.::اتاق تفسير قرآن كريم (جلسات حفظ قرآن باشگاه مهندسان ايران)::.

razmjoo144

عضو جدید
مَثَلُهُمْ كَمَثَلِ الَّذِي اسْتَوْقَدَ نَارًا فَلَمَّا أَضَاءتْ مَا حَوْلَهُ ذَهَبَ اللّهُ بِنُورِهِمْ وَتَرَكَهُمْ فِي ظُلُمَاتٍ لاَّ يُبْصِرُونَ ﴿۱۷﴾


مثل آنان همچون مثل كسانى است كه آتشى افروختند و چون پيرامون آنان را روشنايى داد خدا نورشان را برد و در ميان تاريكيهايى كه نمى‏بينند رهايشان كرد (۱۷)




خدا مثل چه کسانی رو داره برا ما گوش زد میکنه ؟

اینها چه کسانی هستند که کبریت روشنایی رو میزنن ! یه آن همه چیز و همه جارو میبینن ! ولی خدا کبریت اونارو خاموش میکنه , تا نبینن !

اصلا چرا خدا كبريت اونارو خاموش ميكنه ! تا در تاريكي كه هيچ جا رو نميبينند بمانند ؟

ما چجوری هستیم ؟
میبینیم ؟
همیشه میبینیم ؟
یا با کبریت میبینیم ؟ که اونم زود زود میزنن خاموش میکنن ؟

 

m4material

مدیر تالار مهندسی مواد و متالورژی
مدیر تالار
سوره بقره...صورت و ترجمه آيه 8

سوره بقره...صورت و ترجمه آيه 8

.
.
.
بسم الله الرحمن الرحيم




وَمِنَ النَّاسِ مَن يَقُولُ آمَنَّا بِاللّهِ وَبِالْيَوْمِ الآخِرِ وَمَا هُم بِمُؤْمِنِينَ ﴿8﴾



و برخى از مردم مى‏ گويند ما به خدا و روز بازپسين ايمان آورده ‏ايم ولى گروندگان [راستين] نيستند.
 

nafis...

مدیر بازنشسته
تفسیر نور
سوره بقره
آیه 8

نکته ها

در آغاز اين سوره، براى معرّفى مؤمنان چهار آيه و براى شناسايى كفّار دو آيه آمده است.
از آيه 8 تا 20 گروه سومى را معرّفى مى‏كند كه منافق هستند. اينان نه ايمان گروه اوّل را دارند و نه جرأت و جسارت گروه دوم را در ابراز كفر.
منافق، همانند موش صحرايى است كه براى لانه‏اش دو راه فرار قرار مى‏دهد، يكى از آن دو را باز مى‏گذارد و از آن رفت و آمد مى‏كند و ديگرى را بسته نگه مى‏دارد. هر گاه احساس خطر كند با سر خود راه بسته را باز كرده و مى‏گريزد. نام سوراخ مخفى موش «نافقاء» است كه كلمه منافق نيز از همين واژه گرفته شده است.

گرچه مراد از نفاق در اين آيات، كفر در دل و اظهار ايمان است، ولى در روايات نفاق، داراى معناى گسترده‏اى است كه هركس زبان وعملش هماهنگ نباشد، سهمى از نفاق دارد.
--------------------------------------
در حديث مى‏خوانيم: اگر به امانت خيانت كرديم و در گفتار دروغ گفتيم و به وعده‏هاى خود عمل نكرديم، منافق هستيم گرچه اهل نماز و روزه باشيم.
نفاق، نوعى دروغِ عملى و اعتقادى است و رياكارى نيز نوعى نفاق است.

------------------------------------------------------------
پیام ها
1- ايمان، يك مسئله قلبى است وبه اظهارات انسان بستگى ندارد. «ماهم بمؤمنين»
2- اساس ايمان، ايمان به مبدأ و معاد است.
«آمنا باللَّه و باليوم الآخر»
3- خداوند از درون انسان، آگاه است.
«وما هم بمؤمنين»
 

mahsa66

عضو جدید
کاربر ممتاز
سلام دوستان عزیز این چند آیه به هم پیوسته است به خاطر همین چند جلسه بعد من تفسیر نمونه رو براتون میذارم. ولی چند حدیث از منافق و ویژگی هاش براتون میذارم.

امام على عليه السلام :
هر كس امر به معروف كند به مؤمن نيرو مى بخشد و هر كس نهى از منكر نمايد بينى منافق را به خاك ماليده و از مكر او در امان مى ماند.

امام صادق عليه السلام :
مؤمن غبطه مى خورد و حسادت نمى ورزد، منافق حسادت مى ورزد و غبطه نمى خورد.
(غبطه آن است كه آرزو كنى آنچه ديگرى دارد، داشته باشى بدون اينكه آرزوى نابودى نعمت ديگرى را داشته باشى و حسد آن است كه بخواهى نعمتى را كه ديگرى دارد، نداشته باشد).

رسول اكرم صلى الله عليه و آله :
غيرت از ايمان است و بى بند و بارى از نفاق

رسول اكرم صلى الله عليه و آله :
مؤمن شوخ و شنگ است و منافق اخمو و عصبانى.

پيامبر صلى الله عليه و آله :
نشانه منافق اين است كه بدى اش ناراحتش نمى كند و خوبى اش او را خوشحال نمى سازد.

برای این که پست طولانی نشه بقیه این احادیث رو که 48 حدیث می باشد میتوانید در اینجا مشاهده کنید.

 
آخرین ویرایش:

بابك خسروي

عضو جدید
کاربر ممتاز
سلام دوستان عزيز
من تا حالا به اين تاپيك سر نزده بودم
اولا تشكر مي كنم از مهسا خانم كه راه اين تاپيك رو به من نشون دادند
دوما اين كه از اين به بعد حتما سعي ميكنم فعاليتم رو توي اين تاپيك بيشتر كنم
و در آخر اينكه اگه يه راهنمايي كوچيك در مورد نحوه فعاليت توي اين تاپيك بمن بكنين يه دنيا ممنون ميشم
بازم ممنون
يا علي:gol:
 
آخرین ویرایش:

جینگیلبرت

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
همان طور که شرک دو نوع است شرکت خفی و شرکت جلی

من یک دسته بندی دارم:

ما 3 نوع منافق داریم

1- منافق خفی یا منافق نادان مانند خوارج

2- منافق جلی یا منافق عناد ورز و دشمن مانند معاویه

3- منافقین بی خاصیت که خرابکاری نمیکنند بلکه با گوشه گیری خود ضربه میزنند.

