نتایح جستجو

  1. @ RESPINA @

    مرسي ممنونم گلابتون عزيز توي صندلي داغت نتونستم شركت كنم ولي بعدش خوندم كه دو تا فرزند داري اگه...

    مرسي ممنونم گلابتون عزيز توي صندلي داغت نتونستم شركت كنم ولي بعدش خوندم كه دو تا فرزند داري اگه اشتباه نكنم خدا بهت ببخششون و ببوسشون. خدا رو شاكرم همسري بهم داده كه بهتر از خودم ، خودمو درك ميكنه و ميفهمم واقعا خدارو شكر ميكنم. برات بهترين آرزوها رو از صميم قلب دارم.
  2. @ RESPINA @

    سلام اسمشو عوض كرديم بهتر نشد؟؟؟؟ اين فكر كنم قشنگ تر باشه كوچه هاي تنهايي

    سلام اسمشو عوض كرديم بهتر نشد؟؟؟؟ اين فكر كنم قشنگ تر باشه كوچه هاي تنهايي
  3. @ RESPINA @

    خدا رحمتشون كنه براشون حتما فاتحه ميخونم.... نه هيچ چيزي نيست نا شكري كردم... جالبه همه توي...

    خدا رحمتشون كنه براشون حتما فاتحه ميخونم.... نه هيچ چيزي نيست نا شكري كردم... جالبه همه توي باشگاه منو اذيت ميكنن و ميگن تو (( ز ز )) هستي به غير از شما.. نه خدا رو شكر بهترينه واسم.....
  4. @ RESPINA @

    مرسي عزيز ببخشيد ها خيلي رك و راست حرف ميزنم اگه اجازه بدي همون گلابتون صدات بزنم چون خيلي اسم...

    مرسي عزيز ببخشيد ها خيلي رك و راست حرف ميزنم اگه اجازه بدي همون گلابتون صدات بزنم چون خيلي اسم گلابتون و دوست دارم؟..... دست رو دلم نذار كه خونه خواهر جان......
  5. @ RESPINA @

    شعر نو

    آب را گل نکنيم : در فرودست انگار ، کفتری می خورد آب يا که در بيشه دور ، سيره ای پر می شويد . يا که در آبادی ، کوزه ای پر می گردد . آب را گل نکنيم : شايد اين آب روان ، می رود پای سپيداری ، تا فروشويد اندوه دلی . دست درويشی شايد ،...
  6. @ RESPINA @

    ترانه ها و تصنیف ها...

    مرغ ســحر ناله سر كن داغ مرا تازه تر كن زآه شرر بار، اين قفس را برشكن و زير و زبر كن بلبل پر بسته ز كنج قفس درآ نغمهء آزادی نوع بشــر سرا وز نفسی عرصهء این خاك توده را، پرشرر كن ظلم ظالم ، جور صيّاد آشيانم داده بر باد ای خدا، ای فلك، ای طبيعت شامِ تاريكِ ما را سحر كن نو بهار است گل به...
  7. @ RESPINA @

    مرسي گلابتون عزيز به اسم مستعار صدات ميزنم..... اونجا بايد براي قشنگ تر شدنش شده حتي يه شعر...

    مرسي گلابتون عزيز به اسم مستعار صدات ميزنم..... اونجا بايد براي قشنگ تر شدنش شده حتي يه شعر بذاري... ببخشيد به زور ميخوام اين كارو بكني شرمنده اينقدر خانومم بهم زور نگفته عقده دارم شرمنده ها با عرض شرمندگي زياد
  8. @ RESPINA @

    کوچه های تنهایی

    آن قدر با آتش دل ساختم تا سوختم بي تو اي آرام جان يا ساختم يا سوختم سردمهري بين كه هر كس بر آتشم آبي نزد گرچه همچون برق از گرمي سراپا سوختم سوختم اما نه چون شمع طرب در بين جمع لاله ام كز داغ تنهايي به صحرا سوختم همچو آن شمعي كه افروزند پيش آفتاب سوختم در پيش مه رويان و بيجا سوختم سوختم...
  9. @ RESPINA @

    زندگی صحنه جاوید هنرمندی ماست اینم تعریف از زندگیم خوبه

    زندگی صحنه جاوید هنرمندی ماست اینم تعریف از زندگیم خوبه
  10. @ RESPINA @

    http://www.www.www.iran-eng.ir/showthread.php?p=1105514#post1105514 خوش حال میشم

    http://www.www.www.iran-eng.ir/showthread.php?p=1105514#post1105514 خوش حال میشم
  11. @ RESPINA @

