگه تند حرف زدم ببخشید اما حقیقته و تلخ. خورده نگیرید. سپاس
 

jhangard

کاربر بیش فعال
مهمترین هاش مثل باقی کشورهای جهان سوم کهن و ستنی مواجه با مدرنیته غرب و انقلاب صنعتی و نشخوار اون و البته دولت ها و حکام نالایق معاصر تا امروز و عدم کفایت و تعهد معماران بساز بفروش....

تا سطح سواد و مطالعه و مشکلات اقتصادی و سی اسی مردم برطرف نشه معماری هم کماکان همینطور باقی خواهد ماند همینطور دولت و حکومت ... تو کشوری که هرسال چندین امامزاده کشف و استخراج میشه و 3% سرانه مطالعه داره، نیازهای به مراتب ضروری تری نسبت به معماری که یک امر جانبی تر هست، وجود داره که اول اون ها باید برطرف بشه...
 
آخرین ویرایش:

Faeze Ardeshiry

کاربر فعال تالار مهندسی معماری ,
کاربر ممتاز
شاید شما هم مثل من جز آن معمارانی هستید که تا به حال یک یا چند بار به مرحله ای در تحصیلات رشته تخصصی مان _ معماری_ رسیده اید که با گزینش و کنکور برای گرفتن مدرک بالاتری مواجه شده اید ؛ و هر ساله تعداد معمارانی ( و شاید تعداد زیادی بدون پورتفولیو وفعالیت حرفه ای و اینکه جذب بازار کار شده باشند) که در صدد گرفتن مدرک بالاتر و بالاتری هستند بیشتر میشود ؛
- لزوم این اشتیاق برای گرفتن مدارک بالاتر چیست ؟ نبود بازار کار مناسب و رقابت زیاد ؟ داشتن اعتبار علمی بالاتر یا مدرک گرایی ؟ یا ....؟
من خودمو ميگم
به دور از تعارف و حرف هاي مكاتبه اي
همونطور كه هميشه با جون و دل و خودموني تو تاپيكا صحبت كردم الانم همينه راحت حرف ميزنم وگرنه در راستاي رسيدن به اهداف و بحث و ديسكاشن منم بلتم قلنبه بگم

;)
ديدم تئوريم ضعيفه دستمم براي اسكيس خوب نيس
پس نشستم شبانه روز درس خوندم و درس خوندم
بعد اون هم يك عالم دستمو قوي كردم با كتاب با بچه هاي همين باشگاه
ولي سال بعدش ديگه جديت بيشتري به خرج دادم و خوندم دليلشو تو پست هاي بعدي ميگم

درجه ي مدرك كه بالاتر ميره توانايي كار در محيط هاي اموزشي بيشتر و بيشتر ميشه
نگاه جامعه بهت فرق ميكنه
نشست و برخاست با اساتيد خوب با دانشجوهاي برتر و قرار گرفتن در جو پژوهشي
آپديت بودن و عقب نموندن از جامعه خصوصا در دروس پژوهشي و بعد از اون برخورد با دانشجوهاي مقطع پايين تر
اين دليل اصلي منه
وگرنه مگه لوكوربوزيه ليسانس داشت؟؟
قطعا نبود بازار كار مناسب خيلي موثره قول ميدم اگه مشكل اشتغال حل بشه حتي يه ديپلم معماري بتونه به اندازه ي يه دكتر اطلاعات داشته باشه
چون احساس ارامش داره،چون تجربه پدر اموزشه ،چون كار و درامد داره و اگه پژوهشي ميكنه واقعا براي پژوهشه و براي رفع تكليف نيست

مدرك گرايي با شرايط ما تو ايران حرف اولو ميزنه
گراني و عدم ازدواج خصوصا در خانم ها يكي از دلايل ادامه تحصيله.خوب طرف حق داره درس خونده ميبينه كار نداره زندگي نداره بيكاره ،راكد نبودن نياز روحشه نميتونه تحمل كنه بهد از چندين سال زجر بيكاره پس ميره درس ميخونه بلكه روحش ارامش پيدا كنه
كه نگاه جامعه بهش نگاه مفيد باشه
كه خودش حس فايده كنه


- تاثیر داشتن مدرک بالاتر را در محیط های کاری چگونه دیده اید ؟
همين طور كه در بالا ذكر كردم با درجه ي اعتبار بالاتر و به شرطي كه الكي الكي نرفته باشي بالا در مسير اهداف اموزشي و كار در محيط هاي اموزشي موفق تري

- نحوه گزینش را چگونه میبینید!؟؟؟؟؟
مزخرف

- آیا بستر های لازم برای ایجاد ظرفیت های بیشتر و پذیریش در بازار کار با توجه به بالاتر رفتن مدارک را کافی می بینید !؟
معلومه كه نه

- طبعا وجود اشتیاق برای گرفتن مدرک بالاتر , افزایش ظرفیت ها و ایجاد دانشگاه هایی را در پی خواهد داشت!! به صورت کلی آینده آن را چگونه می بینید !؟

اينده مثل قيفه
الانم همه چيز قيفه
ادماي زيادي فارغ التحصيل ميشن اما فقط 10 درصدش كار بلد هستن
متاسفانه در دانشگاه رو باز گذاشتن براي همه
مدركم كيلويي هست
من خودم دنبال ياد گرفتن روش هاي چاپلوسي هستم كسي اگه ميتونه روشش چطوريه كمكم كنه جواب ميده والا