1- منافق خفی
همان طور که در شرک خفی فرد از شرک خود آگاه نیست
منافق خفی نیز آن است که نفاق او از خود فرد نیز پوشیده است
این فرد اسیر نفس خود میباشد و نمیداند که منافق است
بسیاری از امور را برای نفس خود و در راستای ارضای غرور و تکبر و تعصبات پوچ و بی اساس خود انجام میدهد
ولی در زبان دم از ایمان و اعتقاد و پیروی از ولایت و غیره میزند.
منافق خفی فردی بسیار ساده لوح و دارای علمی سطحی و رده پائین است که مانند پشه ای از این سو به آن سو میرود.
نمونه ای از منافق خفی در تاریخ صدر اسلام ابوموسی اشعری و خوارج و سایر افرادی بودند که اسیر دسیسه های منافقین جلی مانند معاویه شدند.
منافق خفی به نفاق خود آگاه نیست و نمیداند که خرابکاری میکند و آلت دست منافقین جلی و دشمنان دین است.
این افراد درست در نقطه مقابل انسانهای دارای بصیرت هستند که برخلاف افراد دارای بصیرت، دارای بصیرت کافی برای تشخیص حق ازباطل نیستند
و با یک بادی از این سو به آن سو میشوند و با یک فتوائی فریبنده از گروهی به گروه دیگر روی می آورند
مانند خوارج که با بر نیزه شدن قرانها از امام علی(ع) روی گردان شدند.

2- منافق جلی:
منافق جلی آن است که در ظاهر دم از اسلام میزند تشکیلات و گروهی برای خود دارد
ولی به فرموده قران در سوره بقره در خلوت تنهائی و یا خلوت هم پیمانان خود به مسلمانان میخندد و آنها را به خنده و استهزاء میگیرد.
به درون مسلمانان نفوذ میکند و جاسوسی و خرابکاری میکند و میداند که نفوذی و خرابکار است.

3- منافقین بی خاصیت که خصوصیات متفاوتی با نادان ها و عناد ورزان دارند.
مانند طلحه و زبیر و عایشه و غیره .... اینها نادان نیستند بلکه بسیار باهوشند ولی در عین حال ظالم هم نیستند و علنا به نام دین ظلم نمیکنند.


ناكثین، قاسطین و مارقین را امیر المؤمنین علی (ع) در خطبه «شقشقیه»، در پنج قسمت بطور مفصل بیان فرموده‏ اند.

نامگذاری نیروهای شام به قاسطین و نیروهای نهروان به مارقین و نیروهای عایشه به ناکثین از سوی پیامبر اسلام صلی اله علیه و آله صورت گرفته است.
رسول خدا فرمود:ای ام سلمه !شاهد باش که علی با ناکثین و قاسطین و مارقین خواهد جنکید.(بحار الانوار ج 32 ص 291)

امام علی علیه السلام فرمود: من مامور شدم که با ناکثین و قاسطین و مارقین بجنگم (همان ص 293 ح 249)

ناکثین به معنای پیمان شکنان ,
قاسطین به معنای ستمگران
و مارقین به معنای خارج شوندگان از دین است .

ناکثین: طلحه و زبیر با علی علیه السلام بیعت کرده بودند و این بیعت را شکستند و برای همین به پیمان شکن معروف شدند. که به علت کوتاهی خود در تعهدات جزء گروه سوم هستند.

مارقین: نیروهای نهروان در اثر نادانی از دین خارج شدند و به مارقین معروف شدند. منافقین خفی که به نفاق خود واقف نیستند

قاسطین: نیروهای معاویه هم به خاطر انحراف از دین و در پیش گرفتن راه طغیان و ظلم به قاسطین معروف شدند. منافقین جلی که نفاق خود را میدانند و با ظلم آگاهانه نفاق میورزند.
 
آخرین ویرایش:

mahsa66

عضو جدید
کاربر ممتاز
سلام دوستان عزيز
من تا حالا به اين تاپيك سر نزده بودم
اولا تشكر مي كنم از مهسا خانم كه راه اين تاپيك رو به من نشون دادند
دوما اين كه از اين به بعد حتما سعي ميكنم فعاليتم رو توي اين تاپيك بيشتر كنم
و در آخر اينكه اگه يه راهنمايي كوچيك در مورد نحوه فعاليت توي اين تاپيك بمن بكنين يه دنيا ممنون ميشم
بازم ممنون
يا علي:gol:

سلام
ممنون از این که در این تاپیک شرکت کردید.
در این اتاق شما تفاسیر رو بخونید و اگه سوالی براتون پیش میاد یا این که مطلبی دارید از منبعی قرآنی برامون بذارید تا دیگران استفاده کنند و اگه بچه ها سوالی پرسیدن و می تونید جواب بدید.
 

جینگیلبرت

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
منافق کسیست که تاویل رو جایگزین تفسیر کنه...

طبق فرمایش قران تاویل را هیچ کس نمیشناسد و نمیداند مرگ آنان که در علوم خلقت راسخ هستند و رسوخ کرده اند و به اعماق آن وارد شده اند.

من هیچ وقت درباره چیزی که نمیدانم نظر نمیدهم بنابر این هر وقت ندانم اعتراف میکنم و سوال میکنم.
اینجا نیز اعتراف میکنم که جزء دسته متعالی راسخون نیستم.

فقط شنیده ام که طبق احادیث اهل بیت علیهم السلام قران کریم 7 بطن دارد که تعداد کمی از مردم فقط تفسیر ظاهر آن را میدانند
و هر کسی بطن اول را نمیداند چه برسد به بطن های درونی تا هفت بطن.
و فقط اهل بیت هلیهم السلام در این موارد دارای علم هستند.

همانند بنده
بسیاری از مردم فرق تاویل و تفسیر را نمیدانند لطف میکنید فرق تاویل و تفسیر را بفرمائید؟
 

جینگیلبرت

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
گاهی کلماتی در میان کلمات غیر مسلمانان هست که انسان بسیار زیبا میتواند قران را درک کند
داستان زیر برایم ایمیل شده بود گفتم برای شما نیز نقل کنم:


در صحرا میوه کم بود

داستان برگرفته از کتاب: “پدران، فرزندان، نوه ها” نوشته پائولو کوئلیو

در صحرا میوه کم بود . خداوند یکی از پیامبران را فراخواند و گفت : “هر کس در روز تنها می تواند یک میوه بخورد “ این قانون نسل ها برقرار بود ، و محیط زیست آن منطقه حفظ شد . دانه های میوه بر زمین افتاد و درختان جدید رویید . مدتی بعد ،‌ آن جا منطقه ی حاصل خیزی شد و حسادت شهر های اطراف را بر انگیخت . اما هنوز هم مردم هر روز فقط یک میوه می خوردند و به دستوری که پیامبر باستانی به اجدادشان داده بود ، وفادار بودند . اما علاوه بر آن نمی گذاشتند اهالی شهر ها و روستا های همسایه هم از میوه ها استفاده کنند . این فقط باعث می شد که میوه ها روی زمین بریزند و بپوسند .
خداوند پیامبر دیگری را فراخواند و گفت :« بگذارید هرچه میوه می خواهند بخورند و میوه ها را با همسایگان خود قسمت کنند .»پیامبر با پیام تازه به شهر آمد . اما سنگسارش کردند ، چرا که آن رسم قدیمی ، در جسم و روح مردم ریشه دوانیده بود و نمی شد راحت تغییرش داد .. کم کم جوانان آن منطقه از خود می پرسیدند این رسم بدوی از کجا آ مده . اما نمی شد رسوم بسیار کهن را زیر سؤال برد ، بنابراین تصمیم گرفتند مذهب شان را رها کنند . بدین ترتیب ، می توانستند هر چه می خواهند، بخورند و بقیه را به نیازمندان بدهند .