    کوچه های تنهایی

    میروم شاید کمی حال شما بهتر شود میگذارم با خیالت روزگارم سر شود از چه میترسی برو دیوانگی های مرا آنچنان فریاد کن تا گوش عالم کر شود میروم دیگر نمیخواهم برای هیچکس حالت غمگین چشمانم ملال آور شود باید این بازیچه ی هر بار جان عاشقم تا به کی بازیچه ی این دست بازیگر شود ماندنم بیهوده است امکان...
  12. @ RESPINA @

    كوي دوست

    با تیشه خیال تراشیده ام تو را در هر بتی که ساخته ام دیده ام تورا از آسمان به دامنم افتاده آفتاب؟ یا چون گل از بهشت خدا چیده ام تو را هر گل به رنگ و بوی خودش می دمد به باغ من از تمام گلها بوئیده ام تو را رویای آشنای شب و روز عمرم! در خوابهای کودکی ام دیده ام تو را از هر نظر تو عین پسند دل منی هم...
  13. @ RESPINA @

    گریه کن ای دل..........

    نمی دانم شاید همه ی زندگی ام رویای دوری بیش نبودست شاید نگاهم بیهوده در انتظار فردای دیگریست شاید آیینه بود که شکل تنهائی مرا به یغما برد و توهم بهشت را در دخمه ی آرزوهایم را زنده کرد تا باز تو بیائی و عطر سیب همه جا را پر کند...
  14. @ RESPINA @

    من با تو تنها نیستم.

    خاموشت کرده ام نام من پرنده شد و پرید و نام تو ، ستاره ی سبز من با خاکستر کبوتران سوخته آهسته وزید من آلوده بودم آلوده ی جزر ومد صدایت و تو برای دست کشیدن به پوست من انگشت هایت را گم کرده بودی سه دقیقه از مرگ من گذشت حالا اندامم را در ایینه غسل می دهم و با هر چه بود و نبود این گنبد...
  15. @ RESPINA @

    من با تو تنها نیستم.

    امشب از آسمان ديده تو روي شعرم ستاره مي بارد در سكوت سپيد كاغذها پنجه هايم جرقه مي كارد شعر ديوانه تب آلودم شرمگين از شيار خواهش ها پيكرش را دوباره مي سوزد عطش جاودان آتش ها آري، آغاز دوست داشتن است گر چه پايان راه ناپيداست من به پايان دگر نينديشم كه همين دوست داشتن زيباست
  16. @ RESPINA @

    کوچه های تنهایی

    ديروز بياد تو و آن عشق دل انگيز بر پيكر خود پيرهن سبز نمودم در آينه بر صورت خود خيره شدم باز بند از سر گيسويم آهسته گشودم عطر آوردم بر سر و بر سينه فشاندم چشمانم را نازكنان سرمه كشاندم افشان كردم زلفم را بر سر شانه در كنج لبم خالي آهسته نشاندم گفتم بخود آنگاه صد افسوس كه او نيست تا مات شود...
  17. @ RESPINA @

    کوچه های تنهایی

    سلام دوست عزیز خیلی خوش اومدی موفق باشی:w27:
  18. @ RESPINA @

    رد پای احساس ...

    منم، منی که دیگر هیچ چیزی را دوست نمی دارم به نشان نا رضایتی از امر تغییر پذیر. نفرت هم نمی ورزم به هیچ چیز به نشان نارضایتی تمام عیار از امر تغییر ناپذیر.
  19. @ RESPINA @

    اشعار و نوشته هاي عاشقانه

    چه خوش است حال مرغی که قفس ندیده باشد چه نکوتر آنکه مرغ‍‍ــی ز قفـس پریده باشد پـر و بـال ما بریدند و در قفـس گشـودند چه رها چه بسته مرغی که پرش بریده باشد من از آن یکی گـزیدم که بجـز یکـی ندیدم که میان جمله خوبان به صفت گزیده باشد عجب از حبیـبم آید که ملول می نماید نکند که از رقیبان سـخنی...
  20. @ RESPINA @

    اشعار و نوشته هاي عاشقانه

    همه هستی من آیه تاریکی است که ترا در خود تکرار کنان به سحرگاه شکفتنها و رستنهای ابدی خواهد برد من در این آیه ترا آه کشیدم آه من در این آیه ترا به درخت و آب و آتش پیوند زدم
بالا