IranianWay
عضو جدید
دیروز انتشار خبر حضور علی حسینی و پدرش در خبرگزاری ایسنا برای بیان ناگفتههایشان آنچنان موجی به پا کرد که برخی روزنامهها تا آخرین ساعات پیش از بسته شدن صفحاتشان، چشم انتظار باشند تا شاید این اظهارات که قطعاً جنجال به همراه داشت روی خروجی خبرگزاری قرار گیرد و تیتر یک امروز باشد اما همکارانمان که در این زمینه جانب عدل را گرفتهاند، صبح امروز این گفت و گو را منتشر کردند. علی حسینی اما به این میزان اکتفا نکرد و برخی دیگر از ماجراها را هم در خبرگزاری دولت (ایرنا) بیان کرد تا حسین رضازاده رسماً تمام شود.
به گزارش خبرنگار ورزشی تابناک؛ گفت و گو آنچنان فضایی را به تصویر میکشد که دریافت اوضاع خرابتر از آن است بتوان چیزی را پنهان کرد و گویی علی حسینی که دیگر چیزی برای از دست دادن نداشته، قصد کرده، "چون پرده بر افتد نه تو مانی و نه من" را به خوبی صرف کند و نشان دهد هیچ کاری را سرخود انجام نداده است. مروری بر این گفتهها، مطالبی که توسط برخی اهالی وزنهبرد
اری بیان میشد و از درجش به واسطه غیرقابل استناد بودن پرهیز میکردیم، مقابلمان به حرکت در میآورد.
اینکه او حتی از بطری که دربش باز شده بود و صدای شکستن پلمب درش را نشنیده بوده، آب نمیخورده و یا اینکه تماس میگرفته و به نام مسئولان غذا سفارش میداده و هنگام تحویل غذا، هزینه را پرداخت میکرده تا احیاناً اتفاقی در مسیر نیافتد و یا این روایت که حتی روی غذایش داروی دوپینگ ریخته بوده و ته قاشقی خورده بوده تا متوجه شود اگر در غذایش دارویی ریخته شود، چه طعمی خواهد گرفت، مطالبی است که میتواند با استناد به اعترافات صریح علی حسینی انطباق داد و نتیجه گرفت، او از فرارسیدن چنین روزی با توطئه هراس داشته است.
او حتی برخی حرفهایش را نیز نزده و این نشان میدهد که منتظر است تا پاسخ احتمالی رضازاده را با پاسخهای کوبندهتری بدهد و به همان قرآنی که با اشک پدرش به آن قسم یاد میکند، در این ماجرا که حیثیت، آبرو و تمام آیندهاش در گرو آن است، کوتاه نیاید و از حقش نگذرد: «به همين قرآن قسم كه پسر من دوپينگي نيست و آنها ميخواهند جوانم را قرباني كنند. من هم تا آخرين نفس، حتي اگر اعدامم هم كنند از حقمان يك قدم عقب نمينشينيم.» اين سخنان عزيز عليحسيني، قهرمان سالهاي دور وزنهبرداري آسيا و پدر سعيد عليحسيني است كه پس از مثبت اعلام شدن سئوالبرانگيز آزمايش دوپينگ فرزندش، با مسئولان فدراسيون اتمام حجت كرده و ميخواهد بسياري از حقايق و سئوالهاي ذهنش را با مردم در ميان بگذارد.
فضای وزنهبرداري ايران اين روزها اينقدر شوكآور و تاسفبرانگيز است كه حتي رسالت اصلي و حرفهاي اطلاع رساني را هم تحت شعاع خودش قرار ميدهد. هر چه تلاش ميكنيم از چارچوبها اصلي كار رسانهاي خارج نشويم، بازهم مجبور ميشويم از عمق فاجعههاي موجود مرثيهسرايي كنيم. مرثيهای كه آخرين پردهاش بر مرگ سهراب است.
