همین الان داری به چی فکر میکنی؟

*mahdieh*

کاربر فعال مهندسی مواد و متالورژی ,
کاربر ممتاز
یاد درخت خانوادگی خانواده‌ی شوهرم افتادم.
یه نقاشی تحت عنوان درخت خانوادگی هست که از چند نسل قبلشون همه‌ی اسم‌ها نوشته تااااا نسل الان که اسم من و شوهرم و پسرم هم بهش اضافه شده.
آخرین ویرایش این تصویر برای حدود یک ماه قبل هست که شوهرم انجامش داد.
انقد اسم‌هاشون اصیلِ ایرانیه که اسم من اصلا به اون اسم‌ها نمیاد و بین اسم‌هاشون قشنگ به چشم میاد:rolleyes::D
 

junior Engineer

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
یاد درخت خانوادگی خانواده‌ی شوهرم افتادم.
یه نقاشی تحت عنوان درخت خانوادگی هست که از چند نسل قبلشون همه‌ی اسم‌ها نوشته تااااا نسل الان که اسم من و شوهرم و پسرم هم بهش اضافه شده.
آخرین ویرایش این تصویر برای حدود یک ماه قبل هست که شوهرم انجامش داد.
انقد اسم‌هاشون اصیلِ ایرانیه که اسم من اصلا به اون اسم‌ها نمیاد و بین اسم‌هاشون قشنگ به چشم میاد:rolleyes::D
اسم شما خیلی قشنگ و زیباست
 

*mahdieh*

کاربر فعال مهندسی مواد و متالورژی ,
کاربر ممتاز
اسم شما خیلی قشنگ و زیباست
به اینکه:
نمیگم زیبا نیست، اصلا مشکلی با اسمم ندارم،خیلی هم دوستش دارم، منظورم به این بود که عربی بودن اسمم توی اون میزان از اسم‌های ایرانی کاملا به چشم میاد (y)
 

junior Engineer

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
به اینکه ما چقد دوستان خوبی واسه هم هستیم تو اوج جوانی اینجا اومدیم الان که کم کم داریم به میانسالی می‌رسیم بازم باشگاه پاتوق ماست یه محیط آروم که بیشترمون اینجا میایم تا غم و غصه هامون فراموشمون بشه ؛ دوست های داریم که مث خواهر برادرهای خودمونن و دلی دوسشون داریم :w30:
 

junior Engineer

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
به اینکه:
نمیگم زیبا نیست، اصلا مشکلی با اسمم ندارم،خیلی هم دوستش دارم، منظورم به این بود که عربی بودن اسمم توی اون میزان از اسم‌های ایرانی کاملا به چشم میاد (y)
دیگه شما با این همه کمالات خاصی باید ی جوری باشی بین اسم های دیگه بدرخشی
 

*mahdieh*

کاربر فعال مهندسی مواد و متالورژی ,
کاربر ممتاز
دیگه شما با این همه کمالات خاصی باید ی جوری باشی بین اسم های دیگه بدرخشی
به اینکه:
به قول مامانم که بهم میگه وقتی پدرشوهر و مادرشوهر یه خانم از اون خانم تعریف میکنند و قبولش دارن یعنی دیگه هیچ حرفی نمیمونه :D
 

junior Engineer

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
به اینکه:
به قول مامانم که بهم میگه وقتی پدرشوهر و مادرشوهر یه خانم از اون خانم تعریف میکنند و قبولش دارن یعنی دیگه هیچ حرفی نمیمونه :D
خدا رو شکر
باید قبول داشته باشند
 

پسر بهاری

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
چندین بار دکترای مختلف بردم فقط پماد و قطره دادن هیچکدوم نتیجه نداد.آخری گفت رگای بینیشو باید بسوزونیم که اونم ممکنه نتیجه نده و عوارضی هم داره
ب اینکه پسر عمه من هم اینجوری بود در آخر آزمایش خون داد پلاتین پلاگین ی همچین چیزی از خونش کم بود دکتر دارو داد درمان شد
 