تنها کسانی که خود را قدیس می دانستند ، به آیین قدیمی وفادار ماندند .
اما در حقیقت ، آن ها نمی فهمیدند که دنیا عوض شده و باید همراه با دنیا تغییر کنند.


وَإِذَا فَعَلُوا فَاحِشَةً قَالُوا وَجَدْنَا عَلَیْهَا آبَاءَنَا وَاللَّـهُ أَمَرَنَا بِهَا ۗ قُلْ إِنَّ اللَّـهَ لَا یَأْمُرُ بِالْفَحْشَاءِ ۖ أَتَقُولُونَ عَلَى اللَّـهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ

و چون کار زشتى کنند، مى‌گویند: «پدران خود را بر آن یافتیم و خدا ما را بدان فرمان داده است.»
بگو: «قطعاً خدا به کار زشت فرمان نمى‌دهد، آیا چیزى را که نمى‌دانید به خدا نسبت مى‌دهید؟» (۲۸ اعراف)



 

بابك خسروي

عضو جدید
کاربر ممتاز
طبق فرمایش قران تاویل را هیچ کس نمیشناسد و نمیداند مرگ آنان که در علوم خلقت راسخ هستند و رسوخ کرده اند و به اعماق آن وارد شده اند.

من هیچ وقت درباره چیزی که نمیدانم نظر نمیدهم بنابر این هر وقت ندانم اعتراف میکنم و سوال میکنم.
اینجا نیز اعتراف میکنم که جزء دسته متعالی راسخون نیستم.

فقط شنیده ام که طبق احادیث اهل بیت علیهم السلام قران کریم 7 بطن دارد که تعداد کمی از مردم فقط تفسیر ظاهر آن را میدانند
و هر کسی بطن اول را نمیداند چه برسد به بطن های درونی تا هفت بطن.
و فقط اهل بیت هلیهم السلام در این موارد دارای علم هستند.

همانند بنده
بسیاری از مردم فرق تاویل و تفسیر را نمیدانند لطف میکنید فرق تاویل و تفسیر را بفرمائید؟

سلام دوستان عزيز
ما در روايات داريم كه: «القرآن عبارات و اشارات و لطائف و حقائق. فاما العبارات للعوام و الاشارات للخواص و اللطائف للاولياء و الحقائق للانبياء»
قرآن عبارات و اشارات و لطايف و حقايق است. اما عبارات قرآن براي عموم خلق و اشارات آن براي خواص و لطايف آن براي اوليا و حقايق آن براي انبيا است
تفسير به معني رفع ابهامه و تاويل به معناي رجوع به اصل
يعني توي تفسير، مفسر فقط به دنبال اينه كه بگه فلان آيه كي، كجا و چرا نازل شده و همينطور با توجه به مراتب لفظي به دنبال استنتاج از آيه ميره و بيشتر متكي به روايت هستش ولي توي تاويل به دنبال باطن موضوع آيه هستيم البته هردوش رو ميتونيم به فهميدن معاني و مفاهيم قرآن تعبير كرد ولي تاويل خيلي خيلي عميق تره
ما مفسران زيادي داريم ولي تاويل طبق آيه هفتم سوره آل عمران مخصوص پيامبر (ص) و اهل بيت (ع) هستش البته توي بعضي روايات خود ائمه كساني از اوليا رو هم صاحب تاويل ميدونستن مثل جابرعبدالله انصاري و ميثم تمار
بنده چند تا مثال كوچولو ميزنم و اميدوارم تونسته باشم كمكي كرده باشم
حادثه پیروزی بنی اسرائیل بر فرعونیان و وراثت زمین که مورد نزول آیه شریفه زیر است: «و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثین و نمکن لهم فی الارض و نری فرعون و هامان وجنودهما منهم ماکانوا یحذرون» (قصص، آیه 5 -6 ؛ بحارالانوار، ج 51، ص 54) مراد ظاهری ومورد نزول آیه همان است که در جریان مبارزه بنی اسرائیل با فرعون و هامان و لشکریان آنان، خداوند به امداد مؤمنان آمد و مستضعفان را نعمتی بزرگ عنایت کرد و با هلاکت فرعون و فرعونیان آنان را پیشوا و وارث سرزمین مصر قرار داد. اما در برخی از روایات در بیان تأویل آن آمده است که مراد از مستضعفان، آل محمد(ص) هستند که خداوند مهدی آنان را بعد از رنج و مشقتشان بر می انگیزد؛ آنان را عزیز می کند و دشمنانشان را خوار می گرداند (بحارالانوار، ج 51، ص 54). در روایات دیگری تصریح شده است که تنزیل این آیه درباره بنی اسرائیل است و تأویل آن درباره ماست (همان، ج 53، ص 26)

يا
قرآن مي فرمايد: «استعينو بالصبر و الصلوة» از صبر و نماز كمك بگيريد
در تاويل اين آيه پيامبر فرمودند: «يا علي انت الصوم و انا الصلوة» اي علي تو روزه اي و من نماز

يا اينكه ما داريم
همه قرآن در سوره حمد است و همه سوره حمد در بسم الله الرحمن الرحيم آن و همه بسم الله الرحمن الرحيم در «ب» بسم الله و همه «ب» در نقطه زير «ب» نهفته است و علي (ع) فرمود: منم نقطه زير «ب» بسم الله الرحمن الرحيم. نقطه هيچ ندارد. اين نهايت تواضع علي (ع) در برابر پروردگار خودشه اما همه حروف و كلمات و نوشته ها و علوم از همين نقطه ايجاد ميشه پس تاويلش ميشه كه همه قرآن علي (ع) است.

