خودتو با یه شعر وصف کن...!

naghmeirani

مدیر کل سایت
عضو کادر مدیریت
مدیر کل سایت
مدیر ارشد
[h=1]پیچکِ یادِ تو

پیچیده به پای

دلِ من

▪ ️
[/h]
 

شبگرد23

عضو فعال شعر نو
کاربر ممتاز
من و تو بارها
"زمان" را
در کافه ها
و خیابان ها
فراموش کرده بودیم...
و حالا "زمان" داشت از ما
انتقام می گرفت!
 

naghmeirani

مدیر کل سایت
عضو کادر مدیریت
مدیر کل سایت
مدیر ارشد
[h=1]ای "عشق"

اگر "لایق" بدانی

می شوم "عمری" گرفتارت ،
[/h]
 

naghmeirani

مدیر کل سایت
عضو کادر مدیریت
مدیر کل سایت
مدیر ارشد
[h=1]??????تجملات هیچ‌وقت

جاذبه‌ای برایم نداشت؛

چیزهای ساده را دوست دارم،

کتاب‌ها را، تنهایی را،

یا بودن با کسی که من را می فهمد..
[/h]
 

naghmeirani

مدیر کل سایت
عضو کادر مدیریت
مدیر کل سایت
مدیر ارشد
[h=1]🌾با هر بهانه

صدا میزنم ” تو “ را

ای بی بهانه صدا ڪن ؛

مرا به عشق
[/h]
 

شبگرد23

عضو فعال شعر نو
کاربر ممتاز
شبيه مه شده بودی

نه می شد در آغوشت گرفت

و نه آنسوی تو را ديد

تنهــــــا می شد

در تو گم شد

که شدم ...
 

naghmeirani

مدیر کل سایت
عضو کادر مدیریت
مدیر کل سایت
مدیر ارشد
[h=1]دست آن‌نقاش رابوسم‌که این‌نقش آفرید[/h]
 

شبگرد23

عضو فعال شعر نو
کاربر ممتاز
قصدِ دل کندن ندارم از دو چشمانت
ولی ،
با نگاهِ سردِ خود گفتی
نمی خواهی مرا ...
 

naghmeirani

مدیر کل سایت
عضو کادر مدیریت
مدیر کل سایت
مدیر ارشد
[h=1]تو هم مثلِ برف

مےنشینے چہ بـےصدا

گاهےبہ دل، گاهی به خیال
[/h]
 

mani24

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
در ابدی ترین لحظه های دلتنگی ام
وقتی در پس این فاصله های تمام نشدنی
نمی یابمت
نا امید و بی پناه
به نماز می ایستم
سر بر شانه های خدا می گذارم
و تو را گریه می کنم
آنقدر که جانمازم بوی غصه می گیرد!
غصه ی نبودن تو.......
***
افسوس
افسوس که خیلی دوری
آنقدر دور که دوستت دارم ها راه خانه ات را گم می کنند!
***
در این شب هایی که بی ستاره می آیند
من
کنار تنهایی دراز می شم!
و برای آرزو های یتیمم
– تا سحر-
لالایی می خوانم!
و سحر
هنگامی که فرشته ها
-همان فرشته هایی که خورشید از مغرب گیسوان طلاییشان طلوع می کند-
به نماز می ایستند
به آغوش خدا پناه می برم
و آنقدر برایش از تو و غصه ی نبودنت می گویم
که شانه هایش می لرزد از اینهمه غم!

***

کی این غم نامه به پایان می رسد؟
نمی دانم!
انگار
هزاران سال است تو را سروده ام....
در لحظه لحظه های این عمر به تاراج رفته
در برگ برگ این دفترچه های سیاه شده از غم...
و هزاران سال دگر هم
شاید!

***
افسوس
افسوس تو نیستی که ببینی!!!
 

شبگرد23

عضو فعال شعر نو
کاربر ممتاز
دلتنگ كه باشى
هيچ چيز آرامت نمیكند.
دلت يک پای رفتن میخواهد‌
و يک دنيا راه...

‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎
 

naghmeirani

مدیر کل سایت
عضو کادر مدیریت
مدیر کل سایت
مدیر ارشد
[h=1]هر که پرسید دلت را چه کسی؟

خیره ماندم به همانی که تویی...
[/h]
 

naghmeirani

مدیر کل سایت
عضو کادر مدیریت
مدیر کل سایت
مدیر ارشد
خدا وقتی تو را آفرید ...

معجزه کرد ...

من هر وقت

ب چشمانت نگاه می کنم ...

ایمان می آورم ...
 

شبگرد23

عضو فعال شعر نو
کاربر ممتاز
نام تو مرا همیشه مست می‌کند

بهتر از شراب

بهتر از تمام شعرهای ناب


فریدون مشیری
 

naghmeirani

مدیر کل سایت
عضو کادر مدیریت
مدیر کل سایت
مدیر ارشد
دستانم

بوي عشق مي دهند

بوي انار و خرمالو ...


