مژی گله من گله خوشگله من![]()
پ.ن.بقیشو یادم نیس کوتاخ شد![]()
اي رز بلايي دلبر والا بلايي دلبر![]()
می توانم با همان جمله های هميشگی شروع كنم.
مثلا چه می دانم؛
وقتی تو نيستی نه هست های ما چونان كه بايدند
نه بايد های ما
چنان كه هستند.
يا؛بيا كه بی تو به جان آمدم ز تنهايی.
يا؛ …
اما لعنتی!
اسم تو كه پيدا می شود،بوی لب هايت كه طوفانی می كند چشم هايم را، موهايت كه می لغزند روی پيشانی ام؛
زبانم آتش می گيرد، دست هايم قفل می كنند، می ميرم اما چشم هايم باز سرخ می مانند. سرخ… سرخ…خورشيد درون چشم هايم غروب می كند هميشه
اما نمی رود…
نمی رود و خيال من و چشم هايم را راحت نمی كند.
شب نمی شود…
بغض بغض بغض
اشک می شوم نبودنت را
آغوش خالی ام را
بدمصب!
بد عادت كرده ای به آغوش ات! بد عادت…
مثلا چه می دانم؛
وقتی تو نيستی نه هست های ما چونان كه بايدند
نه بايد های ما
چنان كه هستند.
يا؛بيا كه بی تو به جان آمدم ز تنهايی.
يا؛ …
اما لعنتی!
اسم تو كه پيدا می شود،بوی لب هايت كه طوفانی می كند چشم هايم را، موهايت كه می لغزند روی پيشانی ام؛
زبانم آتش می گيرد، دست هايم قفل می كنند، می ميرم اما چشم هايم باز سرخ می مانند. سرخ… سرخ…خورشيد درون چشم هايم غروب می كند هميشه
اما نمی رود…
نمی رود و خيال من و چشم هايم را راحت نمی كند.
شب نمی شود…
بغض بغض بغض
اشک می شوم نبودنت را
آغوش خالی ام را
بدمصب!
بد عادت كرده ای به آغوش ات! بد عادت…