سهراب، آن اميدايران زمين. فرازهای اصلی این گفت و گو طولانی و روایت همراهش که بیشک مرثیهای تلخ برای مردی است که میتوانست تختی شود، در پی میآید، شاید حسین رضازاده مدتی طولانی، از ورزش جدا شود و برای عدم تداعی این آبروریزی که موجب سرشکستی مردم این مملکت نیز هست، صرفاً به فعالیتهای اقتصادیاش بپردازد.
شروع غيرحرفهاي و سئوالبرانگيز!
ماجرا از آنجا شروع شد كه دوشنبه - پنجم بهمن - داراب رياحي، نايب رييس فدراسيون وزنهبرداري به يكباره به نمايندگان رسانههاي گروهي اعلام كرد كه نمونه آزمايش دوپينگ "سعيد عليحسيني" مثبت اعلام شده و او براي هميشه بايد از دنياي وزنهبرداري خداحافظي كند. اين خبر در حالي اعلام شد كه هيچ كدام از مراحل قانوني، بنابر قوانين آژانس جهاني مبارزه با دوپينگ طي نشده و حتي مراجع ذيصلاح نيز همچون فدراسيون بينالمللي وزنهبرداري به آن اشاره نكردهاند!
در مورد مثبت شدن دوپينگ سعيد عليحسيني صدها سئوال وجود دارد كه هر كدام ميتواند قبول اين مسئله را سخت و سختتر كند. پس از همين ماجرا بود كه عزيز و سعيد عليحسيني بسياري از سئوالها و ناگفتههاي خود را براي مردم بيان كردند تا مردم قضاوت كرده و افكار عمومي راه را براي پيگيريهاي آنها بازتر كند.
سابقه مشكلات عليحسيني
عليحسيني از سال پيش كه توانست ركوردهاي دسته فوق سنگين جوانان جهان را بشكند، جاي خود را به عنوان يك پديده جديد در وزنهبرداري دنيا باز كرد. او اگر در بازيهاي المپيك مصدوم نبود به گفته كارشناسان فدراسيون بينالمللي يكي از مدالهاي المپيك پكن را به خود اختصاص ميداد. عملكرد او به قدري خوب بود كه بسياري عقيده داشتند سعيد نه تنها جانشين خوبي براي رضازاده خواهد شد، بلكه ميتواند همهي ركوردهاي جهاني و المپيك او را بشكند و به نام خود ثبت كند. همين موضوع براي او خطرناك بود.
سعيد عليحسيني پس از رقابتهاي جوانان آسيا بارها به اردو دعوت شد و تا ماهها از حضور در اردوي تيم ملي به دلايل مختلف طفره رفت.
رضازاده نامه من را به جاي اينكه مطالعه كرد، پاره کرد
عزيز عليحسيني كه خود قهرمان وزنهبرداري آسيا بوده در اين مورد گفت: «من پيش از اين كه سعيد به اردو برود، گفتم كه اين بچه من 21 سالش است و ميخواهم كه درسش را در كنار وزنهبرداري تمام كند. ديپلمش را بگيرد، بعد بيايد در اردو. اين موضوع را به صورت كتبي به افشارزاده نوشتم. افشارزاده نامه من را به حسين رضازاده تحويل داد. رضازاده هم نامه من را به جاي اينكه مطالعه كند و بگويد كه سعيد علي حسيني اردو نرود، نامه من را پاره كرد و بيرون انداخت. سعيد بعدا آن نامه را در اردو پيدا كرد. اينها (كادر فني) از قبل ميخواستند كه سعيد را محروم كنند، از هشت ما پيش. از همان زماني كه گفت اردو نميآيم. من هم آن موقع گفته بودم كه صلاح نميدانم سعيد به اردو بيايد. كساني واسطه شدند و آمدند به ما گفتند كه اجازه بده سعيد به اردو برود و ما را پيش افشارزاده بردند. من آن موقع گفتم كه راضي نيستم سعيد به اردو برود. افشارزاده هم آن موقع گفت من ضمانت ميكنم، هر مشكلي كه براي سعيد به وجود بيايد جوابگو هستم. آن موقع اين موضوع را افشارزاده شفاهي به ما قول داد و پرويز جلاير هم كه دبير فدراسيون است، شاهد ماجرا بود. اميدواريم اكنون افشارزاده پيگير كارهاي سعيد باشد. حتي يكي از مسوولان فدراسيون هم پس از اينكه سعيد به اردو رفت، به رييس فدراسيون نامه نوشت كه علي حسيني در اردو امنيت ندارد.»
