برای تو می نویسم ای دوست قدیمی که در کوچه پس کوچه های زندگی فراموش شده ای .
به یادت هستم .هر وقت که روزهای خوشبختیم را به یاد می آورم.
به یادت در زیر باران قدم می زنم.
به یادت برای گنجشکها خرده نان می ریزم و به یادت گل های باغچه را می بویم.
و به یادت صفحات خاک گرفته زندگی ام را سیاه می کنم. شاید که از لابه لای این کاغذهای غم گرفته تار مویی از تو به یادگار پیدا کنم.
به یادت هستم .هر وقت که روزهای خوشبختیم را به یاد می آورم.
به یادت در زیر باران قدم می زنم.
به یادت برای گنجشکها خرده نان می ریزم و به یادت گل های باغچه را می بویم.
و به یادت صفحات خاک گرفته زندگی ام را سیاه می کنم. شاید که از لابه لای این کاغذهای غم گرفته تار مویی از تو به یادگار پیدا کنم.
من هیچکی رو ندارم براش بنویسم ولی عشق رو دوست دارم. خیلی