3-2- خصوصیات و معیارهای ارزشی
3-2-1-عدالت و انصاف
درنامه 53 به مالک اشتر: «دوست داشتنی ترین چیزها در نزد تو، در حق، میانه ترین، در عدل، فراگیرترین، و در جلب رضایت مردم گسترده ترین باشد. که همانا خشم عمومی مردم خشنودی خواص را از بین می برد، اما خشم خواص را خشنودی مردم بی اثر میکند.» و در جای دیگری از فرمان تاریخی خود به مالک اشتر می فرمایند: «انصاف برقرار کن میان خدا و مردم و خویشتن و دودمان خاص خود و هر کس از رعیت که رغبتی به او داری و اگر چنین انصافی برقرار نکنی، مرتکب ظلم گشته ای و کسی که به بندگان خدا ظلم کند خصم او خداست از طرف بندگانش، و هر کسی که خدا با او خصومتی داشته باشد دلیلش را باطل سازد و او با خدا در محاربه است.»
حضرت درنامه به فرمانروای حلوان، اسود ابن قطب می نویسد: «پس باید کار مردم در حقی که دارند در نزد تو یکسان باشد که از ستم نتوان به عدالت رسید.» (احمد خانی، 1379،صص109-101).
3-2-2- تواضع و فروتنی
حضرت علی (ع) به یکی از والیان خود نوشته است: «در برابر رعیت فروتن باش.» (دلشاد تهرانی،1377،ص 134 ).
3-2-3- سخاوت
حضرت علی (ع) سخاوت و گشاده دستی را از معیار های انتخاب مدیران دانسته است که سخاوت درمال، کار، اخلاق، همکاری، اندیشه و....را هم دربرمی گیرد.» (نهج البلاغه :نامه 53).
3-2-4- وفاداری
علی (ع) در نامه 53 به مالک اشتر فرموده است: «سپس با فرستادن ماموران مخفی، راستگو و وفادار، کارهای آنان را زیر نظر بگیر.»
3-2-5- گشاده رویی
درنامه 26 به یکی از کارگزاران سیاسی خود می فرماید: «پر و بالت را برابر رعیت بگستران، با مردم گشاده روی و فروتن باش و در نگاه و اشاره چشم، در سلام کردن و واشاره نمودن با همگان یکسان باش تا زورمندان در ستم تو طمع نکنند و ناتوانان از عدالت تو مایوس نگردند.»
3-2-6- تسلط برخشم
ایشان در نامه به مالک اشتر فرموده اند: «آن کس را فرمانده لشکریان نما که از همه در علم و بردباری بالاتر باشد و از کسانی باشد که خشم او را فرا نگیرد و زود از جای خود به در نرود.»
3-2-7- میانه روی در درشتی و نرمی
در نامه 19 به یکی از مدیران فرمود: «همانا دهقانان مرکز فرمانداریت، از خشونت و قساوت و تحقیر کردن مردم و سنگدلی تو شکایت کرده اند، من درباره آنها اندیشیده ام، نه آنان را شایسته نزدیک شدن یافتم، زیرا که مشرکند، و نه سزاوار قساوت و سنگدلی و بدرفتاری، زیرا که هم پیمانیم، پس در رفتار با آنها، نرمی و درشتی را در هم آمیز، رفتاری توام با شدت و نرمش داشته باش، اعتدال و میانه روی را در نزدیک کردن یا دور نمودن رعایت کن.»
3-2-8- صبر و بردباری
در خطبه 190 خطاب به لشکریان خود چنین فرموده اند: «بر جای خود محکم بایستید و در برابر بلایا و مشکلات استقامت کنید.» همچنین در حکمت 153 چنین فرموده اند: «انسان صبور پیروزی را از دست نمی دهد هر چند زمان آن طولانی شود.»
3-2-9- امانتداری
امیرالمومنین در نامه ای به برخی از کارگزاران خود نوشته: «کسی که امانت را خوار شمارد و دست به خیانت آلاید و خویشتن و دینش را از آن منزه نسازد، در های خواری و رسوایی را در دنیا به روی خود گشوده است و در آخرت خوارتر و رسوا تر خواهد بود و بزرگترین خیانت، خیانت به امت است و رسواترین تقلب نسبت به پیشوای مسلمانان است.» (دلشاد تهرانی،1377،ص279).