- آیا شما تجربه حضور و فعالیت در خارج از ایران و پذیریش از دانشگاه های خارج را داشته اید ؟ اعتبار مدارک دانشگاه های معماری ایران را چگونه دیده اید ؟

نه بابا نداشتم
والا ميگن بهترين دانشكده معماري ايران بهشتيه
چي گويم كه ناگفتنم به
 
آخرین ویرایش:

Zancanaro

متخصص 3dMAX
کاربر ممتاز
موضوع خوبیه-
نمیشه خیلی ریز شد-چون باید از خیلیها ایراد گرفت که چرا؟؟
در کل بخوام بگم مدرک گرفتن خیلی خوبه البته فقط برای پرستیژ ،همین-وارشد و دکترا تو یه مقطع هستن!! زیاد به کار نمیان البته توکار-ما یه استاد داشتیم ازش پرسیدم چرا مادکترای معماری نداریم-گفت چرا روستای شما نجار نداره!!
بچه ها خندیدن -اما واقعا راست میگفت وقتی احتیاج نداره چه لزومی داره که باشه!

من با کاردانی همون کاری رو میکردم همون پولی رو میگرفتم که کارشناسا میگرفتن!
اینم بگم کارشناسی رو باید گرفت اما ارشد واقعیت اینه که احتیاجی نیست که بعد فارغ التحصیلی(کارشناسی) گرفتش-تجربه کاری کارشناسی باید سر ریز بشه بعد! چون تو دانشگاه چیزی به آدم نمیگن -استادآ سوالم بپرسی به زور جواب میدن..تجربه کاری از همه چی مهتره
الان ارشد خیلی بیکار داریم -چون فقط خونده همین! واگرم کاری باشه بهونه میاره آقا مه ارشدم منو چه به این کارآ -افت داره برام----واقعیت همینه -توکار نبوده وحق داره یه جورایی!!! --
فقط تجربه کاری میتونه مفید باشه دوستان ،اگه میخواید مفید باشید وقدرتون رو بدونن.
 

roya et

عضو جدید
دیدم موضوع این بحث خیلی با مقاله ای که چند وقت پیش از وبلاگ آقای دکتر شعبانعلی خوندم نزدیکه مطالبش رو میذارم تا یکم بیشتر بیندیشیم درباره تحصیلات تکمیلی
لینک مطلب :http://www.shabanali.com/ms/?p=1136


چرا دکترا نمیخوانی؟


از سال ۸۰ که مدرک لیسانسم را با معدلی بالا، از دانشگاه صنعتی شریف گرفتم تا سال ۱۳۸۴ باید دائماً جواب دوستانم را میدادم که چرا فوق لیسانس نمیگیری. دو باری هم کنکور شرکت کردم و با رتبه خوب در دانشگاه خودم قبول شدم اما نرفتم. سال ۸۶ که کارشناسی ارشد مدیریت را از دانشگاه شریف گرفتم (با رتبه و معدل بالا) باز تا امروز، دوستان زیادی می پرسند که چرا ادامه تحصیل نمیدهی و دکترا نمیگیری…

پراکنده در جاهای مختلف جواب داده ام. اما گفتم یک پاسخ تفصیلی اینجا بنویسم…
مقدمه اول:یک واقعیت وجود دارد. نباید نظام آموزشی، به مسیر رشد و پرورش ما جهت بدهد، این ما هستیم که مسیر رشد خود را انتخاب و ترسیم میکنیم.

شاید سالها بعد، علاوه بر دکترا و پست دکترا، پست پست دکترا، پست پست پست دکترا و … هم در دانشگاه ها شکل گرفت. یعنی ما دیگر باید زندگی خود را تعطیل کنیم و تا دم مرگ به در دانشگاهها دخیل ببندیم؟

هر درجه تحصیلی معنا و مفهوم و کارکردی دارد.
اجازه بدهید که اول در مورد کارشناسی بگوییم.خود کارشناسی یکی از ترجمه های غلط و طنز آمیز است. کارشناس کسی است که سالها تخصص و تجربه دارد. ما هر کسی که چهار سال در دانشگاه میچرخد و غذای ارزان میخورد و روی صندلی های سفت دانشگاه، مینشیند و اس ام اس بازی میکند و با تقلب در پایان ترم نمره ای می آورد، کارشناس مینامیم!

لیسانس واژه متفاوتی است. لیسانس یعنی مجوز٫ چیزی مثل جواز کسب!

من وقتی لیسانس مهندسی مکانیک گرفتم، یعنی میتوانم و مجازم با این دانش، امرار معاش کرده و حق دارم در مورد آن حوزه، تا حد دانشم اظهار نظر کنم.
من باید چند سال در آن حوزه کار کنم تا به یک «کارشناس» به معنای واقعی کلمه تبدیل شوم.

به همین دلیل، در عمده کشورهای دنیا، مردم رشته لیسانس خود را با نگرشی به بازار کار و نیازهای روز جامعه، انتخاب می کنند.

فوق لیسانس یا کارشناسی ارشد، برای کسانی است که میخواهند در یک حوزه خاص عمیقتر شوند. عموماً وقتی معنی پیدا میکند که کسی لیسانس خوانده و مدتی در آن حوزه کار کرده و سپس تصمیم میگیرد به دانش خودش در آن حوزه عمق دهد.