يا اينكه در سوره حمد آيه اهدنا الصراط المستقيم منظور از راه راست راه علي و اولاد علي تاويل شده
و خيلي موارد ديگه
يا علي
 

جینگیلبرت

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
سلام دوستان عزيز
ما در روايات داريم كه: «القرآن عبارات و اشارات و لطائف و حقائق. فاما العبارات للعوام و الاشارات للخواص و اللطائف للاولياء و الحقائق للانبياء»
قرآن عبارات و اشارات و لطايف و حقايق است. اما عبارات قرآن براي عموم خلق و اشارات آن براي خواص و لطايف آن براي اوليا و حقايق آن براي انبيا است
تفسير به معني رفع ابهامه و تاويل به معناي رجوع به اصل
يعني توي تفسير، مفسر فقط به دنبال اينه كه بگه فلان آيه كي، كجا و چرا نازل شده و همينطور با توجه به مراتب لفظي به دنبال استنتاج از آيه ميره و بيشتر متكي به روايت هستش ولي توي تاويل به دنبال باطن موضوع آيه هستيم البته هردوش رو ميتونيم به فهميدن معاني و مفاهيم قرآن تعبير كرد ولي تاويل خيلي خيلي عميق تره
ما مفسران زيادي داريم ولي تاويل طبق آيه هفتم سوره آل عمران مخصوص پيامبر (ص) و اهل بيت (ع) هستش البته توي بعضي روايات خود ائمه كساني از اوليا رو هم صاحب تاويل ميدونستن مثل جابرعبدالله انصاري و ميثم تمار
بنده چند تا مثال كوچولو ميزنم و اميدوارم تونسته باشم كمكي كرده باشم
حادثه پیروزی بنی اسرائیل بر فرعونیان و وراثت زمین که مورد نزول آیه شریفه زیر است: «و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثین و نمکن لهم فی الارض و نری فرعون و هامان وجنودهما منهم ماکانوا یحذرون» (قصص، آیه 5 -6 ؛ بحارالانوار، ج 51، ص 54) مراد ظاهری ومورد نزول آیه همان است که در جریان مبارزه بنی اسرائیل با فرعون و هامان و لشکریان آنان، خداوند به امداد مؤمنان آمد و مستضعفان را نعمتی بزرگ عنایت کرد و با هلاکت فرعون و فرعونیان آنان را پیشوا و وارث سرزمین مصر قرار داد. اما در برخی از روایات در بیان تأویل آن آمده است که مراد از مستضعفان، آل محمد(ص) هستند که خداوند مهدی آنان را بعد از رنج و مشقتشان بر می انگیزد؛ آنان را عزیز می کند و دشمنانشان را خوار می گرداند (بحارالانوار، ج 51، ص 54). در روایات دیگری تصریح شده است که تنزیل این آیه درباره بنی اسرائیل است و تأویل آن درباره ماست (همان، ج 53، ص 26)

يا
قرآن مي فرمايد: «استعينو بالصبر و الصلوة» از صبر و نماز كمك بگيريد
در تاويل اين آيه پيامبر فرمودند: «يا علي انت الصوم و انا الصلوة» اي علي تو روزه اي و من نماز

يا اينكه ما داريم
همه قرآن در سوره حمد است و همه سوره حمد در بسم الله الرحمن الرحيم آن و همه بسم الله الرحمن الرحيم در «ب» بسم الله و همه «ب» در نقطه زير «ب» نهفته است و علي (ع) فرمود: منم نقطه زير «ب» بسم الله الرحمن الرحيم. نقطه هيچ ندارد. اين نهايت تواضع علي (ع) در برابر پروردگار خودشه اما همه حروف و كلمات و نوشته ها و علوم از همين نقطه ايجاد ميشه پس تاويلش ميشه كه همه قرآن علي (ع) است.

يا اينكه در سوره حمد آيه اهدنا الصراط المستقيم منظور از راه راست راه علي و اولاد علي تاويل شده
و خيلي موارد ديگه
يا علي

پس با این اوصاف حرف دوستمان که فرموده بودند منافق کسی است که تاویل را جایگزین تفسیر کند اشتباه است
تفسیر جای خود را دارد و تاویل هم جای خود را دارد.
اما تاویل کار هر کسی نیست اما برای ما غیر ممکن نیست

همان طور که پیامبر اسلام فرمود: علما امتی افضل من انبیاء بنی اسرائیل
علماء امت من از پیامبران بنی اسرائیل برتر هستند.

و اگر گفته شده که : سلمان منا اهل البیت
سلمان از ما اهل بیت است

و اگر جابر ابن عبد الله و میثم تمار افرادی هستند که مشمول آیه قران یعنی راسخون در علم هستند،

پس تک تک ماها نیز میتوانیم تاویل قران را به شرط اینکه در علم شامل راسخون باشیم بدانیم.

منتها شرط آن راسخ شدن در علم است.
و این راسخ شدن نعمت خداوند است که به فرمایش خودش در قران به هر که بخواهد میدهد و به هر که بخواهد از او میگیرد

ما تا به درجه شناخت تاویل نرسیده ایم و نمیتوانیم بفهمیم که شخصی تاویل میکند یا تفسیر میکند،
نمیتوانیم به شخصی بگوئیم که منافق است یا نیست!

چه بسا فردی که ادعای تاویل میکند واقعا خداوند درجه راسخون فی العلم را به او عظا فرموده باشد
و چون ما راسخون فی العلم نیستیم و نمیتوانیم آن فرد را که ادعای تاویل دارد را مورد سنجش قرار دهیم
لذا نمیتوانیم در مورد چنین افرادی نظری بدهیم که منافق هستند یا نیستند.

ما فقط میتوانیم به افرادی که راسخون فی العلم هستند مراجعه کنیم و استعلام کنیم که آیا فردی که ادعای تاویل قران دارد
آیا شیاد است یا واقعا خداوند چنین علمی به او داده است!؟

ولی باز هم نمیتوان به قطع نظر داد حتی اگر راسخون فی العلم هم نظر داده و چنین فردی را شیاد بنامند باز هم چون معصوم نیستند و بری از اشتباه نیستند
لذا ممکن است یک فرد واقعا در مقامی باشد که با میثم تمار و یا سلمان فارسی و اهل بیت پیامبر در یک ردیف باشد.

روالی که بنده در مورد چنین افرادی دارم سکوت و عبور کردن از کنار این افراد است تا زمانی که امام زمان ظهور کند
و آن وقت چون امام زمان از چنین افرادی بالاتر است و به تمامی خلقت شناخت دارد نظر ایشان میتواند برای خود من در خصوص تاویل کننده قران حجت باشد.