frotan68

کاربر حرفه ای
ب اینکه پسر عمه من هم اینجوری بود در آخر آزمایش خون داد پلاتین پلاگین ی همچین چیزی از خونش کم بود دکتر دارو داد درمان شد
قبلا آزمایش داده بود ازون بابت مشکلی نداشت.در مورد پسرم دکترا میگن مویرگای بینیش خیلی نازک و حساسن.مثلا تا کمی خشک میشه یا حتی وقتی آبریزش داره میخان فین کنه یهو مویرگاش پاره میشن و خون میاد.متاسفانه حساسیت فصلی هم داره بعضی وقتا شدید تر میشه.دکتر فقط پماد آ چشمی میده ولی تا الان تاثیر زیادی نداشت:(
 

frotan68

کاربر حرفه ای
به گربه ای که تو حیاطمونه.حقیقا زندگی اشرافی داره.دوماهه خورده خوابیده ما براش بال و گردن نیم پز کردیم بردیم.حالا که بچه هاش بدنیا اومدن وقتی براش غذا میبریم یطوری نگاه میکنه که انگار تقصیر ما بوده:w01:
 

*mahdieh*

کاربر فعال مهندسی مواد و متالورژی ,
کاربر ممتاز
یاد یه گربه توی خونه قبلیمون افتادم :D
خونه قبلیمون ما طبقه‌ی اول بودیم،یه روز دیدم از حیاط صدای میومیو گربه میاد،رفتم لب پنجره دیدم توی حیاط یه گربه‌ست که زل زده بهم و میومیو میکنه، منم توی یخچال جوجه کباب داشتم، از پنجره براش انداختم اونم تند تند همه‌ش رو خورد، منم در این حین خوردنش داشتم نازش میدادم. بعدش رفتیم آماده بشیم و میخواستیم بریم بیرون، حدود یک ربع بعد وقتی در خونه رو باز کردم، دیدم گربه اومده توی پاگرد جلوی در خونه نشسته و میگه میووووو:ROFLMAO:
هم میخندیدم،هم استرس گرفته بودم نیاد توی خونه و هم برام جالب بود که اومده توی طبقات و از صدامون خونه‌ی ما رو شناخته و همونجا منتظر مونده تا در رو براش باز کنیم:D
پسرم که اونو دید، رفت شمشیر هالک رو برداشت و ماسک هالک رو هم زد به صورتش و شروع کرد به فراری دادنش و اونو تا توی کوچه فراری داد، حالا منم هی میگفتم ولش کن گناه داره، یعنی گربه کاملا درک کرده بود که من طرفدارشم و پسرم و شوهرم مخالفش هستن.
بعد که اومدیم توی کوچه، پسرم صداش میزد که گربه کجایی، بیا بیرون، هی بین ماشین‌ها دنبالش میگشت ولی گربه پیداش نبود، فکر کردیم رفته، من گفتم پیشی کجایی؟ رفتی؟ دیدم که تا صدای منو شنید از زیر یه ماشین اومد بیرون و گفت میوووو یعنی من اینجام:ROFLMAO:
تا دو سه روز همون اطراف بود و هر وقت صداش میکردم خودش رو بهم نشون میداد و ولی وقتی پسرم صداش میزد اصلا به روی خودش نمیاورد:D
 

junior Engineer

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
به گربه ای که تو حیاطمونه.حقیقا زندگی اشرافی داره.دوماهه خورده خوابیده ما براش بال و گردن نیم پز کردیم بردیم.حالا که بچه هاش بدنیا اومدن وقتی براش غذا میبریم یطوری نگاه میکنه که انگار تقصیر ما بوده:w01:
یاد یه گربه توی خونه قبلیمون افتادم :D
خونه قبلیمون ما طبقه‌ی اول بودیم،یه روز دیدم از حیاط صدای میومیو گربه میاد،رفتم لب پنجره دیدم توی حیاط یه گربه‌ست که زل زده بهم و میومیو میکنه، منم توی یخچال جوجه کباب داشتم، از پنجره براش انداختم اونم تند تند همه‌ش رو خورد، منم در این حین خوردنش داشتم نازش میدادم. بعدش رفتیم آماده بشیم و میخواستیم بریم بیرون، حدود یک ربع بعد وقتی در خونه رو باز کردم، دیدم گربه اومده توی پاگرد جلوی در خونه نشسته و میگه میووووو:ROFLMAO:
هم میخندیدم،هم استرس گرفته بودم نیاد توی خونه و هم برام جالب بود که اومده توی طبقات و از صدامون خونه‌ی ما رو شناخته و همونجا منتظر مونده تا در رو براش باز کنیم:D
پسرم که اونو دید، رفت شمشیر هالک رو برداشت و ماسک هالک رو هم زد به صورتش و شروع کرد به فراری دادنش و اونو تا توی کوچه فراری داد، حالا منم هی میگفتم ولش کن گناه داره، یعنی گربه کاملا درک کرده بود که من طرفدارشم و پسرم و شوهرم مخالفش هستن.
بعد که اومدیم توی کوچه، پسرم صداش میزد که گربه کجایی، بیا بیرون، هی بین ماشین‌ها دنبالش میگشت ولی گربه پیداش نبود، فکر کردیم رفته، من گفتم پیشی کجایی؟ رفتی؟ دیدم که تا صدای منو شنید از زیر یه ماشین اومد بیرون و گفت میوووو یعنی من اینجام:ROFLMAO:
تا دو سه روز همون اطراف بود و هر وقت صداش میکردم خودش رو بهم نشون میداد و ولی وقتی پسرم صداش میزد اصلا به روی خودش نمیاورد:D
به اینکه آدرس خونه دوستان بدم گربه های محل ؛ جوجه میدن
تو محل نهایت یه استخوان خالی گیرشون بیاد 🤔🤔🤔
 