مثلاً من مکانیک خوانده ام، سالها در صنعت کار میکنم، میبینم حوزه کنترل و اتوماسیون حوزه جذابی است که دانش من در آن محدود است. به دانشگاه برمیگردم تا دانش خودم را در آن حوزه خاص ارتقاء دهم. طبیعی است کسی میتواند این مقطع را به پایان ببرد که معلومات خود را در حوزه ای با رعایت روش شناسی علمی، به نتایجی کاربردی تبدیل کرده و گزارشی از این فعالیت (تحت عنوان تز یا مقاله) ارائه نماید

دکترا برای کسانی است که رسالت خود را تولید علم و پیشبرد مرز دانش جهان در یک حوزه تخصصی می دانند.

——————————————————————————————————
مقدمه دوم:اما در ایران تعریف متفاوتی در ذهن مردم است. همه فکر میکنند تا جایی که وقت و استعداد دارند باید این مقاطع را درست یکی پس از دیگری ادامه دهند!

کارکرد اصلی هم، نه دغدغه توسعه دانش و مهارت فردی است و نه پیشرفت علم. عمدتاً یک عنوان است.
این را از اینجا میفهمم که میبینم برخی دوستانم در دوره دکترا، درد دل میکنند که باید هر هفته یک مقاله بخوانند! این خود نشان میدهد که مقاله خواندن، یک «درد» است نه «غذایی برای یک روح گرسنه علم».

——————————————————————————————————-
اما حالا دلایل من:

- ما در شرایط امروز کشور، در عمده رشته ها – نمیگویم همه. میگویم عمده – مصرف کننده دانش تولیدی جهان هستیم یا اگر هم نیستیم بی دلیل دست به تولید دانش زده ایم (فقط برای حفظ پرستیژ کشور و رتبه های علمی). ما هنوز یک مصرف کننده صحیح هم نیستیم. به همین دلیل مدرک کارشناسی هم، زیادتر از نیازمان است.

شاید به همین دلیل مسئولان امر، ده ها واحد درس عمومی را به مجموعه دروس دانشگاهی افزوده اند تا این چهار سال به هر حال به شکلی پر شود!

من کارخانه های بنز و بی ام و و برخی از برترین صنایع دنیا را از نزدیک میشناسم و بارها بازدید کرده ام. مرکز طراحی آنها پر از کسانی است که لیسانس (یا به قول آنها دیپلم مهندسی) دارند و یکی دو نفر دکتر هم برای پرستیژ به مدیریت برخی واحدها منصوب شده اند. من نمیفهمم اگر تولید بنز با لیسانس ممکن است چرا داشتن انبوهی فوق لیسانس و دکترا، به مونتاژ پژو منجر شده است!

- در بسیاری از حوزه ها ما هنوز Generalist هم نداریم پس چرا باید به دنبال Specialist برویم.
در رشته خودم عرض میکنم. وقتی هنوز در بسیاری از رشته های دانشگاهی ما، هنوز «ارتباطات و مذاکره» را به عنوان یک درس ارائه میدهند و این دو حوزه کاملاً تخصصی از هم تفکیک نشده اند، بیشتر شبیه شوخی خواهد بود که من بروم دکترا بگیرم و مثلاً به طور خاص در خصوص«تفاوتهای الگوهای مذاکره درونسازمانی بین زنان و مردان با سن ۳۰ تا ۴۰ سال در مشاغل خصوصی و بنگاه های کوچک و متوسط در کلانشهر های ایران»تز بنویسم!!!!

شاید بعد از نوشتن این تز، به من به جای «مهندس شعبانعلی» بگویند «دکتر شعبانعلی». اما من هر بار که دکتر صدایم کنند فکر میکنم دارند مسخره ام میکنند! شاید آنها نفهمند چه میگویند اما من که میدانم معنی دکتر چیست…

- شاید یکی از کارکردهای مدرک دکترا، تدریس در دانشگاه ها باشد. اما واقعیت این است که هدف من بزرگتر از تدریس دانشگاهی است. من در حال آموزش به مدیران اقتصادی کشور هستم و فکر میکنم آموزش امروز آنان، فوریت بیشتری دارد تا آموزش جوانان فردا. اگر فردا اقتصاد کشورم، مثل امروز باشد، جوانان کشور شغلی نخواهند داشت تا بتوانند از آموخته های دانشگاهی خود استفاده کنند…

- تجربه امروز ایران و جهان نشان داده که بزرگترین تغییرات اقتصادی و مدیریتی و صنعتی جهان را نه دانشگاهیان نظریه پرداز، بلکه صنعتگران عملگرا ایجاد کرده اند. انتخاب با ماست که در زمره کدام گروه باشیم اما من گروه دوم را ترجیح میدهم.

- مبحث هزینه فرصت نیز بحث مهمی است که همیشه به آن اشاره کرده ام. وقتی من میتوانم به جای ۵۰۰۰ ساعت وقت گذاشتن و اخذ مدرک دکترا (با هدف اینکه عنوانی به القابم اضافه شود) ۲ یا ۳ کتاب ارزشمند تألیف کنم که برای ده ها هزار نفر از هم وطنانم مفید فایده واقع شود، خیانت به جامعه است که عنوان و لقب خودم را به نیاز مردم جامعه ام ترجیح دهم.

