به اینکه:اسم شما خیلی قشنگ و زیباست
نمیگم زیبا نیست، اصلا مشکلی با اسمم ندارم،خیلی هم دوستش دارم، منظورم به این بود که عربی بودن اسمم توی اون میزان از اسمهای ایرانی کاملا به چشم میاد
به اینکه:اسم شما خیلی قشنگ و زیباست

دیگه شما با این همه کمالات خاصی باید ی جوری باشی بین اسم های دیگه بدرخشیبه اینکه:
نمیگم زیبا نیست، اصلا مشکلی با اسمم ندارم،خیلی هم دوستش دارم، منظورم به این بود که عربی بودن اسمم توی اون میزان از اسمهای ایرانی کاملا به چشم میاد![]()
نه واسه من مشکلی ندارهبه اینکه ایموجی های باشگاه برام کار نمیکنه آیا برای شما هم همینطوره؟
مرورگر و آپدیت کردم درست شدنه واسه من مشکلی نداره

به اینکه:دیگه شما با این همه کمالات خاصی باید ی جوری باشی بین اسم های دیگه بدرخشی

خدا رو شکربه اینکه:
به قول مامانم که بهم میگه وقتی پدرشوهر و مادرشوهر یه خانم از اون خانم تعریف میکنند و قبولش دارن یعنی دیگه هیچ حرفی نمیمونه![]()
نه عزیزم حالم بد شد بیرون نرفتم طلایین طلا میخرمبه اینکه بهارجون امروز خرید کرد؟
با میلی کار نکردم اما تو دو تا جنگ طلایین خیلی خوب کار کرد پرداختش هم به موقع هستشبه اینکه طلایینکارمزدش بالاس میلی بخر
ب اینکه پسر عمه من هم اینجوری بود در آخر آزمایش خون داد پلاتین پلاگین ی همچین چیزی از خونش کم بود دکتر دارو داد درمان شدچندین بار دکترای مختلف بردم فقط پماد و قطره دادن هیچکدوم نتیجه نداد.آخری گفت رگای بینیشو باید بسوزونیم که اونم ممکنه نتیجه نده و عوارضی هم داره
قبلا آزمایش داده بود ازون بابت مشکلی نداشت.در مورد پسرم دکترا میگن مویرگای بینیش خیلی نازک و حساسن.مثلا تا کمی خشک میشه یا حتی وقتی آبریزش داره میخان فین کنه یهو مویرگاش پاره میشن و خون میاد.متاسفانه حساسیت فصلی هم داره بعضی وقتا شدید تر میشه.دکتر فقط پماد آ چشمی میده ولی تا الان تاثیر زیادی نداشتب اینکه پسر عمه من هم اینجوری بود در آخر آزمایش خون داد پلاتین پلاگین ی همچین چیزی از خونش کم بود دکتر دارو داد درمان شد