آنقدر كه كوچه هاي پاييز را


دست در دست خيالت

قدم زدم .
 

naghmeirani

مدیر کل سایت
عضو کادر مدیریت
مدیر کل سایت
مدیر ارشد
و وقتی که نیستی

خواب می بینم


که در خوابم خواب می‌بینم که خواب می‌بینم...
 

naghmeirani

مدیر کل سایت
عضو کادر مدیریت
مدیر کل سایت
مدیر ارشد
آیا اعتراف کنم

هرگز هیچ‌کسی را مثل تو دوست نداشتم ؟

و آیا بگویم

هرگز کسی را مثل تو دوست نخواهم داشت ؟

می‌خواهم جان بسپارم


به پای عشقی که

مرگ را بی‌اعتبار می‌کند
 

شبگرد23

عضو فعال شعر نو
کاربر ممتاز
براي دوست داشتن
هميشه دنبال بهانه ام
برفي ببارد
آفتابي بتابد
نم باراني بزند بر موها و گونه ام
بادي بوزد
شگفتا
نه بهانه ها تمام ميشوند
نه دوست داشتنت



نغمه تشکرم تموم شد:gol:
 

شبگرد23

عضو فعال شعر نو
کاربر ممتاز
هر ستاره ای فکر میکند
که خورشید است
و خورشید فکر می کند
که شبیه توست
 

naghmeirani

مدیر کل سایت
عضو کادر مدیریت
مدیر کل سایت
مدیر ارشد
مشکلی نیست:gol:


وقتی چشم از


چشمانم بر می داری ،


بگو به کجا می‌نگری


دلم می‌خواهد


همانجا

ذره ذره


جان دهم ...


 

شبگرد23

عضو فعال شعر نو
کاربر ممتاز
برای خوشبخت کردنم،
نیازی به معجزه نیست...

فقط؛
بودنت را
همیشگی کن...


#مهری_معروفی
 

naghmeirani

مدیر کل سایت
عضو کادر مدیریت
مدیر کل سایت
مدیر ارشد
با
این
خیالِ
خام
شبم صبح می شود
برگشته ای
کنارم و لبخند می زنی

نه

نیستی
و در دل من
پودِ بغـــــض را
باتارهای حنجره پیوند می زنی
 

شبگرد23

عضو فعال شعر نو
کاربر ممتاز
دلتنگی
حادثه‌ایست که
خبر نمی‌کند
گاهی یک دفعه می‌آید
می‌نشیند روی دلت ...!

#حمیدرضا_عبداللهی
 

naghmeirani

مدیر کل سایت
عضو کادر مدیریت
مدیر کل سایت
مدیر ارشد
مرا زیر نظر نگیر

آزادم کن

زمانی که حسادت در تو اوج می گیرد


رهایم کن


برایم از عشق قفس نساز


بگذار آواز بخوانم


بگذار پرواز کنم


بعضی چیز ها عزیز من


با رهایی به دست می آید

با گذشت زمان زیبا تر می شود


بگذار رها شوم


بگذار زیباتر شوم
 

شبگرد23

عضو فعال شعر نو
کاربر ممتاز
دست مرا بگیر
که باغ نگاه تو
چندان شکوفه ریخت که هوش از سرم ربود
من جاودانم
که پرستوی بوسه‌ات
بر روی من دری ز بهشت خدا گشود
اما چه می‌کنی
دلی را
که در بهشت خدا هم
غریب بود؟!

فریدون مشیری
 

naghmeirani

مدیر کل سایت
عضو کادر مدیریت
مدیر کل سایت
مدیر ارشد
محاله تا ته دنیا

کسی جوری که من هر ثانیه مُردم ،


براي تو بمیره


محاله یک نفر پیدا شه


این عشقو بتونه


یک نفس


از لحظه های من بگیره ...
 

شبگرد23

عضو فعال شعر نو
کاربر ممتاز
احساس درختی را دارم
که در مسیر
کارخانه چوب‌بری
قرار گرفته است

غلامرضا بروسان
 

naghmeirani

مدیر کل سایت
عضو کادر مدیریت
مدیر کل سایت
مدیر ارشد
چشمانت

ارتش هيتلر بود...

دل من،


لهستان بى دفاع


بى دلى ات،


هيروشيما كرد مرا !!!
 

naghmeirani

مدیر کل سایت
عضو کادر مدیریت
مدیر کل سایت
مدیر ارشد
وقتی که حرف تو می شود

تمام منطق ها بهم می ریزد


مثلا نمیدانم چگونه


همان تو که آرام دلم را برده


می شود آرام دلم




سیما امیرخانی
 

Similar threads

بالا