بررسی اهمیت رشد کودکان در خانواده

Persia1

مدیر تالار زبان انگلیسی
مدیر تالار
از انجا که کودکان جهت موفقیت در جامعه و خانواده نیازمند تربیت، پرورش و رشد کودکان در خانواده توسط والدین هستند لذا پس از مشورت با روانشناسان در رابطه با رشد کودکان تصمیم گرفتیم نتایج و محصول آن را به صورت اختصاصی جهت شادی بخشیدن به خانواده ها و رفع نگرانی از رشد کودکان، این مطلب را با شما در به اشتراک بگذاریم. اما مهمترین گام در این مورد توجه بسیار و فهمیدن کودکان است.


رشد کودکان در خانواده​

رشد کودکان در خانواده به مفهوم مهار کردن آن نیست: وظیفه شما به عنوان والدین این است که به کودک واکنش های شرطی را نیاموزید. این ها واکنش هایی هستند که به حیوانات آموخته می شوند .
این عقیده که باید کودکان را “آموزش” بدهید ذهنیت سالمی نیست: این کلمه باعث می شود که والدین فکر کنند مجبور کردن، ناچار ساختن و کنترل کردن کودک صحیح است. اگر اینگونه فکر کنید که مسئولیت شما کمک به کودک در رشد اوست سازنده تر خواهد بود. با این طرز فکر باعث می شوید که روزی کودک شما بتواند به طور کاملا مستقل در جامعه به عنوان یک فرد شاد زندگی شاد و سالمی داشته باشد.

نقاشی میکل آنژ را به خاطر بیاورید: دست قدرتمند خدا به سوی دست آدم. درس مهمی در این عکس وجود دارد و آن این است که شایستگی تنها با ایمان و عبادت به دست نمی آید. یک جوان منبع دانش، منطق و احساس است و او باید همه این ها در دوران کودکی گذرانده باشد.

درباره رشد کودکان در خانواده باید گفت وقتی کودک رشد می کند و بزرگ می شود والدین باید بدانند که اکنون زمان آن رسیده است که دست یاری خود را به سوی آن ها دراز کنند. زیرا آن ها دیگر بچه نیستند بلکه جوانی مستقل و شخصیتی با هدف های مشخص، افکار مشخص و شیوه زندگی مشخص هستند. دیگر وظیفه سرپرستی و نان آوری کودکان به پایان رسیده است و زمان آن رسیده که رابطه خود را از پدر و فرزندی به یک رابطه دوستانه تغییر دهید نه اینکه به آن ها نظارت داشته باشید و تمام جوانب زندگی شان را هدایت کنید. تلاش شما برای پیشرفت هرچه سریع تر کودک کاملا اشتباه است:

تک تک کودکان یاد گرفته اند که در بازه های زمانی متفاوتی زندگی کرده و پیشرفت هایی داشته باشند. وظیفه ما به عنوان والدین این نیست که سرعت پیشرفت آن ها را بالا ببریم. در عوض باید به آن ها در پیشرفتشان کمک کنیم.

سرپیچی کودکان​

سرپیچی تنها روشی است که یک کودک وقتی از طرف یک جوان مورد تهدید واقع می شود به کار می برد. یکی از جنبه های شخصیتی کودکان این است که می خواهند با عصبانی کردن شما جلب توجه کنند. مد نوجوانان مانند آبله مرغان می ماند: خیلی از جوان ها به دنبال مد می روند و درجه اهمیتش در آن ها متفاوت است. اما پس از گذشت چند سال دیگر برای آن ها به مسئله ای فراموش شده تبدیل می شود. این مسئله ارزش آن را ندارد که بخواهید با نوجوان خود بحث کنید و درگیری بوجود بیاورید.

برای منضبط ساختن کودک پس از این که رابطه ای دوستانه با او برقرار کردید می توانید اقدام کنید. تجربیات منفی تا زمانی که تهدیدی برای رشد کودکان در خانواده محسوب نشوند مشکلی ندارد : به آن ها اجازه دهید که نتیجه اعمالشان را ببینند. البته این کار را تنها در دوره بلوغ آن ها انجام دهید.

بچه ها تنها زمانی تاثیرپذیر می شوند که والدینشان از چیزی ناراحت نباشند چون در غیر اینصورت درباره خودشان چیزی نمی گویند. خیلی مهم است که درباره احساس خودتان به او بگویید زیرا آن ها درک می کنند که شما هم مانند آن ها حساس هستید و نیاز به حمایت دارید. اما هیچوقت سعی نکنید که با احساس فرزندتان بازی کنید باید درباره احساستان با او صادق باشید و دروغ نگویید.

عزت نفس کودکان​

از نکات رشد کودکان در خانواده این است که عزت نفس بچه ها با اعمالشان و ارزیابی ما از آن ها شکل می گیرد. اگر درسش را خوب بخواند پسر خوبی است. اگر به مادرش کمک کند دختر خوبی است. یک بچه برای نشان دادن خودش نیاز به تشویق دارد. و بالعکس اگر به آن ها بگوئید که بچه های بدی هستند این جمله تاثیر روانشناسانه منفی طولانی مدتی بر آن ها خواهد گذاشت.

تمام بچه ها اگر یک ارزیابی منفی در ذهنشان شکل گرفته باشد به طور غریزی به دنبال چیزهایی می روند که باعث شود حس خوبی نسبت به خودشان پیدا کنند. اما جوانان و نوجوانان تصویب، حمایت و رسمیت را در هرجایی که بتوانند پیدا کنند جستجو می کنند. حال می تواند در یک گروه جنایت باشد یا در کلیسا.


رشد کودکان در خانواده و مدرسه​

مدرسه ها و موسسات هیچ تاثیری در پیشرفت خلاقیت و ایجاد استقلال طلبی در میان جوانان ندارد. اما در عوض تنها چیزی که به آن خیلی اهمیت می دهند موفقیت بچه ها در امتحانات و برنامه های تحصیلی است. یعنی به جای اینکه آن ها را به افکار آزاد و انتقادی تشویق کنند، اطاعت و فرمانبرداری را می آموزند.

وقتی کودک مجبور به کاری برخلاف میلش شود تحقیر و ترسو شده و او را به یک کودک مضطرب میکند. بذر عقده حقارت در آن ها کاشته می شود. انرژی از آن ها دور شده و دیگر تمایل به هیچ کاری نخواهند داشت. در اینجا والدین دو راه دارند. یا طرف مدرسه باشند یا اینکه کودکشان را حمایت کنند.

باید به کودک کمک کنید تا به استعدادهای نهانی خود دست یابد اگر فکر می کنید که مدرسه ها نمی توانند از پس این کار برآیند باید خودتان دست به کار شوید. البته تا جای ممکن به آموزش دهندگان کودکان خود احترام بگذارید و به آن ها بفهمانید که زحماتشان قابل تحسین است. اما هیچوقت از یادآوری کردن به آن ها خجالت نکشید.

ارزیابی کودک شما فقط می تواند توسط خود شما تعیین شود و نه هیچ شخص دیگری. هرچقدر هم که در مدرسه ضعیف باشند و باعث ناامیدی شما شوند باید آن ها را دوست داشته باشید .مدرسه ها همیشگی و پایدار نیستند اما رابطه شما با فرزندتان همیشگی است.
 

Similar threads

بالا