در طول سالهای گذشته شاهد تفرقه و اختلاف در جامعه بوده ایم که باعث شده است دشمنان اسلام از آب گل آلود ماهی بگیرند.
در حالی که اگر از روی احادیث و وجدان و عدالت قضاوت کنیم و ادعای تاویل کننده را بعنوان یک نظر شخصی شنیده و از کنار آن بدون قضاوت عبور کنیم
در بین مسلمانان اختلاف و تفرقه نخواهد بود و در نتیجه اسلام تضعیف و دشمنان اسلام تقویت نخواهند شد.
لذا در یک نتیجه گیری وقتی ما فردی که ادعای تاویل قران دارد را بعنوان منافق در نظر میگیریم و با او میجنگیم
به نوعی به دین و اسلام ضربه میزنیم و در این میان منافق اصلی خود ما خواهیم بود زیرا که ضربه ای که با این عمل به اسلام میزنیم شدیدتر از فردی است که
ادعای تاویل قران دارد!
این مسئله در تاریخ اسلام به خصوص تاریخ صدر اسلام زیاد اتفاق افتاده و یکی از مشکلات تمدن اسلامی همین صدور فتواهای بدون حساب و کتاب است که باعث بد بختی مسلمانان شده است.

اگر اشتباه برداشت کرده ام راهنمائی فرمائید.
 

بابك خسروي

عضو جدید
کاربر ممتاز
پس با این اوصاف حرف دوستمان که فرموده بودند منافق کسی است که تاویل را جایگزین تفسیر کند اشتباه است
تفسیر جای خود را دارد و تاویل هم جای خود را دارد.
اما تاویل کار هر کسی نیست اما برای ما غیر ممکن نیست

همان طور که پیامبر اسلام فرمود: علما امتی افضل من انبیاء بنی اسرائیل
علماء امت من از پیامبران بنی اسرائیل برتر هستند.

و اگر گفته شده که : سلمان منا اهل البیت
سلمان از ما اهل بیت است

و اگر جابر ابن عبد الله و میثم تمار افرادی هستند که مشمول آیه قران یعنی راسخون در علم هستند،

پس تک تک ماها نیز میتوانیم تاویل قران را به شرط اینکه در علم شامل راسخون باشیم بدانیم.

منتها شرط آن راسخ شدن در علم است.
و این راسخ شدن نعمت خداوند است که به فرمایش خودش در قران به هر که بخواهد میدهد و به هر که بخواهد از او میگیرد

ما تا به درجه شناخت تاویل نرسیده ایم و نمیتوانیم بفهمیم که شخصی تاویل میکند یا تفسیر میکند،
نمیتوانیم به شخصی بگوئیم که منافق است یا نیست!

چه بسا فردی که ادعای تاویل میکند واقعا خداوند درجه راسخون فی العلم را به او عظا فرموده باشد
و چون ما راسخون فی العلم نیستیم و نمیتوانیم آن فرد را که ادعای تاویل دارد را مورد سنجش قرار دهیم
لذا نمیتوانیم در مورد چنین افرادی نظری بدهیم که منافق هستند یا نیستند.

ما فقط میتوانیم به افرادی که راسخون فی العلم هستند مراجعه کنیم و استعلام کنیم که آیا فردی که ادعای تاویل قران دارد
آیا شیاد است یا واقعا خداوند چنین علمی به او داده است!؟

ولی باز هم نمیتوان به قطع نظر داد حتی اگر راسخون فی العلم هم نظر داده و چنین فردی را شیاد بنامند باز هم چون معصوم نیستند و بری از اشتباه نیستند
لذا ممکن است یک فرد واقعا در مقامی باشد که با میثم تمار و یا سلمان فارسی و اهل بیت پیامبر در یک ردیف باشد.

روالی که بنده در مورد چنین افرادی دارم سکوت و عبور کردن از کنار این افراد است تا زمانی که امام زمان ظهور کند
و آن وقت چون امام زمان از چنین افرادی بالاتر است و به تمامی خلقت شناخت دارد نظر ایشان میتواند برای خود من در خصوص تاویل کننده قران حجت باشد.

در طول سالهای گذشته شاهد تفرقه و اختلاف در جامعه بوده ایم که باعث شده است دشمنان اسلام از آب گل آلود ماهی بگیرند.
در حالی که اگر از روی احادیث و وجدان و عدالت قضاوت کنیم و ادعای تاویل کننده را بعنوان یک نظر شخصی شنیده و از کنار آن بدون قضاوت عبور کنیم
در بین مسلمانان اختلاف و تفرقه نخواهد بود و در نتیجه اسلام تضعیف و دشمنان اسلام تقویت نخواهند شد.
لذا در یک نتیجه گیری وقتی ما فردی که ادعای تاویل قران دارد را بعنوان منافق در نظر میگیریم و با او میجنگیم
به نوعی به دین و اسلام ضربه میزنیم و در این میان منافق اصلی خود ما خواهیم بود زیرا که ضربه ای که با این عمل به اسلام میزنیم شدیدتر از فردی است که
ادعای تاویل قران دارد!
این مسئله در تاریخ اسلام به خصوص تاریخ صدر اسلام زیاد اتفاق افتاده و یکی از مشکلات تمدن اسلامی همین صدور فتواهای بدون حساب و کتاب است که باعث بد بختی مسلمانان شده است.

اگر اشتباه برداشت کرده ام راهنمائی فرمائید.

دوست عزيز بنده فقط در تكميل فرمايشات شما اينو ميگم
امام هادي (ع) در زيارت جامعه كبيره در مورد اهل بيت مي فرمايند: ذكر شما در وجود ذاكران و نام هاي شما در اسماء و بدن هاي شما در داخل بدن ها و روح هاي شما در روح ها و جان هاي شما در جان ها و آثار شما درآثار و قبرهاي شما در قبرها قرار دارد
پس خيلي ساده بگم، فقط كافي يه سري به درون خودمون بزنيم تا اهل بيت رو پيدا كنيم و از راسخون بشيم، هيچ جاي ديگه لازم نيست بريم
در حديث ديگه اي هم از حضرت امير (ع) هست كه مي فرمايند: «اولنا محمد و اوسطنا محمد و آخرنا محمد و كلنا محمد» يعني اول اهل بيت، محمد است، وسطشون محمد است و آخر اهل بيت هم محمد است ولي توي قسمت «كلنا» گوشه اي از اون شيعيان و محبين رو هم در برميگيره چون نور حضرت محمد همونطوري كه در وجود اهل بيت است در وجود تمام شيعيان و محبين هم هست
در ضمن يه پيشنهاد دوستانه هم ميدم بهتون و اون اينه كه جمله جلوگيري از تفرقه رو از ذهنتون پاك كنين چون اين حرف يه حرف سياسيه كه بعضيا مجبورن بگن و هيچ وقت يادتون نره نماز بدون ولايت اميرالمونين هيچ فايده اي نداره (ميشه ابن ملجم لعنت الله عليه)
مقصود تسليم شدنه در برابر خداست نه اسلام، توي قرآن كلمه اسلمنا در مورد مسيحيا و يهوديا هم بكار رفته، در ضمن حتما ميدونين كه زماني كه حضرت صاحب (عج) ظهور كنن بعضيا ميگن كه ايشون در دين بدعت وارد كرده اند پس بيخيال اين حرفا چون به نظر بنده اين حرفا جلوي سير سلوك رو ميبنده، همونطوري كه در بالا عرض كردم فقط درون خودمون بايد به دنبال نور اهل بيت باشيم و بقيشم بسپاريم دست خدا و اهل بيت
اون قسمت از حرفتونم كه قرمز كردم خيلي قشنگ و دلنشين بود يعني خيلي با اون قسمت حال كردم
هر كو نكند فهمي زين كلك خيال انگيز/ نقشش به حرام ار خود صورتگر چين باشد
جام مي و خون دل هر يك به كسي دادند/ در دايره قسمت اوضاع چنين باشد
 