خلاصه اینکه به نظر من، نیاز امروز جامعه من مدرک نیست. بلکه ما نیازمند دانشمندانی عملگرا و مطالعه محور هستیم که علم روز دنیا را بیاموزند و آن را همچون لباسی بر قامت فرهنگ و جامعه ما بدوزند و ما را از این عریانی که گرفتار آنیم نجات دهند. ادامه تحصیل در دانشگاه، یکی از روشهای علم آموزی و دانش اندوزی است که ۱۵ سال فعالیت دانشگاهی و صنعتی در ایران و جهان، به من به تجربه ثابت کرده که برای ایران امروز، اگر هم یکی از روشهاست قطعاً بهترین روش نیست.

من ضمن احترام به همه دوستان عزیزم که در دانشگاهها در خدمتشان هستم، احساس میکنم کار کردن با مدرک دکترا در بسیاری از رشته ها در شرکتهای ایرانی مانند به دست داشتن ساعت رولکس برای کسی است که در پرداخت هزینه تخم مرغ شام خود هم دچار بحران است…

یا شبیه پرتاب کردن ماهواره به سمت آسمان، در شرایطی که هواپیماها به سمت زمین سقوط میکنند.

یا شبیه مطالعه بر روی فن آوری نانو، در کشوری که خط کش ها در ابعاد سانتی متر هم درست اندازه نمیگیرند.

یا شبیه…

ای کاش به جای فکر کردن به اینکه وقتی زری خانم زن همایه از مامانم می پرسه،مدرک دخترت چیه..بگه ارشد داره..ماششششالله...بلد بودم یه دیتیل درست از یه پله بزنم.یا مبلمان یه کتابخونه خیلی کوچیک رو طوری طراحی کنم،که فضای بهینه ای براش بمونه....ای کاش واقعا دغدغه ام نیاز مردم بود.نه سلیقه خودم......البته اینا ای کاش نمی خواد...یه اراده می خواد....
 

Samaneh

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
سلام
ممنون از دعوت
بحث خیلی شایعی حداقل برای من تو چند ماه اخیر بوده.
چون بارها باید جواب پس می دادم چرا بالاتر نه!
- لزوم این اشتیاق برای گرفتن مدارک بالاتر چیست ؟ نبود بازار کار مناسب و رقابت زیاد ؟ داشتن اعتبار علمی بالاتر یا مدرک گرایی ؟ یا ....؟
به نظرم مهمترین عامل مدرک گرا بودن اینه که هدف دقیقا مشخص نیست ؛ این که در نهایت بعد از همه ی این مدارک قرار چه مسیری در زندگی در پیش گرفته بشه مشخص نیست به همین دلیله که تا رسیدن به اون هدف مشخص(که خیلی وقتها مشخص هم نمی شه) هدف ادامه ی تحصیل به هر قیمتی می شه.
تاثیر داشتن مدرک بالاتر را در محیط های کاری چگونه دیده اید ؟


هرگاه به عنوان یک کارشناس معماری قابلیتها ثابت شد و نیاز به تکمیل تحصیلات در مقطع بالاتر حس شد قاعدتا کار عاقلانه ای ست
اما این موضوع که با مدرک بالا تازه شروع به آموخت کار کنیم کاری ست که در نهایت باعث سرخوردگی در محیط کاری می شه .
درسته که مدرک بالا امتیاز خوبی به شمار میاد
اما آیا مدرک مهمه یا سواد کاری؟؟
اگر مسیر طی کردن برای دریافت مدرک تحصیلی در کنار کار و محیط کاری باشه هم گزینه ی خوبی هست.


نحوه گزینش را چگونه میبینید!؟؟؟؟؟

نحوه ی گزینش خیلی بد.
ببینید به نظر من اگر کنکوره باید سخت باشه تا هر کسی نتونه واردش بشه؛واگر کنکور برداشته می شه باید خروجی مناسبی برای ارائه مدرک نهایی باشه تا هر کسی نتونه مدرک بگیره.
در هر صورتی جوری باشه که خروجی ها پخته تر و با بار علمی بیشتر باشه
شاید حداقل کمتر با این سوال مواجه بشیم که (واقعا به شما در دانشگاه چی یاد می دن که دانشجوهای ترم بالا اوصول پایه ی نقشه کشی رو نمی دونن؟
)
اگرچه هر فردی حتی اگر به صورت اتفاقی هم در حال حاضر وارد دانشگاه در مقاطع بالاتر بشه با مقایسه کوتاهی در کلاسها خودش متوجه می شه در چه سطحی قرار داره. و کاش این مقایسه محرکی باشه تا خودش رو به سطی بالاتر و یا تراز با سایرین برسونه.