3-2-10- خوش بینی نسبت به دیگران
درنامه 53 به مالک اشتر می فرماید: «هیچ عاملی بهتر و قوی تر از نیکی به رعیت و سبک ساختن هزینه های آنان و ترک تحمیل بر دوش آنان نیست. پس باید در این باب کار کنی که خوش بینی به رعیت را به دست آوری زیرا خوش بینی رنج بسیار را از تو دور می کند. چنانچه انسان خوشبین به دیگران باشد، همیشه اعصاب و افکار او در آسایش و راحتی است به خلاف اینکه اگر نسبت به دیگران بدبین و بدگمان باشد، مرتب افکار او در اطراف نکات منفی و غیر صحیح دور می زند و مرتب در حالت جنگ درونی و گرفتار مسائل روانی و ناراحتی اعصاب خواهد بود.
3-2-11- رفق و مدارا
در نامه 46 به یکی از کار گزاران می فرماید: «در آنجا که مدارا کردن بهتر است مدارا کن، اما آنجا که جز با شدت عمل کارها پیش نمی رود شدت عمل به خرج ده و پر و بال خود را برای مردم بگستر و با چهره گشاده با آنان روبرو شو و نرم خویی با آنان را نصب العین خود قرار بده.»
3-2-12- طرد سخن چین
علی (ع) در این مورد می فرمایند: «در قبول سخن بد گویان شتاب مکن که سخن چین فریبنده است، گرچه در جامه خیرخواهان در آید.»
3-2-13-طرد چاپلوس
در نامه 53 خطاب به مالک اشتر می فرماید: «بپرهیزید از خود پسندی و از شگفتی در خویش و در باره صفتی از اوصاف خود که خوشایند توست و بپرهیز از اینکه دلبسته آن باشی که در ستایش تو از اندازه بگذرند همانا که بهترین فرصت شیطان در این احوال است تا نیکوکاری نیکوکاران را بر باد دهد و باید کسانی نزد تو برگزیده تر باشند که پیش از همه در روی تو سخن تلخ بر زبان آورند و ترا در آنچه خدای بر دوستان خود نپسندد، کمتر یاری کنند. به اهل پرهیز و راستی بپیوند و آنگاه آنان را چنان پرور که در ستایش تو از اندازه نگذرند و به باطل ترا در کاری بزرگ که به تو نسبت می دهند و تو آن کار را نکرده باشی، دلشاد نسازند. چه زیاده روی در ستایش، در دل خود بینی پرورد و آدمی را به تکبر وادارد.»
3-2-14- توجه به کارکنان
در نامه 53 به مالک اشتر فرموده اند: «آنگاه به حد وافی نیاز مندی های آنان را تامین کن که این خود امکان می دهد که در اصلاح خویش بکوشند و از تصرف در اموالی که در اختیارشان می باشد بی نیاز گردند، حجت را بر آنان تمام می کند که عذری برای مخالفت با امر تو یا خیانت به امانت تو نداشته باشند.»
3-2-15- عیب پوشی و پرهیز از عیب جویی
امام علی در نامه به مالک اشتر می فرماید: «و باید دور ترین افراد رعیت از تو و دشمن ترین آنها در نزد تو، کسی باشد که پیش از دیگران عیبجوی مردم است. زیرا در مردم عیب هایی است و والی از هرکس دیگر به پوشیدن آنها سزاوارتر است. از عیب های مردم آنچه از نظرت پنهان است، مخواه که آشکار شود. زیرا آنچه بر عهده توست، پاکیزه ساختن چیزهایی است که بر تو آشکار است و خداست که بر آنچه از نظرت پوشیده است داوری می کند. تا توانی عیب های دیگران را بپوشان، تا خداوند عیب های تو را که خواهی از رعیت مستور بماند، بپوشاند و از مردم گره هر کینه ای را بگشا و از دل بیرون کن و رشته هر عداوت را بگسل و خود را از آنچه از تو پوشیده داشته اند، به تغافل زن وگفته سخن چین را تصدیق نکن.»
3-3- خصوصیات و معیارهای مکتبی
معیار های مکتبی ریشه در مکتب اسلام و مدیریت اسلامی دارد. جایگاه و مفهوم انسان در دو مکتب الهی و مادی، معیار ها و ملاک های انتخاب افراد در مناصب و مدیریت ها را نیز شکل می دهد به طوری که در مکتب تیلوریسم به انسان به عنوان گوریل باهوش و در مکتب اسلامی به عنوان خلیفه نگریسته می شود. درمدیریت اسلامی هدف صرف، تولید نیست (آفتاب،دوشنبه 13 آبان 1387).