baback

کاربر فعال
طبق فرمایش قران تاویل را هیچ کس نمیشناسد و نمیداند مرگ آنان که در علوم خلقت راسخ هستند و رسوخ کرده اند و به اعماق آن وارد شده اند.

من هیچ وقت درباره چیزی که نمیدانم نظر نمیدهم بنابر این هر وقت ندانم اعتراف میکنم و سوال میکنم.
اینجا نیز اعتراف میکنم که جزء دسته متعالی راسخون نیستم.

فقط شنیده ام که طبق احادیث اهل بیت علیهم السلام قران کریم 7 بطن دارد که تعداد کمی از مردم فقط تفسیر ظاهر آن را میدانند
و هر کسی بطن اول را نمیداند چه برسد به بطن های درونی تا هفت بطن.
و فقط اهل بیت هلیهم السلام در این موارد دارای علم هستند.

همانند بنده
بسیاری از مردم فرق تاویل و تفسیر را نمیدانند لطف میکنید فرق تاویل و تفسیر را بفرمائید؟

منظور معنای لغوی این واژه هست.
تا جایی که میدونم تاویل بسته به کاربرد این واژه معنا و مفاهیم متفاوتی داره . در علوم فقه و اصول، تاویل یعنی توضیحی که به آن شک و ظن دارید ( البته بدون هیچ قصد و غرضی ) اما تفسیر در هر حالتی یعنی قطع به یقین. در لغت تاویل کردن یعنی برگرداندن معنا و مفهوم به چیزی خارج از ظاهر آن و چیزی که بیشتر با عقاید و نظرات شخص هم سو و هم جهت باشه. منظور من هم این معنی از واژه ی تاویل بوده.
 

V A H ! D

کاربر فعال تالار مهندسی صنایع ,
کاربر ممتاز
آیه 9 سوره بقره ...

آیه 9 سوره بقره ...


.
.
.


بسم الله الرحمن الرحیم



يُخَادِعُونَ اللَّهَ وَالَّذِينَ آمَنُوا وَمَا يَخْدَعُونَ إِلَّا أَنْفُسَهُمْ وَمَا يَشْعُرُونَ ( 9 )


[به گمان باطلشان] مى‏خواهند خدا و اهل ايمان را فريب دهند ، در حالى كه جز خودشان را فريب نمى‏دهند ، ولى [اين حقيقت را] درك نمى‏كنند ...



 

nafis...

مدیر بازنشسته
تفسیر نور
آیه 9
:gol:سوره بقره:gol:

«شعور» از ريشه‏ى «شَعر» به معناى مو مى‏باشد. كسى كه داراى فهم دقيق و موشكافانه باشد، اهل درك و شعور است. بنابراين منافق گمان مى‏كند كه ديگران را فريب مى‏دهد، زيرا درك درست ندارد.
«لايشعرون»

مراد از حيله ومكر منافقان با خدا، يا خدعه ونيرنگ آنان با احكام خدا و دين الهى است كه آن را مورد تمسخر و بازيچه قرار مى‏دهند و يا به معناى فريبكارى نسبت به پيامبر خداست. يعنى همان‏گونه كه اطاعت و بيعت با رسول‏خدا، اطاعت و بيعت با خداست و خدعه با رسول‏خدا به منزله خدعه با خدا مى‏باشد كه روشن است اين گونه فريبكارى و نيرنگ بازى با دين، خدعه و نيرنگ نسبت به خود است. چنانكه اگر پزشك، دستور مصرفِ دارويى را بدهد و بيمار به دروغ بگويد كه آنها را مصرف كرده‏ام، به گمان خودش پزشك را فريب داده و در حقيقت خود را فريب داده است كه فريب پزشك، فريب خود است.

برخورد اسلام با منافق، همانند برخورد منافق با اسلام است. او در ظاهر اسلام مى‏آورد، اسلام نيز او را در ظاهر مسلمان مى‏شمارد. او در دل ايمان ندارد و كافر است، خداوند نيز در قيامت او را با كافران محشور مى‏كند.

در روايتى از پيامبر اكرم‏صلى الله عليه وآله مى‏خوانيم:
رياكارى، خدعه با خداوند است.

قرآن، بازتاب كار نيك و بد انسان را براى خود او مى‏داند. چنانكه در اين آيه مى‏فرمايد:
خدعه با دين، خدعه با خود است نه خدا.
و در جاى ديگر مى‏فرمايد: «
اِن أحسنتم أحسنتم لانفسكم و اِن أسأتم فلها»اگر نيكى كنيد، به خود نيكى كرده‏ايد و اگر بدى كنيد، به خود كرده‏ايد. يا در جاى ديگر مى‏فرمايد: «ولا يَحيق المَكر السيّى‏ء الاّ بَاهلِه» نيرنگ بد، جز سازنده‏اش را فرا نگيرد.

-------------------------------------------
پیام ها

1- حيله‏گرى، نشانه‏ى نفاق است. «يخادعون اللّه»
2- منافق، همواره در فكر ضربه زدن است.
«يخادعون» (كلمه «خدعه» به معناى پنهان كردن امرى و اظهار نمودن امر ديگر، به منظور ضربه زدن است.)
3- آثار نيرنگ، به صاحب نيرنگ بر مى‏گردد.
«وما يَخدعون الاّ انفسهم»
4- منافق، بى‏شعور است ونمى‏فهمد كه طرف حساب او خداوندى است كه همه‏ى اسرار درون او را مى‏داند ودر قيامت نيز از كار او پرده برمى‏دارد.
«وما يشعرون»
5 - خدعه و حيله، نشانه‏ى عقل و شعور نيست.
«يخادعون... لايشعرون» در روايات مى‏خوانيم: عقل واقعى آن است كه توسط آن، انسان خداوند را بندگى نمايد.
 

mahsa66

عضو جدید
کاربر ممتاز
تفسیر نمونه
.
.
آیه 9 سوره بقره
.
.

