کاریکاتوری زیبا از نگرانی های مادر

darling2011

عضو جدید
کاربر ممتاز










و اما مادر.....











گویند مرا چو زاد مادر، پستان به دهن گرفتن آموخت / شبها بر گهواره من، بیدار نشست و خفتن آموخت
یک حرف و دو حرف بر زبانم، الفاظ نهاد و گفتن آموخت / لبخند نهاد بر لب من، بر غنچه گل شکفتن آموخت
دستم بگرفت و پا به پا برد، تا شیوه راه رفتن آموخت / پس هستی من ز هستی اوست، تا هستم و هست دارمش دوست






مــــــــــــــــــادر يعني وقتی از شیمی درمانیش برگشت، غذایی که پسرش هوس کرده بود رو درست کرد
















خدا کنه اغوش گرم مادر هیچ موقع برای کسی حســـــــــــــــــــــــرت نشه...





​


مادر است دیگر.... گاهی دلش خیلی برای فرزندش تنگ میشود






سخت ترین و بدترین ثانیه های زندگیم زمانیست که مادرم گریه می کند







بعضی وقتا دلم واسه مــامــانم میسوزه
وقتی میام تو اتاقم و غرق دنیای مجازی میشم
و اون تنها نشسته تلویزیون می بینه
​



چه نسل بی عاطفه ای شدیم ما









اگه نزدیک مادرتون هست دستشو ببوسید
اگه دورید زنگ بزنید
و ..
اگه هم نیست برای شادی روحش دعا کنید...
ه






 

mona-70

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
عالی بود دوست گلم... اشکمو دراورد....فوق العاده بودن
 

yamaha R6

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
من خیلی دوسش دارم و عاشقشمممممممممممممممممممممممممممممم


تنها نگرانیشم از بابت من موتورسواریمه نمی گی نرو میگه مواشب باش تک چرخم نزن:D
 

Similar threads

بالا