اسلام یک چشم انداز (vision) است و هدف غایی و نهایی آن، تعالی انسان است. مثلاً نسان به جایی برسد که نه تنها توجه به چهارچوب خانواده خود بلکه خواستار برابری و برادری همه انسانها در سراسر دنیا از هر نژاد و عقیده و ... باشد. یعنی به سمت تعالی و از خود رها شدن پیش برود. این دیدگاه متعالی اسلام در همه عصرها و زمانها و برای همه انسانها از هرعقیده و نژاد و...پذیرفته شده و قابل قبول است و آرزوی همه بشریت است. به همین دلیل اسلام فنا ناپذیر است. ولی، در زمانهای مختلف، از بعداز وفات پیغمبر (ص) تاکنون، راهکارهای رسیدن به این چشم انداز، باتوجه به علم روز، متفاوت بوده، به دست بشر و با علم و اطلاع محدود بشر طرح ریزی شده است. همواره، انسانهای شیطان صفت و دیکتاتور تلاش نموده اند تا عقاید باب طبع خودشان که در جهت منافع آنها بوده را عین اسلام جلوه داده و حق انتقاد و ارائه راهكارهای درست و مطابق علوم روز را از مردم و متخصصین سلب كنند. به همین دلیل، لازم است که علما و متخصصین، در هر زمان مطابق با پیشرفت علوم روز راهکارهای جدیدی برای رسیدن به اهداف غایی اسلام بیابند .ولی به آن حالت قداست ندهند و اجازه دهندكه به طور دائم و همیشگی در طول ایام و دوران، راهکار آنها مورد انتقاد قرار گیرد و چکش کاری شود تا صیقل بخورد و ایرادات و اشتباهات آن گرفته شود و آن چیزی شود که واقعاً در شان اسلام است و انسان را به تعالی و هدف غایی اسلام نزدیک کند.
4- شباهت های پارادایم مدیریت اسلامی با سایر پارادایم های مدیریتی دولتی
با مروری بر پارادایم های موجود در مدیریت دولتی و ابعاد مختلف این پارادایم ها و مقایسه آن با فرهنگ اسلامی در می یابیم که بر اساس اصول اساسی پذیرفته شده در اسلام هر کدام از این پارادایم ها دارای نقاط اشتراک زیادی با مفروضات و باورهای اسلامی می باشد. به عنوان مثال تاکید بر عقلانیت و نظم منطقی در اداره امور مسلمین که ایات و روایات زیادی نیز دراین خصوص ارائه شده است وجه اشتراک باورهای بنیادین اسلام با پارادایم مدیریت دولتی سنتی است. از طرفی تاکید بر اقتصاد و ارائه احکام مختلف در این زمینه، از خصوصیات بارز مدیریت در اسلام می باشد که به نوعی در پارادایم مدیریت دولتی نوین مد نظر قرار گرفته است و نهایتاً خدمت به خلق، توجه به حقوق شهروندی ودادن آزادی توام با پاسخگویی به مدیران، بارها در قرآن مجید، نهج البلاغه و سایر کتب معتبر اسلامی مورد تاکید قرار گرفته است که در پارادایم خدمات عمومی نوین نیز مورد توجه اندیشمندان و پیروان این مکتب بوده است.
5- نتیجه گیری
اسلام به عنوان دینی کامل با نگرش اقتضایی و سیستمی به کلیه ابعاد موفقیت انسانها توجه داشته و در قالب آیات و روایات و احادیث مختلف آنها را به جامعه بشری عرضه داشته است و ابعاد فلسفی سیستم حکومتی آن نیز طوری است که نه تنها ابعاد مثبت همه پارادایم ها و سیستمهای حکومت بشر را در برگرفته بلکه گام را فراتر نهاده و به انسانها به عنوان موجودی که از ذات اقدس الهی سرچشمه گرفته و نهایتاً نیز به سوی او باز خواهد گشت، نگریسته است.
