خودتو با یه شعر وصف کن...!

aynaz.m

کاربر فعال تالار ادبیات ,
کاربر ممتاز
به تو سر بسته و در پرده بگویم
تا کسی نشنود این راز گهر بار جهان را
آنچه گفتند و سرودند...
تو آنی !!
خود تو جان جهانی!
گر نهانی و عیانی!
تو همانی که همه عُمر به دنبال خودت نعره زنانی...
تو ندانی که خود آن نقطه ی عشقی...
همه اسرار نهانی!
#مولانا
 

naghmeirani

مدیر کل سایت
عضو کادر مدیریت
مدیر کل سایت
مدیر ارشد
‌به جای سرزنش من به او نگاه کنید
دلیل سر به هوا بودن زمین ماه است...

فاضل نظری
 

naghmeirani

مدیر کل سایت
عضو کادر مدیریت
مدیر کل سایت
مدیر ارشد
به تماشای خودم بودم و دیدم،
که چه بی‌رحمانه تنهاست
و به ناچار قوی‌‌‌...
 

naghmeirani

مدیر کل سایت
عضو کادر مدیریت
مدیر کل سایت
مدیر ارشد
قرارِ
روزهایِ
بی‌قراری‌ام!
کجایِ آسمان ببینمت؟
من از جستجویِ زمین
خسته‌ام...!

#کامران‌_رسول‌زاده
 

aynaz.m

کاربر فعال تالار ادبیات ,
کاربر ممتاز
فرقی دارد کجا باشم ...؟
خندان در آینه ،
یا منتظرت کنار پنجره ...!
هر جا که باشی ،
در آغوش منی ...!
خودت هم این را می دانی ...!

#عباس_معروفی
 

naghmeirani

مدیر کل سایت
عضو کادر مدیریت
مدیر کل سایت
مدیر ارشد
اول نگهش کردم، آخر به رهش مُردم
وه وه که چه نیکو شد، آغازم و انجامم

#فروغی_بسطامی❤️
 

Bahar5746

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
قصه تلخ وداع
سراپای دلم را لرزاند
یاد او افتادم
که به یک سیب
دلش می خندید
و به یک آه بلند
نفسش عادت داشت
روبرو تا ته کوچه
زمین برفی بود
خوب در یادم هست
آسمان آبی بود
باد سردی به تماشا می شد
برگ زردی رقصیدن گرفت
او از آن کوچه گذشت
دل من باز گرفت
 

naghmeirani

مدیر کل سایت
عضو کادر مدیریت
مدیر کل سایت
مدیر ارشد
دوست داشتنت را ، دوست دارم

مرا وادار می‌کند به سازِ دنیا برقصم.

و آهنگش ، نفس هایم را ترغیب می‌کند ، امیدوار تر بالا بیایند.

این یعنی ، من با تو ، بیشتر زنده خواهم ماند.
بی‌ تو را ، هرگز نمی‌دانم.

#پانته‌آ_فوشریان
 

Ahmad Engineer

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
من نه عمری پشت شیشه چون عروسک بودم

نه که خفته بین پنبه ها و پولک بودم

من اگر سردار عشقم یا که پاک باخته ام

سرنوشتم رو با دستای خودم ساختم

قصه ها گذشته بر من تا بدونم کیستم

هرچه بوده من پشیمون نیستم

گاهی سرشار از حقیقت

گاهی مغلوب گناه

هرچه بوده همه انتخاب من بوده و بس
 

♥@SH!M♥

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
تو مرا آنقدر آزردی
که خودم کوچ کنم از شهرت ...
بکنم دل ز دل چون سنگت، تو خیالت راحت....
میروم از قلبت،
میشوم دورترین خاطره در شبهایت ....
تو به من میخندی
و به خود میگویی:باز می آید و میسوزد از این عشق ولی....
برنمیگردم ،نه!
میروم آنجایی ک دلی بهر دلی تب دارد،
عشق زیباست و حرمت دارد....
تو بمان!
دلت ارزانی هرکس که دلش مثل دلت سرد بی روح شده است !
نیش و خنجر شده است!
تو بمان در شهرت ......
 

Similar threads

بالا