یه روز خوب و با خانواده م میگذرونم تا ظهر بشه بعدش ازشون میخام منو ببخشن از بقیم خداحافظی می کنم بعدم هر چه قدر پول دارم میدم برام بعد مرگم دعا کنن.بعدشم میشینم زار زار گریه می کنم به خدا میگم غلط کردم اومدم اونجا هوامو داشته باش
اول از همه وصیت نامه مینویسم و توش میگم همه رو بخشیدم و از هیچکس ناراحت نیسم
بعد از همه حلالیت میگیریم
با خانواده ام میرم بیرون
به همشون میگفتم دوسشون دارم
به مامانم میگم همیشه عاشقش بودم
بعدش میشینم با خدای خودم راز و نیاز میکنم
از شادی در پوست خودم نمیگنجم
از هیجان سکته میکنم اون یه روزم تموم میشه راحت میشم
وقت نمیشه کارایی که باید انجام بدم رو انجام بدم .
یه هفته زودتر میفهمیدم بهتر بود