راضي نبودم به اردو بروم
سعيد علي حسيني هم در مورد رفتنش به اردو گفت: «پس از اين ماجراهايي كه پدرم گفت، من را به اردوي ازبكستان دعوت كردند. همه ميدانند كه اين اردوها براي چيست و چه اتفاقهايي در اين اردوها ميافتد. من حضور در اين اردو را قبول نكردم، چون ميدانستم برايم مشكل به وجود خواهد آورد. در اين اردوها كارهايي انجام ميدادند كه ورزشكار براي مسابقه آماده شود كه حالا من نميخواهم جزييات اين كارها را روشن كنم. خيلي از مسائل ديگر هم هست كه هنوز نياز به گفتن آنها نيست. من به اردوي ازبكستان نرفتم و پس از اينكه اينها از اردوي ازبكستان آمدند كميتهاي را تشكيل دادند و گفتند سعيد علي حسيني را از حضور در تيم ملي محروم ميكنيم. رضازاده گفت كه علي حسيني بايد مانند يك سرباز در اختيار تيم ملي باشد و خدمت كند. من گفتم، من خدمتم را ميكنم، اما اكنون نميتوانم به اردو بيايم، چرا كه درس دارم. من و پدرم آن موقع اعلام كرديم كه اردو براي ما امنيت ندارد و همين مساله باعث شد كه جلاير ما را پيش افشارزاده ببرد. افشارزاده در آن جلسه به ما گفت كه رضازاده ديگر رضازاده سابق نيست، او همانند دوران ورزشكارياش نيست. او اكنون مسووليت دارد و پيشرفت تو برايش موفقيت محسوب ميشود و گفت كه من هم ضمانت ميكنم كه هيچ مشكلي برايت پيش نيايد. حتي براي اينكه من را راضي كنند كه به اردو بروم، به من گفتند كه ما معلم خصوصي برايت ميآوريم كه درست را بخواني كه متاسفانه هيچ كدام از اينها انجام نشد. افشارزاده مسوول اصلي است و او بايد مشكلم را پيگيري كند.»
وي ادامه داد: «من از15 تيرماه به اردو رفتم. دو هفته در تهران بوديم. بعد از آن رفتيم اردبيل و در آنجا باز هم شروع كردند! و بعد رفتيم اردوي چابكسر كه در اردوي چابكسر تنها دو روز زارع و رضازاده آنجا بودند و بقيه دست پانزوان بود. پس از اين كه از چابكسر به تهران آمديم، مسوولان اردو به ما گفتند كه از آژانس جهاني مبارزه با دوپينگ براي نمونهگيري آمدهاند. در حالي كه آنها از فدراسيون جهاني آمده بودند. دوم آبان ماه هم از ما نمونهگيري كردند كه من با خيال راحت به نمونهگيري رفتم. بدون اينكه هيچ مشكلي وجود داشته باشد، آخر آبانماه به رقابتهاي جهاني رفتيم كه آن اتفاقهاي شگفتانگيز برايمان رخ داد.»
در كرهجنوبي مصدوم نشده بودم، گفتند وزنه نزنم
كمتر از 24 ساعت مانده تا مسابقه سعيد عليحس
يني در رقابتهاي جهاني 2009 كره جنوبي و درحالي كه او شانس نخست كسب مدال طلا محسوب ميشد، به يك باره اعلام شد كه عليحسيني آسيب ديده و نميتواند در رقابت شركت كند. آسيب ديديگياي كه بسياري آن را مشكوك قلمداد كردند.