گروه سوم (منافقان )

این آیات شرح فشرده و بسيار پر مغزى پيرامون منافقان و ويژگيهاى روحى
و اعمال آنها بيان مى كند.

شناسایی ویژگی های منافق

توضيح اينكه : اسلام در يك مقطع خاص تاريخى خود با گروهى روبرو شد كه نه اخلاص و شهامت براى ايمان آوردن داشتند و نه قدرت و جرات بر مخالفت صريح .
اين گروه كه قرآن از آنها به عنوان منافقين ياد مى كند و ما در فارسى از آنها تعبير به دورو يا دو چهره مى كنيم در صفوف مسلمانان واقعى نفوذ كرده بودند، و خطر بزرگى براى اسلام و مسلمين محسوب مى شدند، و از آنجا كه ظاهر اسلامى داشتند، غالبا شناخت آنها مشكل بود، ولى قرآن نشانه هاى دقيق و زندهاى براى آنها بيان مى كند كه خط باطنى آنها را مشخص مى سازد و الگوئى در اين زمينه بدست مسلمانان براى همه قرون و اعصار مى دهد.
نخست تفسيرى از خود نفاق دارد مى گويد: بعضى از مردم هستند كه مى گويند به خدا و روز قيامت ايمان آورده ايم در حالى كه ايمان ندارند (و من الناس من يقول آمنا بالله و باليوم الاخر و ما هم بمؤ منين ).
آنها اين عمل را يك نوع زرنگى و به اصطلاح تاكتيك جالب حساب مى كنند: آنها با اين عمل مى خواهند خدا و مؤ منان را بفريبند يخادعون الله و الذين آمنوا).
در حالى كه تنها خودشان را فريب مى دهند اما نمى فهمند (و ما يخدعون الا انفسهم و ما يشعرون ).
آنها با انحراف از راه صحيح و صراط مستقيم ، عمرى را در بيراهه مى گذرانند تمام نيروها و امكانات خود را بر باد مى دهند و جز ناكامى و شكست و بدنامى و عذاب الهى بهره اى نمى گيرند.
 

m4material

مدیر تالار مهندسی مواد و متالورژی
مدیر تالار
تفسير ادبي و عرفاني . . آيه 9 ،‌سوره بقره

تفسير ادبي و عرفاني . . آيه 9 ،‌سوره بقره

تفسير ادبي و عرفاني
.
.
آيه 9 ،‌سوره بقره
.

.
يُخَادِعُونَ اللَّهَ وَالَّذِينَ آمَنُوا وَمَا يَخْدَعُونَ إِلَّا أَنْفُسَهُمْ وَمَا يَشْعُرُونَ ( 9 )
.
.
خود كردند و به دست خود خون خويش ريختند و داغ حسرت بر جان خويش نهادند كه قصد فريب حق داشتند و سرانجام آن كار نشناختند!
به بينيد شوخي آدمي را چه پايان است، ولي شرمي او را چه كران است؟
تقصير را روي باشد و شوخي را روي نه!
تقصير از ضعف است در خلقت آدمي، و شوخي ستيز است و ستيز نشان بيگانگي!
 

V A H ! D

کاربر فعال تالار مهندسی صنایع ,
کاربر ممتاز
آیه 10 سوره بقره ...

آیه 10 سوره بقره ...


.
.
.



بسم الله الرحمن الرحیم ...


فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزَادَهُمُ اللَّهُ مَرَضًا ۖ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ بِمَا كَانُوا يَكْذِبُونَ

در دلِ آنان بيمارىِ [سختى از نفاق] است ، پس خدا به كيفرِ نفاقشان بر بيماريشان افزود ، و آنان را به خاطر آنكه همواره دروغ مى‏گفتند ، عذابى دردناك است ...

 

nafis...

مدیر بازنشسته
آیه 10
سوره بقره
تفسیر نور
----------------------------​
نکته ها

بيمارى، گاهى مربوط به جسم است، نظير آيه‏ى 185 سوره بقره؛ «ومن كان مريضاً» كه درباره احكام روزه بيماران مى‏باشد. و گاهى مربوط به روح، نظير اين آيه «فى قلوبهم مرض» كه درباره بيمارى نفاق مى‏باشد.
داستان منافق، به لاشه ومردارى بد بو مى‏ماند كه در مخزن آبى افتاده باشد. هر چه آب در آن بيشتر وارد شود، فسادش بيشتر شده و بوى نامطبوع و آلودگى آن افزايش مى‏يابد.
نفاق، همچون مردارى است كه اگر در روح و دل انسان باقى بماند، هر آيه وحكمى كه از طرف خداوند نازل شود، به جاى تسليم شدن در برابر آن، دست به تظاهر و رياكارى مى‏زند و يك گام بر نفاق خود مى‏افزايد. اين روح مريض، تمام افكار و اعمال او را، رياكارانه و منافقانه مى‏كند و اين نوعى افزايش بيمارى است.
«فزادهم اللَّه مرضاً»
شايد جمله‏ى
«فزادهم اللَّه مرضاً» نفرين باشد. نظير «قاتلهم اللَّه» يعنى اكنون كه در دل بيمارى دارند، خدا بيمارى آنان را اضافه كند.


پیام ها
1- نفاق، يك مرض روحى ومنافق بيمار است. همانطور كه بيمار، نه سالم است و نه مرده، منافق هم نه مؤمن است و نه كافر. «فى قلوبهم مرض»
2- اصلِ انسان، دل و روح اوست.
«زادهم اللَّه»
(حقّ اين بود كه بگويد «فزادها اللَّه مرضاً» يعنى در دل آنان مرض بود، خداوند مرض آنها را زياد كرد. ولى فرمود: مرض خود آنان را زياد كرد. پس قلب انسان، به منزله تمام انسان است. زيرا اگر روح وقلب منحرف شود، آثارش در سخن و عمل هويداست.)
3- نفاق، مرضى است كه رشد سرطانى دارد.
«زادهم اللَّه مرضاً»
4- زمينه‏هاى عزّت و سقوط را، خود انسان در خود به وجود مى‏آورد.
«لهم عذاب اليم بما كانوا يكذبون»
5 - دروغگويى، از روشهاى متداول منافقان است.
«كانوا يَكذبون»
 

mahsa66

عضو جدید
کاربر ممتاز
تفسیر نمونه

تفسیر نمونه

تفسیر نمونه
.
.
آیه 10 سوره بقره
.

