نماز عشق

ali561266

کاربر بیش فعال
کاربر ممتاز


عمری نماز به پا داشتم و ندانستم برای چیست و چه می گویم . ولی امروز الله اکبر گفتم . تو نیز مرا بزرگ خواندی . نیت کردم ، نظر کردی و من مشغول به توصیف صفات تو شدم . گفتی از توصیف بی نیازم (سبحان الله عما یصفون) . تو خود را در نماز توصیف می نمایی بنده ی من ، حال توصیف بنما تا من احسنت بگویم . حمد را آغاز نمودم:​

الحمدالله رب العالمین : سپاس خداوندی را که پروردگار جهانیان است .​


- سپاس بنده ای را که دعوتم را لبیک گفت .​

الرحمن الرحیم : بخشنده و مهربان است .​

- احسنت بر بنده ای که می بخشد و مهر می ورزد.​


مالک یوم الدین: صاحب روز جزاست.​

- جزای تو را میزان اشتیاقت قرار خواهم داد.​

ایاک نعبد و ایاک نستعین: فقط تو را می پرستم و تنها از تو یاری می جویم.​

- من نیز خواستار شمایم و منتظرم همدیگر را در رسیدن یاری نمایید.​

اهدنا الصراط المستقیم : ما را به راه راست هدایت کن.​

- هدایت نمودم و هدایت از آن توست.​

صراط الذین انعمت علیهم غیر المغضوب علیهم و الاضالین: راه کسانی را که آنها را مشمول نعمت خود ساختی ، نه راه کسانیکه بر آنان غضب نمودی و نه گمراهان .​

- همانا تو خود در مسیری و شایسته ی نعمت و گمراهان تنها و بی یاورند ، من هستم ولی مرا نمی یابند ، آنها خود چشم خویش را بسته اند . من در همه حال در کنار بنده ام هستم .​

حال نوبت توحید گفتن است . بگو تا پاسخت دهم .​

قل هو الله و احد : بگو خدا یکتا و یگانه است .​

- تو نیز یکتایی در آفرینشت بنگر، تو نیز بی نظیری .​

الله الصمد : خداوندی که همه ی نیازمندان قصد او را می کنند.​

- بنده ام تو باور نداری که قسمتی از خدایی و بی نیاز خواهی گشت روزی که من تو و تو ، من باشیم.​

من با تو چنانم ای نگار یمنی
خود در غلطم که من تو ام یا تو منی​

(خواجه عبدالله انصاری)​

لم یلد و لم یولد : هرگز نزاد و نه زاده شده .​

- آری من ازلی و ابدیم و تو در سفری از ازل به ابد در راه یافتنی که تو نیز همان اول و همان آخری.​

و لم یکن الله و کفوا احد : برای او شبیه و مانندی نبوده است .​

- آیا تو پنداری برای تو شبیه و مانندی آفریدم.​

در این گفت و شنود عاشقانه از خود خجل گشتم . آرام الله اکبری گفتم و به رکوع رفتم که نگاهم از شدت حیرت دوید و گویی از وجودم جدا گشت . تعظیم زیبای هستی را در برابر وجود خویش می دیدم . سبحان ربی العظیم و بحمده :...​

- من در اشتیاق دیدار زیباترین مخلوقم عظمت هستی را در برابرش به تعظیم نشاندم .​

زانوانم طاقت نیاورد و به سجده رفتم .سبحان ربی الاعلی و بحمده :...​

- آری بنده ی من تو بزرگ و والایی. بر ساختار وجودیت پیشانیت را می سایی و من می بالم بر خشوع تو ، تقدیم تو باد جلال و بزرگی .​

بار دگر سجده می روم .اینبار عظمت هستی به گرداگرد وجودم در حال چرخش است . حال می فهمم چرا سجده بزرگان طولانی است و بر خاستن از آن دل کندنی نیست . با اشک شوقی که نمی دانم منشاء آن چشمانم هستند یا کل وجودم ، بر می خیزم به شوق حمد و وتوحیدی دوباره .​

