همین الان داری به چی فکر میکنی؟

frotan68

کاربر حرفه ای
تازه الان پدرشوهرم پیام داد که توی کشوی میزم یه کیف هست که توش پوله،بگیرین برای آرش خرجش کنین، رفتم دیدم توش 200 دلاره :D :D
حالا اینو که خرج نمیکنیم میره توی قلک آرش ولی با کارتشون قراره شب بریم شام بخوریم:D
تیکه تیکه کردی دل منووووو...:w24:
نوش جونتون خوش بگذره خوشمزه ترین غذارو سفارش بده :w11:
با این پدر شوهری که داری شما فقط ازدواج نکردی بلکه به تخت سلطنت نشستی :biggrin:
 
آخرین ویرایش:

*mahdieh*

کاربر فعال مهندسی مواد و متالورژی ,
کاربر ممتاز
تیکه تیکه کردی دل منووووو...:w24:
نوش جونتون خوش بگذره خوشمزه ترین غذارو سفارش بده :w11:
با این پدر شوهری که داری شما فقط ازدواج نکردی بلکه به تخت سلطنت نشستی :biggrin:
حالا تیکه تیکه نکن دلت رو، اون جریان آش پختنم رو یادت رفت؟ :w25:
اونجا زندگی نمیکنند، میرن به دخترشون سر میزنند، اینبار هم دو ماه قبل باید برمیگشتن بخاطر کنسل شدن پروازها نتونستن بیان

به اینکه چقدر توی گرگان حس اینکه برگشتم به خونه رو دارم. این حس رو هنوز به ساری ندارم.
احتمالا باید زمان بدم به این احساسم تا درست بشه و همه چی بیاد سرجاش.
 

Bahar5746

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
چی شده بهار جون؟ الان بهتره؟
یهو افت فشار و قند گرفت سرگیجه و حالت تهوع داشت .فکر کنم دیروز گرمازده شده.تا صبح بیدار بودم مراقبش بودم ‌.بهتر شده ممنون عزیزم
 

*mahdieh*

کاربر فعال مهندسی مواد و متالورژی ,
کاربر ممتاز
یهو افت فشار و قند گرفت سرگیجه و حالت تهوع داشت .فکر کنم دیروز گرمازده شده.تا صبح بیدار بودم مراقبش بودم ‌.بهتر شده ممنون عزیزم
خداروشکر:heart:
 

frotan68

کاربر حرفه ای
به اینکه دیشب یاد بچگی های دخترم افتادم بخاطر ضعیف بودنش اکثر اوقات مریض بود چه شبها تا صبح بیدار بودم تا تبش بالا نره
منم سر تب پسرم خیلی اذیت شدم.خیلی بد تبه گاهی با دارو هم پایین نمیومد مجبور میشدیم با ۴۰ درجه تب ببریم بیمارستان یبارم تو بغلم تشنج کرد.هیج وقت یادم نمیره چه حال بدی داشتیم همسرم با سرعت میخاست بره سمت بیمارستان یه راننده احمق لج کرده بود بهمون راه نمیداد:(
 

*mahdieh*

کاربر فعال مهندسی مواد و متالورژی ,
کاربر ممتاز
منم سر تب پسرم خیلی اذیت شدم.خیلی بد تبه گاهی با دارو هم پایین نمیومد مجبور میشدیم با ۴۰ درجه تب ببریم بیمارستان یبارم تو بغلم تشنج کرد.هیج وقت یادم نمیره چه حال بدی داشتیم همسرم با سرعت میخاست بره سمت بیمارستان یه راننده احمق لج کرده بود بهمون راه نمیداد:(
اون سالیه کرونا بود،پسرم از من کرونا گرفت، نمیدونین چه حالی بودم، داشتم از ترس و گریه سکته میکردم.
 

frotan68

کاربر حرفه ای
اون سالیه کرونا بود،پسرم از من کرونا گرفت، نمیدونین چه حالی بودم، داشتم از ترس و گریه سکته میکردم.
ماهم تو همون بازه کرونا گرفته بودیم هر سه.پسرم یه سالش بود بستری شده بود به منم خیلی وابسته بود حتی یه لحظه هم نمیتونستم ازش جدا شم.یادمه به یه دکتر گفتم به من یه آمپولی چیزی بزن فقط بتونم سرپا باشم از پسرم نگهداری کنم
 

aynaz.m

کاربر فعال تالار ادبیات ,
کاربر ممتاز
به اینکه خاطرات کرونا خودمون یادم افتاد...پدرم بیمارستان مادرم بالاسرش و منم خونه تنها البته هر سه هم کرونا داشتیم، عملا خودم مراقب خودم بودم تازه برای خانواده غذا و آبمیوه هم ردیف میکردم و میدادم یکی از اقوام براشون ببره ....خیلی اون زمانها حس تنهایی میکردم. جالب این خانوم همون قوم طوری تو فامیل چو انداخت مراقبمون بوده که دلم میخواست بگم... یعنی اون ضرب المثل برای یکسری افراد واقعا کاربرد داره به خیر شما امید نیست حداقل شر نرسان🤦
 

ALIREZA.F.1988

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
به اینکه بعضی اوقات سکوت می‌کنی نه برای اینکه حرفی نداری، یکسری حرف گفته نشه بهتره

