یکی از بزرگترین نعمتهای زندگی اینه که..
کار آدم تفریحش باشه..
یعنی در این حد به کارش علاقه داشته باشه..که به خودش میاد و میبینه روز تعطیل و غیر تعطیل داره بی وقفه کار میکنه ولی واسش عین خود تفریح و تفرج..
فکری موندم این کجا بود تا حالا؟؟؟
به یه بیت شعر که میگه ای دل دمی بنشین و فارغ ز هم همه باش، در عین با همگی بی یار و بی همه باش..و الی آخر..
دمت هم گرم.. حالا که فکر میکنم فولاد آب دیده هم چیزه خوبیه.. قربونت فقط پروسه رو زیاد کشش نده مسئله ای که وجود داره اینه که من به تو مطمئنم ولی راستیتش به خودم نه!
دلم خوشه تو از من بهتر، از احوالاتم خبر داری..