اکی
۶۷ بهمن دوم ، هشت صبح
به به ، چه شخصی ! چه دنیای درون غنی و اسرارآمیز و قدرتمندی دارین ، هرکسی نمی تونه وارد حریم شما باشه ، حریمتون کاخ باکینگهامی هست برا خودش
شما بصورت اگاهانه تنهایی انتخاب شده و سکوت پرمعنا و تحقیق و مطالعه عمیق موضوعات روان شناختی علاقمندین
به خیلیا کمک کردین تو زندگیتون بدون اینکه بخوای نامی ازتون برده بشه
هم ساختار مند هسین هم ازاد
از شلوغی ذهنی بدت میاد از ادم فضول بدت میاد از بی نظمی بدت میاد از انتظار بیجا بدت میاد از سطحی نگری بدت میاد ، از تجاوز به خلوت ات بدت میاد ،
خلاصه اینکه حریم و ژرفای خودت را داری و همون کاخ باکینگهام لپ مطلب رو میرسونه
دنبال جنگولک بازیای عاشقونه نیستی ، عشق رو سکوت و تفکر عمیق و بدون حرف و گفت و ابراز میفهمی
حرف بی منطق مثل کشیدن ناخن رو تخته سیاه گوشت تنت را اب میکنه
معمولا حرفت را انقدر سبک و سنگین وتفکر می کنی که گاها ترجیح میدی اصلا نگی
ظاهرت مستقل و اصیل هست و با فاصله و حریم ارتباط برقرار می کنی
فکر فکر فکر ، ملاکت در مورد ادم هاس که طرف چقدر فکر داره
.....
ناخودآگاهت رو میشه به راحتی بدست اورد با توجه کردن در جزییات کارهات ، یعنی هرچقدر خوداگاهت راه نمیده ، این ناخوداگاهت با کمی دریافت توجه در جزییات کارهات ، جذب میشه
ناخوداگاهتون همچنین اهل کارهای روتین هست کارهای مفید ، کمک عاطفی ، حیوانات ، روزمرگی ، و برای اینا اگر مورد تشویق قرار بگیرید باز ناخوداگاهت جذب میشه
همچنین ناخوداگاهت از محیط کاری اشفته ، از نادیده گرفته شدن زحمات و تلاش هات ، انتقادهای های الکی و بی مورد ، قهر میکنه
اعتماد بنفس خوبی داری برای تامین مالی پروژه هات
از وابستگی مالی بدنت کهیر میزنه
برای امنیت مالی حاضر بجنگی ، در کنارش اهل کمک مالی به دیگران هم هسی ، دوستان پول خواستن بیان سراغت : )
برای جلب توجه عاطفی هیچکاری نمیکنی ، تمام انرژیت میذاری برا خواسته های خودت که از نظر خودت ارزشمندن
تشنه حقیقت ها مخصوصا اخرین لایه ها و اصل حقیقت هسی
عقایدت رد لاین ات برعکس مهدیه که کلا اهل بازنگری و تغییر دادن عقاید پوسیده بود
خلوت و فکر ،معنویت غیر ریایی و غیر نمایشی ، وفاداری محکم امنیت مالی ساختار یافته ، خلاصه توصیف ات هست
از نمایش و چسبندگی عاطفی و تجاوز به حریم خصوصی هم ناراحت میشی و رد لاین ات هست حریم خصوصی ات
میشه شغل پدرتان را هم بپرسم ؟ پدر هم اهل تفکر بودن و ادم خاصی بودن ؟ منظورم از شغل داشتن شغل خاصی هست!
بچگی حیوان خانگی داشتی و خوب ازش مراقبت می کردی ؟
۲۰ سالگی احساس کردی تافته جدا بافته هسی و بقیه در سطح هستن و شما در عمق ؟
تا ۲۹ سالگی ولی دنبال یک زندگی نرمال مثل بقیه ادم های سطحی بودی ، ولی بعدش دیگه ترست ریخت و قبول کردی که هرکسی زندگی خودش را داره و مسولیتی نداری که مثل مادربزرگت یا بقیه زندگی کنی
الان هم که داری مرزهای رویا و واقعیت را محک میزنی
ی چیزایی عادی که بقیه از قبل بلد بودن را هم الان تو تازه داری یادمیگیری ؟ خرید مایحتاج خونه مثلا پرداخت قبض اب و برق
بهبود روابط خانوادگی
ممکنه امسال محل زندگیت تغییر کنه
رویاهای بزرگت امسال ممکنه منابع مالیت رو اسیب بزنه ، رویا پردازیت یکم واقعیت هم داشته باشه
احتمالا ناخوادگاهت رو هم تحت کنترل بگیری
تا ۲ موتوره رسالت معنویت را انجام بدی
از سال بعد تا ۴۵ سالگی هم همش امتحان مالی داره زندگیت !
و تلاش های سخت لازمه
ولی خوب بعدش دیگه تامین میشی ،
ی ده سال تلاش سنگین تا ۴۵ سالگی برای بستن بارت! نیاز داری
۶ سال دیگه نقطه عطف زندگیت میشه و اگر از الان تنبلی و اینا رو کنار بذاری و عادت اتمی وار کار کنی برای خودت کسی میشی و اسم دار میشی ، منظورم اینه به ثمر میشینه رسالت معنویت
تبدیل به مرجع عمیق و خاموش تخصص خودت میشی
خلاصه ات همون حریم خصوصی کاخ باکینگهام هست
ممنون که اعتماد کردید