Bahar5746

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
یاد یه گربه توی خونه قبلیمون افتادم :D
خونه قبلیمون ما طبقه‌ی اول بودیم،یه روز دیدم از حیاط صدای میومیو گربه میاد،رفتم لب پنجره دیدم توی حیاط یه گربه‌ست که زل زده بهم و میومیو میکنه، منم توی یخچال جوجه کباب داشتم، از پنجره براش انداختم اونم تند تند همه‌ش رو خورد، منم در این حین خوردنش داشتم نازش میدادم. بعدش رفتیم آماده بشیم و میخواستیم بریم بیرون، حدود یک ربع بعد وقتی در خونه رو باز کردم، دیدم گربه اومده توی پاگرد جلوی در خونه نشسته و میگه میووووو:ROFLMAO:
هم میخندیدم،هم استرس گرفته بودم نیاد توی خونه و هم برام جالب بود که اومده توی طبقات و از صدامون خونه‌ی ما رو شناخته و همونجا منتظر مونده تا در رو براش باز کنیم:D
پسرم که اونو دید، رفت شمشیر هالک رو برداشت و ماسک هالک رو هم زد به صورتش و شروع کرد به فراری دادنش و اونو تا توی کوچه فراری داد، حالا منم هی میگفتم ولش کن گناه داره، یعنی گربه کاملا درک کرده بود که من طرفدارشم و پسرم و شوهرم مخالفش هستن.
بعد که اومدیم توی کوچه، پسرم صداش میزد که گربه کجایی، بیا بیرون، هی بین ماشین‌ها دنبالش میگشت ولی گربه پیداش نبود، فکر کردیم رفته، من گفتم پیشی کجایی؟ رفتی؟ دیدم که تا صدای منو شنید از زیر یه ماشین اومد بیرون و گفت میوووو یعنی من اینجام:ROFLMAO:
تا دو سه روز همون اطراف بود و هر وقت صداش میکردم خودش رو بهم نشون میداد و ولی وقتی پسرم صداش میزد اصلا به روی خودش نمیاورد:D
ما هم تو باغ یه گربه داریم شبیه گارفیلده.فقط سمت اونایی میره که بهش غذای خوب بدن
 

*mahdieh*

کاربر فعال مهندسی مواد و متالورژی ,
کاربر ممتاز
ما هم تو باغ یه گربه داریم شبیه گارفیلده.فقط سمت اونایی میره که بهش غذای خوب بدن
یه بار یه بچه گربه هم اومده بود توی باغچه‌مون،خیلی ضعیف و لاغر بود، معلوم بود که خیلی بچه‌ست و مادرش رو احتمالا گم کرده و مدت‌هاست غذا نخورده، هرچی جلوش میزاشتیم نمیخورد و دیگه تقریبا داشتیم ازش ناامید میشدیم که یهو گفتیم براش تن ماهی بزاریم، شوهرم رفت تن ماهی براش خرید و گذاشتیم جلوش، به دقیقه نکشید که وقتی بوی تن ماهی رو حس کرد، چشمهاش رو باز کرد و فوری شروع به خوردن کرد و سر و حال و قبراق یه لگدی هم به ما زد و رفت، دیگه هم پشت سرش رو نگاه نکرد :ROFLMAO:
 

Similar threads

بالا