.​
سپس قرآن در آيه بعد به اين واقعيت اشاره مى كند كه نفاق در واقع يك نوع بيمارى است ، انسان سالم يك چهره بيشتر ندارد، هماهنگى كامل در ميان روح و جسم او حكمفرما است ، چرا كه ظاهر و باطن و روح و جسم همه مكمل يكديگرند اگر مؤ من است ، تمام وجود او فرياد ايمان مى كشد و اگر منحرف شود باز هم ظاهر و باطن او نشان دهنده انحراف است ، اين دوگانگى جسم و روح درد تازه و بيمارى اضافى است ، اين يك نوع تضاد و ناهماهنگى و از هم گسستگى است كه حاكم بر وجود انسان مى شود.
مى گويد: در دلهاى آنها بيمارى خاصى است (فى قلوبهم مرض ).
اما از آنجا كه در نظام آفرينش ، هر كس در مسيرى قرار گرفت و وسائل آن را فراهم ساخت در همان مسير، رو به جلو مى رود، و يا به تعبير ديگر تراكم اعمال و افكار انسان در يك مسير آن را پررنگتر و راسختر مى سازد، قرآن اضافه مى كند: خداوند هم بر بيمارى آنها مى افزايد (فزادهم الله مرضا).
و از آنجا كه سرمايه اصلى منافقان ، دروغ است و تا بتوانند، تناقضها را كه در زندگيشان ديده مى شود با آن توجيه كنند، در پايان آيه مى فرمايد: براى آنها عذاب اليمى است بخاطر دروغهائى كه مى گفتند (و لهم عذاب اليم بما كانوا يكذبون ).


 

m4material

مدیر تالار مهندسی مواد و متالورژی
مدیر تالار
سوره بقره . . آيه 10 . . تفسير عرفاني قرآن

سوره بقره . . آيه 10 . . تفسير عرفاني قرآن

سوره بقره
.
.
آيه 10
.
.
تفسير عرفاني قرآن


اين است بيماري كه آنرا كران نه! و اين است دردي كه آنرا درمان نه! و اين است شبي كه آنرا بام نه،‌زارتر از روز منافق روز كيست؟كه از ازل تا ابد در بيگانگي زيست! امروز در عذاب نهايي و فردا در حسرت جاوداني!!!
 

V A H ! D

کاربر فعال تالار مهندسی صنایع ,
کاربر ممتاز
آیه 11 سوره بقره ...

آیه 11 سوره بقره ...



.
.
.


بسم الله الرحمن الرحیم ...



وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ لَا تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ قَالُوا إِنَّمَا نَحْنُ مُصْلِحُونَ (11)

چون به آنان گويند :
در زمين فساد نكنيد ، مى‏گويند : فقط ما اصلاح گريم !


 

nafis...

مدیر بازنشسته
تفسیر نور
سوره بقره
آیه 11


:gol::gol::gol::gol::gol::gol::gol::gol::gol::gol::gol::gol::gol::gol::gol::gol::gol::gol:
پیام ها
1- گرچه منافقان پندپذير و نصيحت خواه نيستند، ولى بهتر است با آنها سخن گفت و نهى از منكر كرد. «قيل لهم»
2- نفاق، عامل فساد است.
«لا تفسدوا فى الارض»
3- منافق چند چهره بودن خود را مردم‏دارى واصلاح‏طلبى مى‏داند.
«انمّا نحن مصلحون»
4- منافق، فقط خود را اصلاح‏طلب معرّفى مى‏كند.
«انّما نحن مصلحون» (ممكن است كسى در حدّ اعلاى بيمارى روحى باشد، ولى خيال كند كه سالم است.)
5 - منافق با ستايش نابجا از خود، در صدد تحميق مردم و توجيه خلافكارى‏هاى خويش است.
«انّما نحن مصلحون»

 

sebtoshshaikh

عضو جدید
کاربر ممتاز


.
.
.


بسم الله الرحمن الرحیم ...



وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ لَا تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ قَالُوا إِنَّمَا نَحْنُ مُصْلِحُونَ (11)

چون به آنان گويند :
در زمين فساد نكنيد ، مى‏گويند : فقط ما اصلاح گريم !




ترجمه ای که نوشته شده ببشتر به معنای اینست که : ما اصلاح گریم و کسی غیر از ما اصلاح گر نیست .


در صورتی که آیه می خواهد بفرماید : " آنان می گویند : ما اصلاح گریم نه افسادگر " .

یعنی : چون به آنان می گویند فساد نکنید ؛ آنان اتهام فساد را رد می کنند .
 

sebtoshshaikh

عضو جدید
کاربر ممتاز
تفسیر نور
سوره بقره
آیه 11


:gol::gol::gol::gol::gol::gol::gol::gol::gol::gol::gol::gol::gol::gol::gol::gol::gol::gol:
پیام ها

4- منافق، فقط خود را اصلاح‏طلب معرّفى مى‏كند.
«انّما نحن مصلحون» (ممكن است كسى در حدّ اعلاى بيمارى روحى باشد، ولى خيال كند كه سالم است.)



همانطور که در پست قبل عرض شد : افساد خودشان را رد می کنند . نه اصلاح غیر را قبول ندارند .
 

V A H ! D

کاربر فعال تالار مهندسی صنایع ,
کاربر ممتاز
آیه 12 سوره بقره ...

آیه 12 سوره بقره ...


.
.
.


بسم الله الرحمن الرحیم ...



أَلَا إِنَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدُونَ وَلَٰكِنْ لَا يَشْعُرُونَ ( 12 )


آگاه باشيد !
يقيناً خودشان اهل فسادند ، ولى درك نمى‏كنند .
..



.
.
.

در این روز و شب ها ، التماس دعا ... :gol:
 

nafis...

مدیر بازنشسته
تفسیر نور
آیه 12
سوره بقره


:gol::gol::gol::gol::gol::gol::gol::gol::gol::gol::gol::gol::gol::gol::gol::gol::gol::gol::gol::gol:

نکته ها
در يك بررسى اجمالى از آيات قرآن در مى‏يابيم كه نفاق، آثار و عوارض بدى در روح، روان، رفتار و كردار شخص منافق ايجاد مى‏كند كه او را در دنيا و قيامت گرفتار مى‏سازد. قرآن در وصف آنها مى‏فرمايد:

* دچار فقدان شعور واقعى مى‏شوند.
* انديشه و فهم نمى‏كنند.
* دچار حيرت و سرگردانى مى‏شوند.
* چون اعتقاد قلبى صحيحى ندارند، وحشت واضطراب و عذابى دردناك دارند.


پیام ها
1- مسلمانان بايد به ترفند وشعارهاى به ظاهر زيباى منافقان، آگاه شوند. «الا»
2- بلندپروازى و خيال‏پردازى مغرورانه‏ى منافق، بايد شكسته شود.
«انّهم هم المفسدون»
3- منافقان دائماً در حال فساد هستند.
«المفسدون»
4- زرنگى اگر در مسير حقّ نباشد، بى‏شعورى است.
«لا يشعرون»
 
بالا