با کراوات به دیدار خدا رفتم و شد !!!

saba888

عضو جدید
کاربر ممتاز
با کراوات به دیدار خدا رفتم و شد

بر خلاف جهت اهل ریا رفتم و شد


ریش خود را ز ادب صاف نمودم با تیغ
همچنان آینه با صدق و صفا رفتم و شد

دهنم رايحه روزه نميداد كه من


عطر بر خود زدم و غاليه سا رفتم و شد


حمد را خواندم و آن مد"ولاالضالین"را


ننمودم ز ته حلق ادا رفتم و شد


يکدم از قاسم و جبار نگفتم سخنی

گفتم ای مایه هر مهر و وفا رفتم و شد


همچو موسی نه عصا داشتم و نه نعلین


سرخوش و بی خبر و بی سرو پا رفتم و شد


"لن ترانی"نشنیدم ز خداوند چو او


"ارنی" گفتم و او گفت "رثا" رفتم و شد


مدعی گفت چرا رفتی و چون رفتی و کی؟
من دلباخته بی چون و چرا رفتم وشد

تو تنت پیش خدا روز و شبان خم شد و راست


من خدا گفتم و او گفت بیا رفتم و شد


مسجد و دیر و خرابات به دادم نرسید


فارغ از کشمکش این دو سه تا رفتم و شد


خانقاهم فلک آبی بی سقف و ستون


پیر من آنکه مرا داد ندا رفتم وشد


گفتم ای دل به خدا هست خدا منجي تو


تا بدینسان شدم از خلق رها رفتم و شد
 
آخرین ویرایش:

mostafanokhodian

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
آره خوب، هر جوری هرکاری رو میشه انجام داد و رفت و شد!
مهم دل آدمه که پاک باشه حالا هر کاری دیگه ای هم کرد خلاف حکم خدا، میره و میشه، ولی اینکه چقدر قبول بشه، الله اعلم!
 

Similar threads

بالا