آیا بستر های لازم برای ایجاد ظرفیت های بیشتر و پذیریش در بازار کار با توجه به بالاتر رفتن مدارک را کافی می بینید !؟
قاعداتا ظرفیتها بالا هست که دانشگاهها تا این حد پذیرش دارند ؛ اما مطمئنم در زمینه ی اساتید این ظرفیت وجود نداره! چرا که با اندکی تحقیق متوجه می شید که خیلی از دانشگاهها در حال حاظر کلاسهای درسشون در مقطع کارشناسی توسط دانشجویان مقطع ارشد و در مقطع ارشد توسط دانشجویان مقطع دکترا برگزار می شه که بیشترین هدف ؛ کلاس کاری , امرار معاش و همان نبودن کار مناسب برای یک دانشجو بوده و هست.
در مورد بستر بازار کار ؛ با توجه به بالا رفتن بیش از نهایت پذیرش بستر محیا نیست و اگر کار مناسب هم در این زمینه باشه مطمئنن فرد جویای کار بعد از مدت زمانی کمی که شروع به کار می کنه با این سوال مواجه می شه که ایا واقعا من با داشتن این مدرک باید همچین جای کار کنم؟؟
طبعا وجود اشتیاق برای گرفتن مدرک بالاتر , افزایش ظرفیت ها و ایجاد دانشگاه هایی را در پی خواهد داشت!! به صورت کلی آینده آن را چگونه می بینید !؟
امروز آینده ی دیروز ماست
آینده ی فعلی دیروز اینه
متاسفم برای آینده ی امروز!

- آیا شما تجربه حضور و فعالیت در خارج از ایران و پذیریش از دانشگاه های خارج را داشته اید ؟ اعتبار مدارک دانشگاه های معماری ایران را چگونه دیده اید ؟
در مورد ادامه ی تحصیل خیر
در زمینه ی ارائه ی مقاله بله
طبق تجربه ی شخصی من تا به حال حاضر مقطع و نوع دانشگاه مطرح نبود.
 
آخرین ویرایش:

arashitect

عضو جدید
شاید شما هم مثل من جز آن معمارانی هستید که تا به حال یک یا چند بار به مرحله ای در تحصیلات رشته تخصصی مان _ معماری_ رسیده اید که با گزینش و کنکور برای گرفتن مدرک بالاتری مواجه شده اید ؛ و هر ساله تعداد معمارانی ( و شاید تعداد زیادی بدون پورتفولیو وفعالیت حرفه ای و اینکه جذب بازار کار شده باشند) که در صدد گرفتن مدرک بالاتر و بالاتری هستند بیشتر میشود ؛

- لزوم این اشتیاق برای گرفتن مدارک بالاتر چیست ؟ نبود بازار کار مناسب و رقابت زیاد ؟ داشتن اعتبار علمی بالاتر یا مدرک گرایی ؟ یا ....؟
- تاثیر داشتن مدرک بالاتر را در محیط های کاری چگونه دیده اید ؟
- نحوه گزینش را چگونه میبینید!؟؟؟؟؟
- آیا بستر های لازم برای ایجاد ظرفیت های بیشتر و پذیریش در بازار کار با توجه به بالاتر رفتن مدارک را کافی می بینید !؟
- طبعا وجود اشتیاق برای گرفتن مدرک بالاتر , افزایش ظرفیت ها و ایجاد دانشگاه هایی را در پی خواهد داشت!! به صورت کلی آینده آن را چگونه می بینید !؟

- آیا شما تجربه حضور و فعالیت در خارج از ایران و پذیریش از دانشگاه های خارج را داشته اید ؟ اعتبار مدارک دانشگاه های معماری ایران را چگونه دیده اید ؟
درود فراوان.
1-بدون شک اشتیاق ادامه تحصیل محصول نبود بازار کار مناسب است.در صورتی که به وضوح مشخص است معماری رشته ایست پرورشی و نه اموزشی.انچه که در معماری مهم است تجارب شغلیست و نه مدارک و مدارج تحصیلی.ضمن انکه بعد از مقطع کارشناسی کلن سیستم تحصیلات به صورت پژوهشی ادامه میابد و نه آموزشی.لذا نتیجه ای که از ادامه تحصیلات تا مقطع دکترا بدست می اید چندین و چند مقاله است که بدرد کسانی میخورد که در دانشگاهها مشغول تدریس هستند اما در بازار کار حرفه ای از شما توانایی طراحی انتظار دارند و نه مقاله پژوهشی.

2- با کم شدن تعداد متقاضیان کارشناسی سیاست دانشگاه ها توسعه و افزایش پذیرش در مقاطع بالاتر است.در نتیجه گزینش هر ساله راحتت تر و بزودی کلن حذف خواهد شد.

3-همانطور که اشاره شد با افزایش درجه علمی فرصت شغلی خاصی نصیب نخواهد شد.به جز معمارانی که علاقه به تدریس دارند.

4-در اینده نزدیک بدون شک دیگر داشتن فوق لیسانس و دکترا مزیت خاصی نخواهد بود.با بی اعتبار شدن مدارک دانشگاهی فرصت پیدایش مدارس اموزشی تخصصی معماری(به صورت اتلیه ای) بوجود خواهد امد که اعتبار این مراکز به اساتید آن است نه به دانشگاهش.
 