پروردگارا بگذار هر آنچه می گویم خود نیز پاسخ دهم .​

آری سپاس جلال و عظمتت را ، بخشندگی و کرامتت را ، صاحب همه چیز و هیچ چیز تو را می پرستم و یاریت را می طلبم . هدایتم بنما از کور دلی و نگذارم در راه بی کسی . تو بی نیازی و یکتایی و من نیازمند ذات اقدست.​

قنوت را در این رکعت می خوانم که بگویم دل پر دعایم امروز فقط یک چیز را می خواهد : ربنا آتنا فی الدنیاحسنه و قی الاخره حسنه ...خدایا در دنیا و آخرت تنها تو را می خواهم .​

در رکوعم بگذار بر تو تعظیم نمایم و در سجده ام بگذار غرق اطاعت گردم .​

شهادتی می دهم با تمام وجود که اشهد ان لا اله الا الله ... و اگر سلام می گویم حکایت آن است که با خداحافظی ترکت نکنم و سلام نیت همیشه با تو بودن باشد و تا زمان وصال دیگری از راه برسد از نظرت پنهان نگردم.​

اگر می دانستم از زمان این نماز تا نماز دیگر تو همچنان عاشقانه نشسته ای تا من خود را برسانم ، دیگر چگونه می توانستم ترکت کنم . معبود من ، معشوق من ، من که باشم که تو را در انتظار دیدار خود بگذارم .​

با حلقه ی رحمانیتت در برمان گرفتی و با حلقه ی رحیمت غسلمان می دهی . این چه حالیست امشب این چه دیداریست ؟ ای کاش زمین می گذاشت این لحظه را پایانی نباشد . کاش دورانش حول زمان نبود تا ثانیه ها مرا از تو دور نسازد.​

کاش مفهوم دائم الصلاة را نیز درک می نمودم تا ... (خوشا آنان که دائم در نمازند)​

یا رب دل پاک و جان آگاهم ده
آه شب و گریه ی سحرگاهم ده​

در راه خود اول از خودم بیخود کن
بیخود چو شدم ز خود به خود راهم ده​

(خواجه عبدالله انصاری)​
 

mahnazbagherzade

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
ميشه فنتشو عوض كنين؟ خيلي دوس دارم بخونمش اما هيچي نميبينم
 

khatami1

عضو جدید
عمری نماز به پا داشتم و ندانستم برای چیست و چه می گویم . ولی امروز الله اکبر گفتم . تو نیز مرا بزرگ خواندی . نیت کردم ، نظر کردی و من مشغول به توصیف صفات تو شدم . گفتی از توصیف بی نیازم (سبحان الله عما یصفون) . تو خود را در نماز توصیف می نمایی بنده ی من ، حال توصیف بنما تا من احسنت بگویم . حمد را آغاز نمودم:​



الحمدالله رب العالمین : سپاس خداوندی را که پروردگار جهانیان است .​



- سپاس بنده ای را که دعوتم را لبیک گفت .​



الرحمن الرحیم : بخشنده و مهربان است .​



- احسنت بر بنده ای که می بخشد و مهر می ورزد.​



مالک یوم الدین: صاحب روز جزاست.​



- جزای تو را میزان اشتیاقت قرار خواهم داد.​



ایاک نعبد و ایاک نستعین: فقط تو را می پرستم و تنها از تو یاری می جویم.​



- من نیز خواستار شمایم و منتظرم همدیگر را در رسیدن یاری نمایید.​



اهدنا الصراط المستقیم : ما را به راه راست هدایت کن.​



- هدایت نمودم و هدایت از آن توست.​



صراط الذین انعمت علیهم غیر المغضوب علیهم و الاضالین: راه کسانی را که آنها را مشمول نعمت خود ساختی ، نه راه کسانیکه بر آنان غضب نمودی و نه گمراهان .​



- همانا تو خود در مسیری و شایسته ی نعمت و گمراهان تنها و بی یاورند ، من هستم ولی مرا نمی یابند ، آنها خود چشم خویش را بسته اند . من در همه حال در کنار بنده ام هستم .​