چیزی که لازم است به آن توجه کرد، دستیابی به تکنیک عملی پیاده سازی نظام مدیریت اسلامی است که در نوع خود کاری بسيار دشواراست چرا که ممکن است به دلیل کلی نگری اسلام و توجه به ابعاد مختلف، گاهی در اجرای آن دچار تعارض و تناقض شویم. برای برطرف نمودن این مشکل، می توان بدون تعصب همانطور که پیامبر اکرم، مسلمانان را به فرا گیری علم و دانش، حتی از دور ترین نقاط و از ادیان دیگر، تشویق نموده اند، پارادایم های مختلف مدیریت را که در کشور های دیگر تجربه شده، مورد مطالعه قراردهیم، نقاط مثبت و انسانی، که در جهت هدف غایی و نهایی اسلام یعنی تعالی انسان است را از علوم مدیریتی روز دنیا گرفته و آن را بومی کنیم، سپس به مرحله اجرا بگذاریم. البته همواره بدون تعصب وگروه گرایی، اجازه دهیم، آحاد مردم، نواقص و مشکلات عملی آن راهکار مدیریتی، و مواردی که با آموزه های انسانی، عدالت خواهی اسلام، برابری برادری همه انسانها و رشد و تعالی بشر، هماهنگ نباشد را مورد انتقاد قرار دهند تا صیقل بخورد و نواقص آن برطرف گردد و در راستای سعادت بشری، ایجاد رفاه اجتماعی و حقوق شهروندی برابر برای همه کارساز تر شود. در آن صورت است که ما به جاودان ماندن اسلام کمک کرده ایم. ولی اگر چشم انداز متعالي اسلام را به راهکارهایی محدود كنيم که بشر با علم ناقص خود در سالیان اولیه بعد از وفات پيامبر و بعد از آن، برای رسیدن به اهداف محدود خود به کار برده است و مثل حکومت های آن زمان عمل کنیم که به دلیل تمایل به سلطه گری، راهکارهایی مطلق و انتقاد ناپذیر و در جهت منافع خود، به اسم اسلام، به مردم القا می کردند در جهت ضعیف کردن اسلام قدم برداشته ایم. البته چون خداوند انسان را طوری آفریده که تمایل او به سمت تعالی است حتی اگر از اسم اسلام رویگردان شود، زیر لوای مکاتب دیگر آن تعالی را جستجو میکند چنانکه می بینیم در کشورهایی که هیچ شناختی از اسلام ندارند این تمایل به سمت تعالی، به شکل، تمایل به ایجاد حقوق شهروندی برابر برای همه، عدالت اجتماعی، آزادی اجتماعات، آزادی بیان و...خود را نشان داده است. پس اسلام به معنی واقعی که هدف غایی آن، هدایت انسان به سمت تعالی است هیچ گاه از بین نمی رود. چون خدا انسانها را به سوی تعالی هدایت میکند ولی در اثر ظلمی که حاکمان خودکامه در طول سالیان به نام اسلام، به مردم روا می دارند ممکن است مردم از نام اسلام رویگردان شوند و تعالی خود را در نام دیگری جستجو کنند.
مراجع
1-علي ابن ابي طالب (ع)،امام اول ،23 قبل از هجرت-40ق(1383)،نهج البلاغه،ترجمه محمد دشتي،قم:موسسه تحقيقاتي امير المومنين(ع).
2-قوچاني ،محمود (1374)،فرمان حكومتي پيرامون مديريت،شرح عهد نامه امير المومنين علي بن ابيطالب(ع)به مالك اشترپ،تهران:مركز آموزش مديريت دولتي.
3-احمدخاني،مسعود(1379)،الگوسازي رفتار مديران با توجه به نامهاي حضرت امير (ع)در نهج البلاغه،پايان نامه كارشناسي ار شد ،رشته معارف اسلامي ومديريت،تهران:دانشگاه امام صادق(ع).
4-دلشاد تهراني ،مصطفي(1377)دولت آفتاب انديشه سياسي وسيره حكومتي علي(ع)،تهران:خانه انديشه جوان.
5-ال گور (1375)،"نبرد با بروكراسي "ترجمه انتشارات همشهري :تهران:انتشارات همشهري
6- جاسبي ،عبدالله ،"مباحثي از مديريت اسلامي مجموعه مقالات ".مركز انتشارات علمي دانشگاه آزاد اسلامي ،چاپ اول،پاييز 1380
7-كوهن، 1976. تاملي تازه در پارادايم ،ص135
8-گري دسلر،مباني ومديريت ،ترجمه داوود مدني
آفتاب، دوشنبه 13 آبان 1387 ،تبيين ويژگي هاي مديران از ديدگاه حصرت علي عليه السلام در نهج البلاغه
[*].html، سايت تخصصي مديريت منابع اسلامي،مديريت اسلامي از نگاهي ديگر
[*]