به گربه ای که تو حیاطمونه.حقیقا زندگی اشرافی داره.دوماهه خورده خوابیده ما براش بال و گردن نیم پز کردیم بردیم.حالا که بچه هاش بدنیا اومدن وقتی براش غذا میبریم یطوری نگاه میکنه که انگار تقصیر ما بوده![]()
به اینکه آدرس خونه دوستان بدم گربه های محل ؛ جوجه میدنیاد یه گربه توی خونه قبلیمون افتادم
خونه قبلیمون ما طبقهی اول بودیم،یه روز دیدم از حیاط صدای میومیو گربه میاد،رفتم لب پنجره دیدم توی حیاط یه گربهست که زل زده بهم و میومیو میکنه، منم توی یخچال جوجه کباب داشتم، از پنجره براش انداختم اونم تند تند همهش رو خورد، منم در این حین خوردنش داشتم نازش میدادم. بعدش رفتیم آماده بشیم و میخواستیم بریم بیرون، حدود یک ربع بعد وقتی در خونه رو باز کردم، دیدم گربه اومده توی پاگرد جلوی در خونه نشسته و میگه میووووو
هم میخندیدم،هم استرس گرفته بودم نیاد توی خونه و هم برام جالب بود که اومده توی طبقات و از صدامون خونهی ما رو شناخته و همونجا منتظر مونده تا در رو براش باز کنیم
پسرم که اونو دید، رفت شمشیر هالک رو برداشت و ماسک هالک رو هم زد به صورتش و شروع کرد به فراری دادنش و اونو تا توی کوچه فراری داد، حالا منم هی میگفتم ولش کن گناه داره، یعنی گربه کاملا درک کرده بود که من طرفدارشم و پسرم و شوهرم مخالفش هستن.
بعد که اومدیم توی کوچه، پسرم صداش میزد که گربه کجایی، بیا بیرون، هی بین ماشینها دنبالش میگشت ولی گربه پیداش نبود، فکر کردیم رفته، من گفتم پیشی کجایی؟ رفتی؟ دیدم که تا صدای منو شنید از زیر یه ماشین اومد بیرون و گفت میوووو یعنی من اینجام
تا دو سه روز همون اطراف بود و هر وقت صداش میکردم خودش رو بهم نشون میداد و ولی وقتی پسرم صداش میزد اصلا به روی خودش نمیاورد![]()
به اینکه ادمین کار داداش احمد درست میکنهبه اینکه ادمین امروز بار دومشونه که آن شدند، کار باشه حتما میان
ما هم تو باغ یه گربه داریم شبیه گارفیلده.فقط سمت اونایی میره که بهش غذای خوب بدنیاد یه گربه توی خونه قبلیمون افتادم
خونه قبلیمون ما طبقهی اول بودیم،یه روز دیدم از حیاط صدای میومیو گربه میاد،رفتم لب پنجره دیدم توی حیاط یه گربهست که زل زده بهم و میومیو میکنه، منم توی یخچال جوجه کباب داشتم، از پنجره براش انداختم اونم تند تند همهش رو خورد، منم در این حین خوردنش داشتم نازش میدادم. بعدش رفتیم آماده بشیم و میخواستیم بریم بیرون، حدود یک ربع بعد وقتی در خونه رو باز کردم، دیدم گربه اومده توی پاگرد جلوی در خونه نشسته و میگه میووووو
هم میخندیدم،هم استرس گرفته بودم نیاد توی خونه و هم برام جالب بود که اومده توی طبقات و از صدامون خونهی ما رو شناخته و همونجا منتظر مونده تا در رو براش باز کنیم
پسرم که اونو دید، رفت شمشیر هالک رو برداشت و ماسک هالک رو هم زد به صورتش و شروع کرد به فراری دادنش و اونو تا توی کوچه فراری داد، حالا منم هی میگفتم ولش کن گناه داره، یعنی گربه کاملا درک کرده بود که من طرفدارشم و پسرم و شوهرم مخالفش هستن.
بعد که اومدیم توی کوچه، پسرم صداش میزد که گربه کجایی، بیا بیرون، هی بین ماشینها دنبالش میگشت ولی گربه پیداش نبود، فکر کردیم رفته، من گفتم پیشی کجایی؟ رفتی؟ دیدم که تا صدای منو شنید از زیر یه ماشین اومد بیرون و گفت میوووو یعنی من اینجام
تا دو سه روز همون اطراف بود و هر وقت صداش میکردم خودش رو بهم نشون میداد و ولی وقتی پسرم صداش میزد اصلا به روی خودش نمیاورد![]()
یه بار یه بچه گربه هم اومده بود توی باغچهمون،خیلی ضعیف و لاغر بود، معلوم بود که خیلی بچهست و مادرش رو احتمالا گم کرده و مدتهاست غذا نخورده، هرچی جلوش میزاشتیم نمیخورد و دیگه تقریبا داشتیم ازش ناامید میشدیم که یهو گفتیم براش تن ماهی بزاریم، شوهرم رفت تن ماهی براش خرید و گذاشتیم جلوش، به دقیقه نکشید که وقتی بوی تن ماهی رو حس کرد، چشمهاش رو باز کرد و فوری شروع به خوردن کرد و سر و حال و قبراق یه لگدی هم به ما زد و رفت، دیگه هم پشت سرش رو نگاه نکردما هم تو باغ یه گربه داریم شبیه گارفیلده.فقط سمت اونایی میره که بهش غذای خوب بدن
به اینکه منم آش میخوام![]()
حیف همسایه نیستیم.وگرنه همش برات آشای خوشمزه میاوردم
من خودم عاشق آش ام خیلی درست میکنم| Thread starter | عنوان | تالار | پاسخ ها | تاریخ |
|---|---|---|---|---|
|
|
:•:•:•: فکر کن همین الان زنگ در خونتون رو بزنن ... :•:•:•: | زنگ تفريح | 133 | |
|
|
همین الان چکار میکنید ؟! | زنگ تفريح | 3778 | |
| P | همین الان دلتون واسه کدوم دوست هم باشگاهی تنگ شده؟؟ | زنگ تفريح | 257 | |
|
|
همین الان دوست داشتی کنار چه کسی بودی؟ | زنگ تفريح | 278 | |
|
|
دوس داری همین الان چه خبری بشنوی؟؟؟؟؟؟؟؟ | زنگ تفريح | 195 |