سعيد عليحسيني در اين رابطه گفت: «من در مسابقههاي جهاني مصدوم نبودم. در مسابقههاي جهاني يك شب مانده به مسابقه، پدرم را صدا كردند. پدرم رفت صحبت كرد. رضازاده و كادر فني نامهاي را به ما دادند و گفتند شما نميتوانيد در مسابقه وزنه بزنيد. به ما گفتند كه نامهي تذكري از سوي آقاي "آيان" (رييس فدراسيون بينالمللي) آمده و اجازه نداريد در اين مسابقه شركت كنيد. ما گفتيم بايد چكار كنيم و گفتند: "آقاي آيان گفته بايد وزنهبردار كرهاي اول شود. همين طور كه وزنهبردار آلمان و روسيه نيامده." البته اين صحبتها را زارع ميكرد و رضازاده بيشتر سكوت كرده بود. به من گفتند كرهاي بايد اول شود. تو هم بايد كنار بكشي تا وزنهبردار كرهاي اول شود. به من گفتند آيان با وزنهبردار كرهاي بسته كه او اول شود. آنجا صحبت از دوپينگ نبود. يك نامهاي به ما نشان دادند كه اين اخطاريه است. ما گفتيم اخطاريه چيست؟ وقتي نامه اخطاريه را ديدم، زارع به عنوان مربي تيم آن را از من گرفت و در ساكش انداخت و گفت اين نمايشي و بي اهميت است. به من گفتند كه آقاي افشارزاده چون به آقاي آيان پول نداده، آيان ناراحت شده و او با توجه به اينكه ميدانسته تو مدال ميگيري، دست روي تو گذاشته تا تو وزنه نزني. به من گفتند كه ما ميرويم فدراسيون جهاني پول ميدهيم و مشكل تو حل ميشود. هيچ كس هم نميفهمد. حتي اين را به من گفتند كه آيان گفته شما عكاس ورزشي داريد يا من بگويم عكاس ما بيايد كه از دست سعيد عكس بگيرد و به رسانهها بگوييد كه مصدوم شده است. من و پدرم اين را قبول نكرديم. افشارزاده زنگ زد به پدرم كه چه شده است؟ پدرم گفت من ميخواهم موقع مسابقه بروم و روي تخته بنشينم، چرا كه ميخواهند حق ما را بخورند. پدرم گفت نميگذارم حق سعيد ضايع شود. افشارزاده هم گفت شما با آبروي ايران بازي نكنيد. اين طوري آبروي ايران ميرود. بعد از آن ما هم قبول كرديم. وقتي آمديم ايران، دكتر شهابي(عضو كميته پزشكي فدراسيون بينالمللي) گفت كه سعيد علي حسيني دوپينگش مثبت شده و من در فدراسيون جهاني ديدهام.»
به گزارش خبرنگار ورزشی تابناک؛ گفت و گو آنچنان فضایی را به تصویر میکشد که دریافت اوضاع خرابتر از آن است بتوان چیزی را پنهان کرد و گویی علی حسینی که دیگر چیزی برای از دست دادن نداشته، قصد کرده، "چون پرده بر افتد نه تو مانی و نه من" را به خوبی صرف کند و نشان دهد هیچ کاری را سرخود انجام نداده است. مروری بر این گفتهها، مطالبی که توسط برخی اهالی وزنهبرد
اینکه او حتی از بطری که دربش باز شده بود و صدای شکستن پلمب درش را نشنیده بوده، آب نمیخورده و یا اینکه تماس میگرفته و به نام مسئولان غذا سفارش میداده و هنگام تحویل غذا، هزینه را پرداخت میکرده تا احیاناً اتفاقی در مسیر نیافتد و یا این روایت که حتی روی غذایش داروی دوپینگ ریخته بوده و ته قاشقی خورده بوده تا متوجه شود اگر در غذایش دارویی ریخته شود، چه طعمی خواهد گرفت، مطالبی است که میتواند با استناد به اعترافات صریح علی حسینی انطباق داد و نتیجه گرفت، او از فرارسیدن چنین روزی با توطئه هراس داشته است.