farzaneh*memary

کاربر فعال تالار مهندسی معماری ,
کاربر ممتاز
جدیدا از این نوع بحثا زیاد پیش میاد، استاد ما هم می گفت لازم نیست همه ی شماها ارشد بخونین اصلا ارشد بحثش جداستو این حرفا ... شخصا اعتراف می کنم با اینکه علاقه به کارای پژوهشی دارم و عاشق اینم که کتاب در زمینه ی رشته م بنویسم یا ترجمه کنم اما به اینکه شغل اصلیم در رابطه با این کارا باشه اصلا علاقه ندارم، حتی دوست ندارم تدریس کنم، و حتی دوست ندارم ادامه تحصیل بدم در زمینه ی معماری و ترجیح می دم وارد بازار کار شم و در کنارش مطالعات خودم رو هم داشته باشم! ولی با این حال بازم دارم سعی مو می کنم بخونم و در صورت امکان ارشد قبول شم، چون درسته اهدافم برا خودم مشخصه اما قانون مملکت اصلا برام مشخص نیست! مثلا بچه های ناپیوسته یه شب خوابیدن صبح پا شدن دیدن دیگه نمی تونن امضای طراحی بگیرن!! اصلا معلوم نیست سال بعد قراره چی باشه قانون... امروز با تاکید گفته می شه ارشد برا دانشجویان علاقه مند به پژوهشه و ربطی به شغل -غیر از دانشگاه- نداره و اصلا فلسفه ی ارشد و ادامه تحصیل یه چیز دیگه ست در حالی که فردا یهو میان یه قانون تصویب می کنن حالا هی اعتراض کن که مگه قبلا همچین حرفی زده نمی شد، ولی دیگه کار از کار گذشته و چیزی عوض نمی شه... قبول دارم مدرک گرایی درست نیست و مدرک تضمین کننده ی توانایی نیست ولی کلا به نظر من جایی مث ایران باید تا می تونی مدرک جمع کنی تا آمادگی هر وضعیتی رو داشته باشی!!
حالا حتما یه سری از دوستان می گن ما باید تغییر رو از خودمون آغاز کنیم و نگیم اشکال از کشورمونه، منم قبول دارم و به خودم قول می دم اگه یه روز به یه جایی رسیدم و قرار بود انتخابی/استخدامی بر عهده ی من باشه بیشتر از مدرک به توانایی های افراد توجه کنم!!! واقعیتم اینه که ما این شکلی می تونیم از خودمون شروع کنیم نه اینکه کلا نخونیم بگیم می خواییم روند عوض شه، در وضعیت موجود کسی که بتونه دانشگاه ارشد قبول شه ولی نره سراغش تنها کاری که کرده اینه که عرصه رو برا یکی دیگه -که اونم همچین اهداف متعالی و پرباری نداره- باز کرده و عملا تغییر مفیدی صورت نگرفته، مگر اینکه سعی کنه در همین وضعیت و با همین روند موجود خودشو به یه موقعیتی برسونه ولی ایده هاشو فراموش نکنه و برای اون تغییرهایی که مدنظرش هست تلاش کنه ;)
 

F.A.R.Z.A.D

متخصص مباحث اجرایی معماری , متخصص نرم افزار Archi
کاربر ممتاز
جدیدا از این نوع بحثا زیاد پیش میاد، استاد ما هم می گفت لازم نیست همه ی شماها ارشد بخونین اصلا ارشد بحثش جداستو این حرفا ... شخصا اعتراف می کنم با اینکه علاقه به کارای پژوهشی دارم و عاشق اینم که کتاب در زمینه ی رشته م بنویسم یا ترجمه کنم اما به اینکه شغل اصلیم در رابطه با این کارا باشه اصلا علاقه ندارم، حتی دوست ندارم تدریس کنم، و حتی دوست ندارم ادامه تحصیل بدم در زمینه ی معماری و ترجیح می دم وارد بازار کار شم و در کنارش مطالعات خودم رو هم داشته باشم! ولی با این حال بازم دارم سعی مو می کنم بخونم و در صورت امکان ارشد قبول شم، چون درسته اهدافم برا خودم مشخصه اما قانون مملکت اصلا برام مشخص نیست! مثلا بچه های ناپیوسته یه شب خوابیدن صبح پا شدن دیدن دیگه نمی تونن امضای طراحی بگیرن!! اصلا معلوم نیست سال بعد قراره چی باشه قانون... امروز با تاکید گفته می شه ارشد برا دانشجویان علاقه مند به پژوهشه و ربطی به شغل -غیر از دانشگاه- نداره و اصلا فلسفه ی ارشد و ادامه تحصیل یه چیز دیگه ست در حالی که فردا یهو میان یه قانون تصویب می کنن حالا هی اعتراض کن که مگه قبلا همچین حرفی زده نمی شد، ولی دیگه کار از کار گذشته و چیزی عوض نمی شه... قبول دارم مدرک گرایی درست نیست و مدرک تضمین کننده ی توانایی نیست ولی کلا به نظر من جایی مث ایران باید تا می تونی مدرک جمع کنی تا آمادگی هر وضعیتی رو داشته باشی!!
حالا حتما یه سری از دوستان می گن ما باید تغییر رو از خودمون آغاز کنیم و نگیم اشکال از کشورمونه، منم قبول دارم و به خودم قول می دم اگه یه روز به یه جایی رسیدم و قرار بود انتخابی/استخدامی بر عهده ی من باشه بیشتر از مدرک به توانایی های افراد توجه کنم!!! واقعیتم اینه که ما این شکلی می تونیم از خودمون شروع کنیم نه اینکه کلا نخونیم بگیم می خواییم روند عوض شه، در وضعیت موجود کسی که بتونه دانشگاه ارشد قبول شه ولی نره سراغش تنها کاری که کرده اینه که عرصه رو برا یکی دیگه -که اونم همچین اهداف متعالی و پرباری نداره- باز کرده و عملا تغییر مفیدی صورت نگرفته، مگر اینکه سعی کنه در همین وضعیت و با همین روند موجود خودشو به یه موقعیتی برسونه ولی ایده هاشو فراموش نکنه و برای اون تغییرهایی که مدنظرش هست تلاش کنه ;)