حال نوبت توحید گفتن است . بگو تا پاسخت دهم .​



قل هو الله و احد : بگو خدا یکتا و یگانه است .​



- تو نیز یکتایی در آفرینشت بنگر، تو نیز بی نظیری .​



الله الصمد : خداوندی که همه ی نیازمندان قصد او را می کنند.​



- بنده ام تو باور نداری که قسمتی از خدایی و بی نیاز خواهی گشت روزی که من تو و تو ، من باشیم.​



من با تو چنانم ای نگار یمنی ​

خود در غلطم که من تو ام یا تو منی​





(خواجه عبدالله انصاری)​



لم یلد و لم یولد : هرگز نزاد و نه زاده شده .​



- آری من ازلی و ابدیم و تو در سفری از ازل به ابد در راه یافتنی که تو نیز همان اول و همان آخری.​



و لم یکن الله و کفوا احد : برای او شبیه و مانندی نبوده است .​



- آیا تو پنداری برای تو شبیه و مانندی آفریدم.​



در این گفت و شنود عاشقانه از خود خجل گشتم . آرام الله اکبری گفتم و به رکوع رفتم که نگاهم از شدت حیرت دوید و گویی از وجودم جدا گشت . تعظیم زیبای هستی را در برابر وجود خویش می دیدم . سبحان ربی العظیم و بحمده :...​



- من در اشتیاق دیدار زیباترین مخلوقم عظمت هستی را در برابرش به تعظیم نشاندم .​



زانوانم طاقت نیاورد و به سجده رفتم .سبحان ربی الاعلی و بحمده :...​



- آری بنده ی من تو بزرگ و والایی. بر ساختار وجودیت پیشانیت را می سایی و من می بالم بر خشوع تو ، تقدیم تو باد جلال و بزرگی .​



بار دگر سجده می روم .اینبار عظمت هستی به گرداگرد وجودم در حال چرخش است . حال می فهمم چرا سجده بزرگان طولانی است و بر خاستن از آن دل کندنی نیست . با اشک شوقی که نمی دانم منشاء آن چشمانم هستند یا کل وجودم ، بر می خیزم به شوق حمد و وتوحیدی دوباره .​



پروردگارا بگذار هر آنچه می گویم خود نیز پاسخ دهم .​



آری سپاس جلال و عظمتت را ، بخشندگی و کرامتت را ، صاحب همه چیز و هیچ چیز تو را می پرستم و یاریت را می طلبم . هدایتم بنما از کور دلی و نگذارم در راه بی کسی . تو بی نیازی و یکتایی و من نیازمند ذات اقدست.​



قنوت را در این رکعت می خوانم که بگویم دل پر دعایم امروز فقط یک چیز را می خواهد : ربنا آتنا فی الدنیاحسنه و قی الاخره حسنه ...خدایا در دنیا و آخرت تنها تو را می خواهم .​



در رکوعم بگذار بر تو تعظیم نمایم و در سجده ام بگذار غرق اطاعت گردم .​



شهادتی می دهم با تمام وجود که اشهد ان لا اله الا الله ... و اگر سلام می گویم حکایت آن است که با خداحافظی ترکت نکنم و سلام نیت همیشه با تو بودن باشد و تا زمان وصال دیگری از راه برسد از نظرت پنهان نگردم.​



اگر می دانستم از زمان این نماز تا نماز دیگر تو همچنان عاشقانه نشسته ای تا من خود را برسانم ، دیگر چگونه می توانستم ترکت کنم . معبود من ، معشوق من ، من که باشم که تو را در انتظار دیدار خود بگذارم .​



با حلقه ی رحمانیتت در برمان گرفتی و با حلقه ی رحیمت غسلمان می دهی . این چه حالیست امشب این چه دیداریست ؟ ای کاش زمین می گذاشت این لحظه را پایانی نباشد . کاش دورانش حول زمان نبود تا ثانیه ها مرا از تو دور نسازد.​



کاش مفهوم دائم الصلاة را نیز درک می نمودم تا ... (خوشا آنان که دائم در نمازند)​



یا رب دل پاک و جان آگاهم ده ​

آه شب و گریه ی سحرگاهم ده​





در راه خود اول از خودم بیخود کن ​

بیخود چو شدم ز خود به خود راهم ده​





(خواجه عبدالله انصاری)​
 

Similar threads

بالا