او حتی برخی حرفهایش را نیز نزده و این نشان میدهد که منتظر است تا پاسخ احتمالی رضازاده را با پاسخهای کوبندهتری بدهد و به همان قرآنی که با اشک پدرش به آن قسم یاد میکند، در این ماجرا که حیثیت، آبرو و تمام آیندهاش در گرو آن است، کوتاه نیاید و از حقش نگذرد: «به همين قرآن قسم كه پسر من دوپينگي نيست و آنها ميخواهند جوانم را قرباني كنند. من هم تا آخرين نفس، حتي اگر اعدامم هم كنند از حقمان يك قدم عقب نمينشينيم.» اين سخنان عزيز عليحسيني، قهرمان سالهاي دور وزنهبرداري آسيا و پدر سعيد عليحسيني است كه پس از مثبت اعلام شدن سئوالبرانگيز آزمايش دوپينگ فرزندش، با مسئولان فدراسيون اتمام حجت كرده و ميخواهد بسياري از حقايق و سئوالهاي ذهنش را با مردم در ميان بگذارد.
فضای وزنهبرداري ايران اين روزها اينقدر شوكآور و تاسفبرانگيز است كه حتي رسالت اصلي و حرفهاي اطلاع رساني را هم تحت شعاع خودش قرار ميدهد. هر چه تلاش ميكنيم از چارچوبها اصلي كار رسانهاي خارج نشويم، بازهم مجبور ميشويم از عمق فاجعههاي موجود مرثيهسرايي كنيم. مرثيهای كه آخرين پردهاش بر مرگ سهراب است.
سهراب، آن اميدايران زمين. فرازهای اصلی این گفت و گو طولانی و روایت همراهش که بیشک مرثیهای تلخ برای مردی است که میتوانست تختی شود، در پی میآید، شاید حسین رضازاده مدتی طولانی، از ورزش جدا شود و برای عدم تداعی این آبروریزی که موجب سرشکستی مردم این مملکت نیز هست، صرفاً به فعالیتهای اقتصادیاش بپردازد.
شروع غيرحرفهاي و سئوالبرانگيز!
ماجرا از آنجا شروع شد كه دوشنبه - پنجم بهمن - داراب رياحي، نايب رييس فدراسيون وزنهبرداري به يكباره به نمايندگان رسانههاي گروهي اعلام كرد كه نمونه آزمايش دوپينگ "سعيد عليحسيني" مثبت اعلام شده و او براي هميشه بايد از دنياي وزنهبرداري خداحافظي كند. اين خبر در حالي اعلام شد كه هيچ كدام از مراحل قانوني، بنابر قوانين آژانس جهاني مبارزه با دوپينگ طي نشده و حتي مراجع ذيصلاح نيز همچون فدراسيون بينالمللي وزنهبرداري به آن اشاره نكردهاند!
در مورد مثبت شدن دوپينگ سعيد عليحسيني صدها سئوال وجود دارد كه هر كدام ميتواند قبول اين مسئله را سخت و سختتر كند. پس از همين ماجرا بود كه عزيز و سعيد عليحسيني بسياري از سئوالها و ناگفتههاي خود را براي مردم بيان كردند تا مردم قضاوت كرده و افكار عمومي راه را براي پيگيريهاي آنها بازتر كند.
سابقه مشكلات عليحسيني
عليحسيني از سال پيش كه توانست ركوردهاي دسته فوق سنگين جوانان جهان را بشكند، جاي خود را به عنوان يك پديده جديد در وزنهبرداري دنيا باز كرد. او اگر در بازيهاي المپيك مصدوم نبود به گفته كارشناسان فدراسيون بينالمللي يكي از مدالهاي المپيك پكن را به خود اختصاص ميداد. عملكرد او به قدري خوب بود كه بسياري عقيده داشتند سعيد نه تنها جانشين خوبي براي رضازاده خواهد شد، بلكه ميتواند همهي ركوردهاي جهاني و المپيك او را بشكند و به نام خود ثبت كند. همين موضوع براي او خطرناك بود.