سلام اتفاقا این تنها چیزیه تو مملکت خیلی خوبه.
این که مدرک مهم نیست.ما که به عقب برنمیگردیم.روز به روز تاثیر مدرک گرایی داره کمتر میشه بخصوص تو شرکت های خصوصی که تو اکثریت هستن.
اون قضیه حق امضای بچه های ناپیوسته توهمه.ناپیوسته هایی که کاردانیشون معماری نخوندن نمیتونن امضا بگیرن.
 

farzaneh*memary

کاربر فعال تالار مهندسی معماری ,
کاربر ممتاز
سلام اتفاقا این تنها چیزیه تو مملکت خیلی خوبه.
این که مدرک مهم نیست.ما که به عقب برنمیگردیم.روز به روز تاثیر مدرک گرایی داره کمتر میشه بخصوص تو شرکت های خصوصی که تو اکثریت هستن.
اون قضیه حق امضای بچه های ناپیوسته توهمه.ناپیوسته هایی که کاردانیشون معماری نخوندن نمیتونن امضا بگیرن.
من که نگفتم بده، گفتم هنوز به ثبات نرسیده، کلا حالت تناوبی داره همه چی الان تو ایران، فامیل مون استخدام پیمانی بود تو آموزش و پرورش (بخش اداریش!) بعد یهو صداش کردن گفتن تا 1 سال باید فوقتو شروع کنی تا بتونی سر کارت بمونی، رفت ثبت نام کرد آزاد ولی 6 ماه نشده از کار اخراج شد، پول دو ترمم الکی تلف کرد! اگه از اول احتیاط به خرج داده بود دیگه بهانه ای نداشتن براش احتمالا! البته قطعا وضعیت شرکت های خصوصی بهتره ولی بازم نمی شه با قطعیت گفت مدرک گرایی کلا جمع شده از ایران! به هر حال منم خیلی امیدوارم که این طوری باشه که شما می گین و حرفای من فقط از سر کم تجربه بودن باشه، من از یکی از اساتیدمون (که البته خوشبختانه حرفاشون چندان موثق نیست و چند بار خلافش ثابت شده) شنیدم که صحبت این هست که حق امضا رو دیگه فقط به ارشدا بدن به خاطر تعداد زیاد کارشناسی ها... امیدوارم این فقط تئوری های ذهن ایشون باشه و واقعیت نداشته باشه ;)
 

F.A.R.Z.A.D

متخصص مباحث اجرایی معماری , متخصص نرم افزار Archi
کاربر ممتاز
من که نگفتم بده، گفتم هنوز به ثبات نرسیده، کلا حالت تناوبی داره همه چی الان تو ایران، فامیل مون استخدام پیمانی بود تو آموزش و پرورش (بخش اداریش!) بعد یهو صداش کردن گفتن تا 1 سال باید فوقتو شروع کنی تا بتونی سر کارت بمونی، رفت ثبت نام کرد آزاد ولی 6 ماه نشده از کار اخراج شد، پول دو ترمم الکی تلف کرد! اگه از اول احتیاط به خرج داده بود دیگه بهانه ای نداشتن براش احتمالا! البته قطعا وضعیت شرکت های خصوصی بهتره ولی بازم نمی شه با قطعیت گفت مدرک گرایی کلا جمع شده از ایران! به هر حال منم خیلی امیدوارم که این طوری باشه که شما می گین و حرفای من فقط از سر کم تجربه بودن باشه، من از یکی از اساتیدمون (که البته خوشبختانه حرفاشون چندان موثق نیست و چند بار خلافش ثابت شده) شنیدم که صحبت این هست که حق امضا رو دیگه فقط به ارشدا بدن به خاطر تعداد زیاد کارشناسی ها... امیدوارم این فقط تئوری های ذهن ایشون باشه و واقعیت نداشته باشه ;)

سلام.
رشته های دیگه رو نمیدونم.ولی تو رشته ما خیلی نباید دنبال کارای دولتی بود.خیلی بدرد بخور هم نیست اینکارا.
معماری بشدت تجربه محور هستش.نه خیالتون راحت باشه توجیهی وجود نداره که شرکت ها بخوان مدرک گرا بشن در آینده.البته من هم نگفتم کلا ادامه تحصیل چیز بدیه.به نظرم چندین سال شما کار کنید و تجربه بدست بیارید و بعد تحصیلاتتون رو هم کامل کنید خیلی هم خوبه.ولی دانشگاه واقعا جلوی پیشرفت علمی مارو میگیره.
نه نظام مهندسی اینکارو نمیکنه.با سیاست های جدید نظام مهندسی امید میره بازار کار مهندسین عزیز(بخصوص بچه ای اجرایی عمران و معماری)خیلی بهتر بشه.
 

roya et

عضو جدید
شغل

شغل

من کلا که معماری رو خیلی دوس دارم.اما به طور خاصی شیفته کار های اجرایی و نظارتم.ارشد هم تکنولوژی انرژی شرکت کردم.متاسفانه 93 شدم.:(...اما الان دارم تدریس می کنم :smile:این کار رو هم خیلی دوس دارم اما دوس دارم که فرصت نظارت و اجرا رو پیدا کنم.برام دعا کنید.:gol:
 