راستی مهدیه خانوم چه خونشون نزدیک من شده😊
به اینکه ساری که هست به شما نزدیگه یا الان که اومده گرگان به شما نزدیک شده
 

aynaz.m

کاربر فعال تالار ادبیات ,
کاربر ممتاز
به اینکه با این عجب شما یعنی برو دنبال کارت پسره ...........
جای خالی را خودتون پر کنید
والا شما خب بیا و شمال برای خودت بگرد حتما باید مهمون کسی باشی تا بتونی بری سفر ....سفر دل شاد میخواد ، اگر داریش حتما سفر برو منتظر هیچ احدی هم نباش که سنت بره بالا دیگه حوصله ندارید از خونه بزنی بیرون چه برسه به سفر
 

ALIREZA.F.1988

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
والا شما خب بیا و شمال برای خودت بگرد حتما باید مهمون کسی باشی تا بتونی بری سفر ....سفر دل شاد میخواد ، اگر داریش حتما سفر برو منتظر هیچ احدی هم نباش که سنت بره بالا دیگه حوصله ندارید از خونه بزنی بیرون چه برسه به سفر
به اینکه میخوام در کنار سفر ، به دیدن دوستان عزیز هم باشگاهی هم برم و کادوهای خوب بعنوان یادگاری بهشون بدم
 

aynaz.m

کاربر فعال تالار ادبیات ,
کاربر ممتاز
به اینکه میخوام در کنار سفر ، به دیدن دوستان عزیز هم باشگاهی هم برم و کادوهای خوب بعنوان یادگاری بهشون بدم
شما لطف داری، من هیچ یک از دوستان باشگاه ندیدم ....حتی ارتباط تلفنی هم با کسی ندارم.....باید بگم شمال فقط خوردنی داره بهتر خودتون بیایید بخورید از ما شمالیها توقع آوردن نداشته باشید😁
 

ALIREZA.F.1988

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
شما لطف داری، من هیچ یک از دوستان باشگاه ندیدم ....حتی ارتباط تلفنی هم با کسی ندارم.....باید بگم شمال فقط خوردنی داره بهتر خودتون بیایید بخورید از ما شمالیها توقع آوردن نداشته باشید😁
به اینکه منم هیچکدوم را ندیدم البته شماره از یکی دوتاشون دارم اما تا الان به هیچکس زنگ یا پیام ندادم
آبشار کبود وال ، ابشار شیرگاه ، منطقه استخرپشت ، سواحل فرح آباد ساری ، پارک جنگلی شهید زارع
، آبشار کیمون
اینهمه جای دیدنی ، چرا میگی فقط خوردنی داره
 

aynaz.m

کاربر فعال تالار ادبیات ,
کاربر ممتاز
به اینکه خداییش دیگه آقا محسن ، گیر به فیزیک نمیده اینجا ....خیلی هم خوب با عرض پوزش از بزرگوار از فیزیک و ریاضی بدم میاد ....خداییش هنوز این افرادی که میتوانی این سبک مسائل حل کنند درک نمیکنم من این مسائل میبینم، مغزم میگه من رفتم بای
 

aynaz.m

کاربر فعال تالار ادبیات ,
کاربر ممتاز
به اینکه منم هیچکدوم را ندیدم البته شماره از یکی دوتاشون دارم اما تا الان به هیچکس زنگ یا پیام ندادم
آبشار کبود وال ، ابشار شیرگاه ، منطقه استخرپشت ، سواحل فرح آباد ساری ، پارک جنگلی شهید زارع
، آبشار کیمون
اینهمه جای دیدنی ، چرا میگی فقط خوردنی داره
من بیشترش نرفتم، چون با طبیعت سر راست ارتباط خوب میتوانم برقرار کنم، اینجوری جاهای پر پیچ و خم مناسب من نیست

پس خودتون لازم شد حتما همینجاها که گفتید بردید فرصت بزارید بیایید و منتظر دعوت هم نباشید ...شاید هم پا خوبی نباشند برای اینجور مکانها، البته بیشتر خودم میگم
 

ALIREZA.F.1988

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
من بیشترش نرفتم، چون با طبیعت سر راست ارتباط خوب میتوانم برقرار کنم، اینجوری جاهای پر پیچ و خم مناسب من نیست

پس خودتون لازم شد حتما همینجاها که گفتید بردید فرصت بزارید بیایید و منتظر دعوت هم نباشید ...شاید هم پا خوبی نباشند برای اینجور مکانها، البته بیشتر خودم میگم
به اینکه تنهایی نمیتونم گم میشم
باید شما باشین تا راهنمایی کنید و بعنوان یه راهنما کمک کنید نهایتا یه ناهار و شام مهمون میکنید بیشتر نمیشه
 

aynaz.m

کاربر فعال تالار ادبیات ,
کاربر ممتاز
به اینکه تنهایی نمیتونم گم میشم
باید شما باشین تا راهنمایی کنید و بعنوان یه راهنما کمک کنید نهایتا یه ناهار و شام مهمون میکنید بیشتر نمیشه
هههههههههههه....والا تو شهر خودم گاهی گم میشم ، میخوای گم بشی و بعد بگن مفقود شده
انتخاب خوبیم 😇

قدیم‌ها اینجا استیکر داشت🤔
 

Similar threads

بالا