سعيد عليحسيني پس از رقابتهاي جوانان آسيا بارها به اردو دعوت شد و تا ماهها از حضور در اردوي تيم ملي به دلايل مختلف طفره رفت.
رضازاده نامه من را به جاي اينكه مطالعه كرد، پاره کرد
عزيز عليحسيني كه خود قهرمان وزنهبرداري آسيا بوده در اين مورد گفت: «من پيش از اين كه سعيد به اردو برود، گفتم كه اين بچه من 21 سالش است و ميخواهم كه درسش را در كنار وزنهبرداري تمام كند. ديپلمش را بگيرد، بعد بيايد در اردو. اين موضوع را به صورت كتبي به افشارزاده نوشتم. افشارزاده نامه من را به حسين رضازاده تحويل داد. رضازاده هم نامه من را به جاي اينكه مطالعه كند و بگويد كه سعيد علي حسيني اردو نرود، نامه من را پاره كرد و بيرون انداخت. سعيد بعدا آن نامه را در اردو پيدا كرد. اينها (كادر فني) از قبل ميخواستند كه سعيد را محروم كنند، از هشت ما پيش. از همان زماني كه گفت اردو نميآيم. من هم آن موقع گفته بودم كه صلاح نميدانم سعيد به اردو بيايد. كساني واسطه شدند و آمدند به ما گفتند كه اجازه بده سعيد به اردو برود و ما را پيش افشارزاده بردند. من آن موقع گفتم كه راضي نيستم سعيد به اردو برود. افشارزاده هم آن موقع گفت من ضمانت ميكنم، هر مشكلي كه براي سعيد به وجود بيايد جوابگو هستم. آن موقع اين موضوع را افشارزاده شفاهي به ما قول داد و پرويز جلاير هم كه دبير فدراسيون است، شاهد ماجرا بود. اميدواريم اكنون افشارزاده پيگير كارهاي سعيد باشد. حتي يكي از مسوولان فدراسيون هم پس از اينكه سعيد به اردو رفت، به رييس فدراسيون نامه نوشت كه علي حسيني در اردو امنيت ندارد.»
راضي نبودم به اردو بروم
سعيد علي حسيني هم در مورد رفتنش به اردو گفت: «پس از اين ماجراهايي كه پدرم گفت، من را به اردوي ازبكستان دعوت كردند. همه ميدانند كه اين اردوها براي چيست و چه اتفاقهايي در اين اردوها ميافتد. من حضور در اين اردو را قبول نكردم، چون ميدانستم برايم مشكل به وجود خواهد آورد. در اين اردوها كارهايي انجام ميدادند كه ورزشكار براي مسابقه آماده شود كه حالا من نميخواهم جزييات اين كارها را روشن كنم. خيلي از مسائل ديگر هم هست كه هنوز نياز به گفتن آنها نيست. من به اردوي ازبكستان نرفتم و پس از اينكه اينها از اردوي ازبكستان آمدند كميتهاي را تشكيل دادند و گفتند سعيد علي حسيني را از حضور در تيم ملي محروم ميكنيم. رضازاده گفت كه علي حسيني بايد مانند يك سرباز در اختيار تيم ملي باشد و خدمت كند. من گفتم، من خدمتم را ميكنم، اما اكنون نميتوانم به اردو بيايم، چرا كه درس دارم. من و پدرم آن موقع اعلام كرديم كه اردو براي ما امنيت ندارد و همين مساله باعث شد كه جلاير ما را پيش افشارزاده ببرد. افشارزاده در آن جلسه به ما گفت كه رضازاده ديگر رضازاده سابق نيست، او همانند دوران ورزشكارياش نيست. او اكنون مسووليت دارد و پيشرفت تو برايش موفقيت محسوب ميشود و گفت كه من هم ضمانت ميكنم كه هيچ مشكلي برايت پيش نيايد. حتي براي اينكه من را راضي كنند كه به اردو بروم، به من گفتند كه ما معلم خصوصي برايت ميآوريم كه درست را بخواني كه متاسفانه هيچ كدام از اينها انجام نشد. افشارزاده مسوول اصلي است و او بايد مشكلم را پيگيري كند.»