DDDIQ

مدیر ارشد
با سلام خدمت دوستان و اعضا خوب تالار معماری

با توجه به اهداف عالی در نظر گرفته شده باشگاه مهندسان ایران در ایجاد بستری برای تولید و نشر دانش مهندسی که در اطـلاعـیــــه : بخش مقالات علمی ( Articles ) شرح آن داده شده؛ برای تولید مقالات و مطالب آموزشی در تالار معماری راهکارهایی در نظر گرفته شده که به مرور خدمت دوستان عرض خواهد شد ؛ یکی از این روش ها ارائه مقالات گروهی می باشد که سعی بر آن است تا در صورت برخورداری از سطح کیفی لازم _علاوه بر بخش مقالات سایت _ از طرف تالار معماری و کسانی که در تهیه وتنظیم آن مشارکت داشته اند برای مجلات و موسسات علمی معتبر نیز ارسال خواهد؛
در همین راستا با توجه به نظرات ومشورت با دوستان در نظر گرفته شد که ابتدا از مقالات تحلیلی شروع کرده و با شناخت بهتر از پتانسیل های تالار و تشکیل گروه های مختلف و گسترش موضوعات بیشتر به سمت مقالات علمی و تحقیقی پیش خواهیم رفت ؛ که به زودی موضوعات بیشتری در نظر گرفته خواهد شد ؛

سپاسگزارم
____
* دوستان میتوانند پیشنهادات خود را در رابطه با انتخاب موضوعات مقالات بعدی به صورت خصوصی با بنده و همکارانم مطرح کرده تا بررسی گردد .
** موضوع این مقاله نیز بعد از مشورت با دوستان و با در نظر گرفتن گفتگوهای قبلی انتخاب گردیده است ؛
*** سعی خواهد شد از گفتگوهای مناسبی که نیز در گذشته مطرح شده و میتواند به صورت یک مقاله مطرح گردد نیز استفاده کرد ؛



عنوان پیشنهادی مقاله : آسیب شناسی نحوه پذیرش در مقطع ارشد بر معماری ایران


محوریت های بحث
- بررسی نحوه فعلی پذیرش مقطع ارشد معماری در دانشگاه ها کشور
- بررسی تاثیرات آن بر جامعه معماران و معماری ایران
- ارائه راه حل های جایگزین
- مقایسه این نحوه رایج با روند پذیرش دانشجو در کشورهای پیشرفته
-
روانشناسی عدم پیدا کردن کار مناسب با مدرک مرتبط


نویسنده شما هستید !
لازم به ذکر است که روند مقالات گروهی به این شکل خواهد بود که با در نظر گرفتن کلیه نظرات , نظرات اکثریت مشارکت کننده در تنظیم مقاله تعیین کننده روند و ساختار کلی مقاله خواهد بود! البته مسلما تاثیر یک نظر مستند و خوب را در آن نمیتوان نادیده گرفت ؛
و اگر صلاح میدانید میتوانید عنوان بهتری نیز برای آن پیشنهاد بدهید ؛

روند ارائه مقاله

  • مرحله 1 : جمع آوری و بررسی منابع : دوستان میتوانند با ارائه نظرات و تحلیل های خود و یا اشتراک گذاری مقالات و مطالب معتبر در همین رابطه در تهیه مقاله مشارکت نمایند ( که البته تا جای امکان سعی بفرمائید نظرات خود را منطقی و قابل دفاع مطرح بفرمائید تا بتوان از آن در قالب مقاله استفاده کرد )
  • مرحله 2 : تدوین و بازنگری مقاله : در پایان ( حدود 1 ماه ) با جمع بندی و ارائه نظرات به شکل مقاله , مقاله مدون و سپس مورد بازنگری نهایی قرار خواهد گرفت
  • فرمت نهایی ارائه مقاله : به شکل متداول مقالات و بر اساس اصول مقاله نویسی خواهد بود و میتوانید نظرات خود را در قالب خلاصه ای از بخشبندی معمول ارائه دهید
- چکیده
- مقدمه
- بدنه اصلی مقاله
آرا و نظرات
ریشه یابی و علل
ارائه راهکار
و...
- بحث ونتیجه گیری
- منابع


لطفا ...
- لطفا از منابع معتبر استفاده کرده و در صورت استناد به آمار و یا منبعی خاص حتما آن را ذکر نمایید ؛
- از آنجایی که این تاپیک حالت گفتگو نداشته سعی بفرمائید تا با رعایت اصول نوشتاری و ویرایش اولیه متن ( هر چند که در انتها جمع بندی و مورد ویرایش قرار خواهد گرفت) , و سپس نظرات خود را در یک یا دو پست مطرح بفرمائید (برای گفتگو پیرامون مسائل کلی تر میتوانید به گفتگوی مشابه با موضوع مراجعه بفرمائید )
- نام و مقطع تحصیلی خود را بفرمائید ( به دلیل اینکه ممکن است در تدوین نهایی مورد استفاده قرار گیرد - البته در صورت عدم تمایل میتوانید در تاپیک مخفف نام خود را ذکر بفرمائید )



______________________________________________________________________________________________________
______________________________________________________________________________________________________

- گزارش روند مقاله :
مرحله 1 : جمع آوری وبررسی نظرات ومنابع



- فهرست مطالب و منابع ارائه شده در تاپیک :
 
آخرین ویرایش:

Similar threads

بالا