وي ادامه داد: «من از15 تيرماه به اردو رفتم. دو هفته در تهران بوديم. بعد از آن رفتيم اردبيل و در آنجا باز هم شروع كردند! و بعد رفتيم اردوي چابكسر كه در اردوي چابكسر تنها دو روز زارع و رضازاده آنجا بودند و بقيه دست پانزوان بود. پس از اين كه از چابكسر به تهران آمديم، مسوولان اردو به ما گفتند كه از آژانس جهاني مبارزه با دوپينگ براي نمونهگيري آمدهاند. در حالي كه آنها از فدراسيون جهاني آمده بودند. دوم آبان ماه هم از ما نمونهگيري كردند كه من با خيال راحت به نمونهگيري رفتم. بدون اينكه هيچ مشكلي وجود داشته باشد، آخر آبانماه به رقابتهاي جهاني رفتيم كه آن اتفاقهاي شگفتانگيز برايمان رخ داد.»
در كرهجنوبي مصدوم نشده بودم، گفتند وزنه نزنم
كمتر از 24 ساعت مانده تا مسابقه سعيد عليحس
سعيد عليحسيني در اين رابطه گفت: «من در مسابقههاي جهاني مصدوم نبودم. در مسابقههاي جهاني يك شب مانده به مسابقه، پدرم را صدا كردند. پدرم رفت صحبت كرد. رضازاده و كادر فني نامهاي را به ما دادند و گفتند شما نميتوانيد در مسابقه وزنه بزنيد. به ما گفتند كه نامهي تذكري از سوي آقاي "آيان" (رييس فدراسيون بينالمللي) آمده و اجازه نداريد در اين مسابقه شركت كنيد. ما گفتيم بايد چكار كنيم و گفتند: "آقاي آيان گفته بايد وزنهبردار كرهاي اول شود. همين طور كه وزنهبردار آلمان و روسيه نيامده." البته اين صحبتها را زارع ميكرد و رضازاده بيشتر سكوت كرده بود. به من گفتند كرهاي بايد اول شود. تو هم بايد كنار بكشي تا وزنهبردار كرهاي اول شود. به من گفتند آيان با وزنهبردار كرهاي بسته كه او اول شود. آنجا صحبت از دوپينگ نبود. يك نامهاي به ما نشان دادند كه اين اخطاريه است. ما گفتيم اخطاريه چيست؟ وقتي نامه اخطاريه را ديدم، زارع به عنوان مربي تيم آن را از من گرفت و در ساكش انداخت و گفت اين نمايشي و بي اهميت است. به من گفتند كه آقاي افشارزاده چون به آقاي آيان پول نداده، آيان ناراحت شده و او با توجه به اينكه ميدانسته تو مدال ميگيري، دست روي تو گذاشته تا تو وزنه نزني. به من گفتند كه ما ميرويم فدراسيون جهاني پول ميدهيم و مشكل تو حل ميشود. هيچ كس هم نميفهمد. حتي اين را به من گفتند كه آيان گفته شما عكاس ورزشي داريد يا من بگويم عكاس ما بيايد كه از دست سعيد عكس بگيرد و به رسانهها بگوييد كه مصدوم شده است. من و پدرم اين را قبول نكرديم. افشارزاده زنگ زد به پدرم كه چه شده است؟ پدرم گفت من ميخواهم موقع مسابقه بروم و روي تخته بنشينم، چرا كه ميخواهند حق ما را بخورند. پدرم گفت نميگذارم حق سعيد ضايع شود. افشارزاده هم گفت شما با آبروي ايران بازي نكنيد. اين طوري آبروي ايران ميرود. بعد از آن ما هم قبول كرديم. وقتي آمديم ايران، دكتر شهابي(عضو كميته پزشكي فدراسيون بينالمللي) گفت كه سعيد علي حسيني دوپينگش مثبت شده و من در فدراسيون جهاني ديدهام.»
مرگ بر آمريكا !